تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - مطالب مهر 1394
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
او بازگشته است ؛ ظهور آدولف هیتلر بر پرده سینماهای آلمان + کلیپ

این روزها فیلمی کمدی به نام "او بازگشته است" در آلمان به نمایش درآمده ؛ فیلمی بر اساس رمانی پرفروش که داستان ظهور دوباره هیتلر در برلین سال ۲۰۱۱ است .

سپاس ...

پ . ن : کتاب او بازگشته است ، در ایران توسط خانم مهشید میر معزی ترجمه شده و به وسیله موسسه انتشارات نگاه
چاپ شده است .

لینک مشاهده کلیپ در آپارات 

این  کلیپ ، کلیپِ خبری خبرگزاری دویچه وله آلمان است که به زبان فارسی است و توسط من آپلود شده !

زنده باد ایران




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 مهر 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
به نام حق

حزب رایش سوسیالیست { Socialist Reich Party }

نگاه کلی به این حزب رایش سوسیالیست:حزب رایش سوسیالیست حزبی سیاسی در آلمان غربی سابق بود که پس از جنگ جهانی دوم و در ۱۹۴۹ تأسیس شد. این حزب خود را رسماً «سوسیالیست ملی» (نازی) و طرفدار هیتلر می خواند و از حزب امپراتوری آلمان منشعب شده بود. اتو ارنست رمر و فریتز دورلس از مهم ترین چهره های این حزب بودند.
این حزب از سوی خلبان معروف سابق لوفت وافه یعنی هانس اولریخ رودل حمایت می شد.
این حزب در سال ۱۹۵۲ ممنوع اعلام شد

مروