تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - مطالب نازی آرشیوز NaziArchives
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
دوشنبه 12 بهمن 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
یک شعر کافی بود
تا هیتلر بر نقشه ی استالینگراد مشت نکوبد
و سنجاقکی خوش رنگ ؛
برای سرگرم کردن چنگیز خان 
قبل از لشکر کشی به ایران
در میدان اعدام شهر شاخه گلی اگر می رویید ، شاید ؛
جلاد وظیفه شناس 
نقاب از چهره بر می داشت
و به خانه بر می گشت...

زخم این دشنه ها 
که به جای بوسه بر گلوی من و تو نشسته
می گویند :
طوفان از پی طوفان 
سراب از پی سراب
نسل از پی نسل 
زندگی را به جای خالی یک شعر ،
یک شاخه گل 
و دست هایی گرم و آشنا 
باخته ایم.

"مسعود سعیدیان "



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


روی زخمم به غیر دست خودم هیچ دستی نمک نمی پاشد
تا توانی دلی به دست آور دل شکستن هنر نمی باشد !

خسته ام از هراس بیداری از جهانی که مردگی کردم
( تا توانی ) بگیر دستم را تا به خوابی عمیییییق برگردم

از جهانی که مردگی کردم لاشه ای آش و لاش بر جا ماند
هر کسی که به دادمان نرسید روی این لاشه فاتحه می خواند !

توی مغزم هزار آلت زشت گرم تکثیر نسل خود بودند
کرم هایی حلال زاده که خوب، شکل اجداد و اصل خود بودند

مثل اینکه قرار بر این بود ما جهان برابری باشیم !
مثل اینکه قرار بر این بود گوسفندان بهتری باشیم !

از رسالت مرا تهی می کرد " جلجتا " یی که بر صلیبم بود
یک مسیح شکست خورده و منگ ،قرن ها بعد توی جیبم بود

قرن ها بعد زیر بمباران ،از رسالت مرا تهی می کرد
جنگ های جهانی چندم کل تاریخ را گهی می کرد

از رسالت مرا تهی می کرد ،ارتش نازنازی نازی
با خودم نا امید می گفتم: " تو به هیتلر همیشه می بازی ! "

مثل اینکه قرار بر این بود ما جهان برابری باشیم !
مثل اینکه قرار بر این بود گوسفندان بهتری باشیم !

هر کسی می رسید حقت را طبق قانون خود وتو می کرد
و تو را با تمام بی برگی ت توی این مزرعه درو می کرد

توی چشمان ساده انگارت هر کسی می رسید زیبا بود
بدنت را کبودتر کردند ، هر کسی می رسید تیپا بود

هر کسی می رسید حقش بود که تو را از همه نهان بکند
هر کسی می رسید حقش بود که تو را باز امتحان بکند

مثل اینکه قرار بر این است پشت کنکور دیگری باشیم !
مثل اینکه قرار بر این است آزمون سراسری باشیم باشیم !

به رفیقان ناجوانمرد و دشمنان شفیق معتقدم
من به ایمان سست رگ هایم زیر تیزی تیغ معتقدم

از جهانی که مردگی کردیم آتشی نانجیب برجا ماند
به اثر بخشی Co2 بر دفع هر چه حریق معتقدم !

خسته ام از جهان بی سر و ته ،خسته ام از هراس بیداری
( تا توانی ) ببند چشمم را من به خوابی عمیق معتقدم !

از سکوتی که کردی و کردم حرف های نگفته باقی ماند
من به اعجاز آخرین فریاد من عمیقا به جیغ معتقدم !

#بنیامین_پورحسن




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 بهمن 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
عشق یعنی علاج واقعه ای
قبل از افتاد و بعد از افتادن 
عشق یعنی که نامه ای خوش خط 
به زن هیتلر فرستادن ...

#علیرضا_آذر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


«سیذارتا دهار،» جلاد جدید داعش، پیش از عزیمت به سوریه برای پیوستن به این گروه تروریستی با انتشار ویدئویی در یوتیوب، انزجار خود را نسبت به «ماهیت شیطانی صهیونیسم» بیان کرد. او در ویدئوی مذکور گفت: دیگران مانند آدولف هیتلر نسبت به اصول فکری شیطانی آنها آگاه بودند و به همین دلیل اقداماتی برای نابود کردنشان انجام دادند.
 
دهار که بسیاری او را جانشین «محمد اموازی،» جلاد سابق داعش، میدانند 34 ساله است و پیش از سفر به سوریه، 6 بار به دلیل ارتکاب جرایم مرتبط با تروریسم بوسیله پلیس انگلیس بازداشت شده بود. گفته می‌شود او از طریق کلاه‌برداری و ‌استفاده از اوراق دولتی توانست مخارج سفرش به سوریه را تأمین کند.
 
از زمان شکل‌گیری گروه تروریستی داعش در سال 2011، بیش از 700 انگلیسی به آن پیوسته‌اند که حدود نیمی از این افراد، به کشور خود بازگشته‌اند.
 
«نیکی مرگان،» وزیر آموزش انگلیس، کمپینی ضد تروریسم را در مدارس این کشور با هدف جلوگیری از تمایل نوجوانان و جوانان به افراطگرایی تشکیل داده است. محل استقرار این کمپین مدرسه‌ای است که ژوئیه سال گذشته میلادی ( 31 روز منتهی به 12 تیر) سه دانش‌آموز آن برای پیوستن به داعش عازم سوریه شدند.
 
منبع : پارسینه 8 بهمن 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چپ کردن از دنیای خاکی توی آغوشت
با عشق ور رفتن فقط از روی بی کاری
یا چند روزی « نیچه » و شاید « فوکو » خواندن
بوق تریلی نصب کردن روی یک گاری !

در سرنوشتی که فقط معطوف قدرت بود
تنها تو ماندی از من و یک بخت ِ برگشته
یک لکه ی چسبنده از من روی شلوارت
فنجانی از قهوه که روی تخت برگشته

مشغول مشتی حرف های فلسفی بودن
این ژست ها سیگارمان را پیپ خواهد کرد !
تاریخی از دیوانگی را دوره می کردم
سوراخ های عقلمان را کیپ خواهد کرد !

بُمبم ولی در دست های نرمتان خوابم
این راه ناهموار که تقصیر گاری نیست
هر چند که من دشمنان را خوب می سوزم
اما دلیل انفجارم انتحاری نیست

از من نترس این گفتمان ها کاملا عادی ست
من قفل فرمان را برای بحث می خواهم !
من گفته بودم « هیتلـر » را خوب می فهمم
من طالع دنیایمان را نحس می خواهم

یک انتقامم که گرفته ایده هایش را
از بچه ای که هیچ وقتی جزء بازی نیست
آن لحظه که در انتهای فیلم می فهمد
نه... احتمال برد سربازان نازی نیست

جنگی گرفته روزهایم را ولی شب ها
از انتهای جاده بوی قیر می آید
تو با منی، آنوقت می فهمم که در تختم
یک صلح بان مو طلایی گیر می آید !

از روزهای قهوه ای بی خواب می ماندیم
فهمیده ام که بوسه هایت نفی قدرت بود
خنثی شدم از دست هایت، فکر می کردی
که زخم هایم مرده اند اما به ندرت بود

تاویل های قصه ام را دود می دادی
من خسته ام ، سیگار چندم را نمی خواهم
حتی نمی فهمی که دنیا تخت خوابم بود
وقتی که در فکری چرا کا.ند.و.م نمی خواهم ؟!

می خواستم در تو بخوابم تا که جنگم را
از من بگیری، صلح بان ساده ای باشی
وقتی که گاری از کنارت دور خواهد شد
ای کاش تو بمب کنار جاده ای باشی

#محسن_عاصی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چگوارا موهایش را بافته
شلواری تَنگ به پا کرده
و سرِ هر کوچه
به کودکانِ آمریکایی گُل می دهد

آدلف هم دیگر هیتلرِ سابق نیست
شلوارکی پوشیده با گُل های ریز
دمپایی ابری اش هم در پسِ هر قَدم
لَخ لَخ صدا می دهد و در تلاویو
تورات فروشِ دوره گرد شده

استالین در خیابان های مسکو
وُدکا می نوشد و دَم به دَم
می زَند زیر آواز و گاهی نیز
عشق بازی می کند
با دخترِ کارگری که
زندگی را دوست دارد

لورکای اسپانیایی
شاملویِ ایران زمین را
در بغل گرفته و با هم
شعری می گویند زیبا
در وصفِ لذت آزادی

تاریخی بی جنایت
روزگاری بی خشونت
تفنگ هایی بی گلوله
و گنجشک هایی که
هرگز نمی میرند

دنیایی بی مَرز
شادی بی پایان
بچه هایی سیر و خندان
مردانی که عاشقانه
حقوقِ زنان را دوست دارند
برابری انسان ها
با هر رنگ و باوری
حتی در دادگاه های اسلامی!

" سیروس پارسا "




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 9 بهمن 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
چشم تو هیتلر ، لبانت لشکر اسکندر است 
عشق تو همچون مغول یاغی ،بسی ویرانگراست 

هر کلامت تیر صد شعبه به جانم می زند
در نگاهت صد هزاران حرمله در معبر است 

رستمانه بر من سهراب خود فائق شدی
بوسه هایت از هزاران نوشدارو بهتر است

گر در عاشورای عشق خود شهیدم کرده ای 
لاجرم مختار قلبم شیر ، همچون حیدر است 

کرده ای از زمزم لبهات ، تحریمم ولی
کشور دل را ظریفی ، ساقی صد کوثر است

انقلابی کرده ای برپا درون جان من
شاه غم رفت وامام عشق من پیغمبر است

کرده ای ازخاطراتت لشکر داعش بپا
در سپاه عشق من صد مالک ابن اشتر است

انقلاب مخملی یا فتنه ی چشم تورا 
می شناسم ، حربه هایت بی دروبی پیکر است

بی سبب جنگ جهانی می کنی با قلب من
چون سپاه عشق تو با قلب من همسنگر است

#مرتضی_شاکری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 بهمن 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
اگر هیتلر بودم
حتما برای جنگ جهانی

چشمهای تو را می بردم
و برای فرمان حمله

اشکهایت را
قرنها بعد شاید

سوگواران واقعی باشند
که فراموشم نمی کنند ...

#راضیه_حسینی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


همه وابسته ی دنیای مجازی شده ایم
مات و مبهوت، بر این شعبده بازی شده ایم

خنده هامان الکی، حرف زدن ها. ..شکلک! 
زندگی نیست که! مشغول به بازی شده ایم

گرچه در جمع، ولی تک به تک و تنهاییم
دور و نزدیک، چونان خط موازی شده ایم

چشم ها دوخته بر صفحه ی گوشی ست فقط
سنگدل با خودمان، هیتلر نازی شده ایم! 

مثل این بود که ازبس نچشیدیم شراب
بیخودی شیفته ی الکل رازی شده ایم! 

همتی هموطن! از هم بگسستیم، انگار
باز غارت زده ی یورش تازی شده ایم

#الهام_حق_مرادخان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


*یک نمونه‌ی [دیگر] بمباران سال ۱۹۴۵ میلادی - یعنی سال ۱۳۲۴ شمسی - است که دو شهر ژاپن را آمریکایی‌ها با بمب اتمی نابود کردند؛ صدها هزار آدم کشته شدند، چندین برابر اینها در طول زمان تا امروز بر اثر اشعه‌ی اتمی‌ای که وجود داشته، معیوب و ناقص‌الخلقه و دچار بیماریهای گوناگون شدند که تا امروز مشکلات آن باقی است؛ هیچ استدلال درستی هم برای این کار نداشتند، که من حالا بعد اشاره خواهم کرد؛ راحت بمب اتم انداختند. در دنیا تا حالا دوبار بمب اتم استعمال شده است، هر دوبار هم به‌وسیله‌ی آمریکایی‌ها که امروز خودشان را متولّی مسئله‌ی اتمی در دنیا میدانند! دلشان هم میخواهد که این قضیّه فراموش بشود [امّا] فراموش‌شدنی نیست. این‌همه جان انسانها از بین رفت، برایشان ارزشی نداشت. جان انسانها بی‌ارزش میشود؛ جنایت برای دستگاه‌های استکباری آسان میشود...
[در] همین حمله‌ی به ژاپن، یعنی دو بمبی که در هیروشیما و ناکازاکی منفجر شد، [وقتی‌] آمریکایی‌ها عذرخواهی میکنند، به این صورت میگویند که اگرچه با این دو بمبی که ما به این دو شهر پرتاب کردیم، ده‌ها هزار در وهله‌ی اوّل، [یا] شاید صدها هزار کشته شدند، [امّا این کار] هزینه‌ی تمام کردن جنگ جهانی دوّم بود؛ اگر ما آمریکایی‌ها این بمبها را نمی‌انداختیم، جنگ ادامه پیدا میکرد؛ حالا اگر دویست هزار [انسان‌] کشته شدند، آن‌وقت دومیلیون کشته میشدند؛ بنابراین ما خدمت کردیم که این بمبها را انداختیم! ببینید این حرفی است که آمریکایی‌ها در تبلیغات رسمی [میگویند]. الان شاید از آن روز ۶۵ سال میگذرد؛ دائماً همین حرف را تکرار کرده‌اند و گفته‌اند. این یکی از آن حرفهای فریبگرانه و منافقانه و از دروغهای عجیب و غریبی است که جز از دستگاه‌های استکباری بر نمی‌آید. این بمبها در تابستان ۱۹۴۵ میلادی بر روی این دو شهر افتاد و منفجر شد و این جنایت اتّفاق افتاد؛ در حالی که چهار ماه قبل از آن - یعنی در اوّل بهار ۱۹۴۵ - هیتلر که رکن اصلی جنگ بود خودکشی کرده بود؛ دو روز قبل از او هم موسولینی - رئیس جمهور ایتالیا - که او هم رکن دوّم جنگ بود دستگیر شده بود و جنگ عملاً خاتمه پیدا کرده بود؛ ژاپن هم که پای سوّم جنگ بود، از دو ماه قبل اعلام کرده بود که آماده‌ی تسلیم است؛ جنگی وجود نداشت امّا این بمبها منفجر شد. چرا؟ چون این بمبها ساخته شده بود، باید یک جایی آزمایش میشد؛ سلاحی ساخته بودند، باید آن را آزمایش میکردند. کجا آزمایش کنند؟ بهترین فرصت، این بود که به بهانه‌ی جنگ این بمبها را ببرند روی سر مردم بی‌گناه هیروشیما و ناکازاکی بیندازند تا معلوم بشود که آیا درست عمل میکند یا نه! چهره‌ی فریبگرانه.
دیدار پنجاه هزار فرمانده بسیج سراسر کشور ۱۳۹۲/۸/۲۹ 
 
 *دنیایی که در آن، سیاست و روابط بین‌المللی و حتّی روابط دولتها و مردم، بر مبنای دروغ و فریب و ریاکاری استواراست؛ دنیایی که یک دولت خجالت نمیکشد که به کشتار عظیم هزاران انسانی که با او هیچ دشمنی ندارند و نداشتند، اعتراف کند! اعتراف که نه، به حادثه‌ی هیروشیما افتخار کند! همین دو سال قبل از این، امریکا اعلام کرد که ما از حادثه‌ی هیروشیما احساس خجلت نمیکنیم! این، انحطاط دنیاست. در چنین دنیایی، یک کشور و یک ملت، بعد از چند قرن قربانی سیاستهای مداخله‌گر وسودجو شدن، حالا به خود آمده، احساس شخصیت و قدرت کرده، حرفی داشته، ایمانی داشته، ایمانش را در یک چارچوب قابل ارایه در دنیا ارایه کرده، انقلابی به وجود آورده، نظام وابسته‌ی فاسد بدبختی را بیرون کرده، خودش نظامی را ایجاد نموده و با معارضه‌طلبیها و شاخ و شانه کشیدنهای قدرتهای دنیا هم دارد مقابله میکند. چنین نظامی حرف دارد.
دیدار مسئولان صدا و سیما ۱۳۶۹/۵/۷ 
 
* دولت امریکا از سال ۱۹۴۵ تا امروز در سرنگونى چهل دولت مستقل، که تابع امریکا نبودند، نقش ایفا کرده و در بیست و چند مورد دخالت نظامى داشته است! این دخالتها بدون استثناء با کشتار عمومى و با فجایع بزرگ همراه بوده است. البته در مواردى موفق شده و در مواردى هم ناکام مانده و موفق نشده است. آنچه که در ذهن خود ماست و از یاد ماها دور نیست، مثالهاى روشنى است؛ از جمله بمباران اتمى ژاپن در پایان جنگ جهانى دوم، که آقاى رئیس جمهور اشاره کردند؛ مثال ویتنام، آن جنگهاى خونین، آن فجایع فراموش نشدنى که بالاخره هم با ناکامى امریکا تمام شد؛ مثال شیلى؛ مثال خود ایران در کودتاى ۲۸ مرداد - که مأمور امریکایى به تهران آمد و مشغول برنامه‌ریزى و اقدام شد؛ و بعد هم خودشان این موضوع را اعلام کردند و اسنادش نیز منتشر شد که الان در دسترس همه است
دیدار کارگزاران نظام ۱۳۸۰/۱۲/۲۷ 
 
* آمریکایى‌ها هم مى‌گویند ما رسالت داریم در دنیا حقوق بشر و دمکراسى را توسعه دهیم. راه گسترش دمکراسى، کاربرد بمب اتم در هیروشیماست؟! توپ و تانک و جنگ‌افروزى و کودتاگرى در امریکاى لاتین و آفریقاست؟! امروز هم در خاورمیانه این همه دغل بازى و فریبگرى و ظلم و جنایت به چشم مى‌خورد. با این وسایل مى‌خواهند حقوق بشر و رسالت جهانى‌شان را گسترش دهند!
سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) ۱۳۸۳/۳/۱۴





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنرانی تاریخی ‏دکتر گوبلز  در۱۷ ژانویه سال ۱۹۳۶

این درست نیست که بعضی کشور ها از استثمار ملل دیگر ارتزاق کنند ...

۱۷ ژانویه سال ۱۹۳۶ (سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی دوم) دکتر ژوزف گوبلز وزیر تبلیغات دولت آدولف هیتلر در اجتماع بیش از ۱۸ هزار تن از اعضای حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان گفت که تنها هنر بعضی دولتها (اشاره به انگلستان و فرانسه) استثمار ملل دیگر و ارتزاق از این راه و آقایی کردن بر همان ملل و تحت انقیاد نگهداشتن آنها است. داد و ستد عادی با این ملل تحت سلطه هم باید با تصویب قبلی استعمار گران انجام شود. کارخانه های آلمان نیاز به مواد خام دارند، ولی خرید این مواد باید با تصویب قبلی «دولتهایی که ارباب و آقای آنها هستند» باشد و گرنه کشورهای دارنده این مواد خام جرات فروش مستقیم نخواهند داشت.
اربابها (قدرتهای استعمارگر) دولتهای تحت سلطه خود را تو سری خور و در حالت ضعف نگه میدارند تا سرکش نشوند و حق خود را نخواهند. در کشورهای تحت سلطه، دولتها از مردمشان جدا هستند و سلطه گران هم ادامه این وضعیت را می خواهند و می کوشند که مردم این کشورها از آن چه که روی می دهد و حقایق پیرامون خود آگاه نشوند و حق خود را مطالبه نکنند و .... دولت آلمان این نظم را رد می کند و چون نیاز به مواد خام دارد؛ راهی ندارد جز این که به این استثمار و استضعاف پایان دهد. ما از لحاظ قدرت نظامی و ظرفیت صنعتی چیزی از این استثمار گران کم نداریم که نمی توانیم با پول خرید کنیم و آنها به مفت می برند و مانع از خرید ما می شوند . این وضعیت در این دوران قابل تحمل نیست و ما ادامه آن را نمی پذیریم و ....

گرچه در ترکیب قدرتها تغییراتی روی داده است ولی به نظر می رسد که حرفهای آن زمان گوبلز کهنه نشده و ماندگار مانده اند. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 دی 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
تو هیـــــتلرے
باچشم هــــــــــاے نازے اٺــــــــــ
به همہ حمله کردے ...
جــــــــــز منے که آریایے بودمــــــــــــــــــــ !!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 دی 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
خوشه بمب سیاه چشم تورا
هیتلر در وسطش پنهان کرد

سرم آور همان عذابی که
دست تقدیر با لهستان کرد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


داوود منشی‌زاده (زاده ۶ شهریور ۱۲۹۳، تهران - درگذشته ۱۳۶۸، سوئد) بنیان‌گذار حزب سومکا و از هواداران ایدئولوژی نازیسم در ایران بود.

زندگی

داوود منشی‌زاده نوه «کریم بیک» بود. کریم بیک از اهالی ایروان بود و به دلیل مخالفت با حکام روسی توسط «کاساکوفسکی» رئیس روسی قزاق خانه مسموم شد. پس از کشته شدن کریم بیک فرزندش ابراهیم منشی‌زاده پدر داوود منشی‌زاده به فراخوان کاساکوفسکی به خدمت نیروهای قزاق در آمد. میرزا ابراهیم پدر داوود منشی‌زاده در دوره‌های بعد از بنیان‌گذاران کمیته مجازات شد. وی به همراه سرتیپ اسدالله خان ابوالفتح‌زاده به کلات نادری تبعید شد ولی در میان راه سمنان به دامغان به دستور حسن وثوق‌الدوله کشته شد. ماموران اینگونه وانمود کردند که هر دو به هنگام فرار از دست آنان تیر خورده‌اند. آموزش داوود منشی‌زاده را پس از مرگ پدر مادر بزرگش به عهده گرفت. داوود منشی‌زاده در سال ۱۳۱۰ از سوی دولت برای آموزش به فرانسه رفت و از دانشگاه دیوژن در سال ۱۳۱۶ لیسانس ادبیاتگرفت.

سفر به آلمان

منشی‌زاده در سال ۱۹۳۷ به آلمان رفت و در سال ۱۹۳۸ آموزشش را در رشته‌های اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی و هندشناسی ادامه داد. در این سال در مونیخ برای یکپارچگی ایران و افغانستان تلاش می‌نمود و انجمن ایران و افغان را پشتیبانی و همراهی می‌کرد. وی پس از سال ۱۹۳۹ با بهرام شاهرخ (فرزند ارباب کیخسرو شاهرخ) در رادیو آلمان (بخش فارسی) همکاری نمود. او همچنین استاد دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ بود.

منشی‌زاده در این سال‌ها یکی از اعضای حزب نازی بود و رهبران حزب به او اعتماد کامل داشتند. در همین سال‌ها منشی‌زاده با سازمان تبلیغات آلمان نازی آغاز همکاری کرد و در داس رایش روزنامه حزب نازی مطلب می‌نوشت. چند روز پیش از سقوط برلین هنگامی که نیروهایارتش شوروی در پشت دروازه‌های شهر برلین بودند. منشی‌زاده در حالی که جزو آخرین سربازان ِ ارتش بود از ناحیه پا هدف ِ گلولهٔ ِ توپ قرار گرفت و به شدت زخمی شد. وی در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه برلین دکتری فلسفه و ادبیات گرفت و در سال ۱۳۲۶ به آموزش ایران‌شناسی در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ فرا خوانده شد. وی همچنین در سال‌های ۱۹۵۰ به نام ِاستاد ِ مهمان در دانشگاه ِاسکندریه به آموزش زبان پارسی پرداخت.

خصوصیات


منشی‌زاده علاقهٔ بسیاری به آدولف هیتلر داشت. وی تلاش‌های بسیاری برای نزدیکی ایران و آلمان نازی انجام داد. وی پس از بازگشت بهایران با گروه‌های نئونازی همکاری می‌کرد. چهره ی منشی زاده شباهت بسیاری به آدولف هیتلر داشت. و حتی موی سر و صورت خود را نیز همچون هیتلر آرایش می کرد. و چون هیتلر، در سخنرانی شور و شوق وافری از خود نشان می داد. بسیار به نظم و انظباط پا فشاری می نمود.


آثار

پیکار با اهریمن
دربدر در پی بهشت
کمونیسم و لیبرالیسم
خط سومکا
پسر گمشده ( ترجمه )
پادشاه پارسی ، داریوش یکم ( ترجمه )
دوراندیشی در تکمیک ( ترجمه )
طغیان توده ها ( ترجمه )
آسیا در کشمکش اروپا ( ترجمه )
هون ها با ساسانیان 
( ترجمه )

منبع : ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، "باب بانر" در این باره می گوید: در سال های اخیر داستان های زیادی مغایر با روایت رسمی درباره مرگ هیتلر مطرح شده که خودکشی هیتلر و همسرش "اوا براون" با خوردن کپسول سمی سیانور یا شلیک گلوله به سر را نفی می کند.
پایگاه اینترنتی "ام 6 اینفو" به نقل از بانر افزود: بر اساس 700 سند سری که اکنون منتشر شده است، هیتلر داستان ساختگی خودکشی را طراحی کرد، اما پس از آن با یک زیردریایی به "تنریف" اسپانیا و پس از آنجا به آرژانتین رفت.
به ادعای بانر، هر چه بیشتر در اسناد و کتاب های تاریخی دقت کنیم، در می یابیم که دلیلی برای خودکشی هیتلر وجود ندارد. یکی از اسناد موجود هم حاکیست که ارتش آمریکا در آلمان نتوانست جسد هیتلر را کشف کند و هیچ دلیلی نیز درباره مرگ یا خودکشی وی در دست ندارد.   
همچنین یک دانشجوی برزیلی که در پایان نام دکترایش در سال 2014 مدعی شد که هیتلر با نام مستعار "آدولف لایپزیگ" در برزیل می زیست، تا اینکه در سن 95 سالگی در سال 1984 میلادی مرد.  
بانر هم به نقل از یک مرد یونانی در یک فیلم مستند گفته است که هیتلر و شماری از شخصیت های رژیم نازی، اواخر جنگ جهانی از آلمان گریخته و راهی آمریکای لاتین شدند.
آدولف هیتلر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد تا اینکه در سال 1939 جنگ جهانی دوم را آغاز کرد؛ جنگی که در سال 1945 میلادی با شکست آلمان و متحدانش پایان یافت.

منبع : العالم 
25 دی ماه 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 31 )    1   2   3   4   5   6   7   ...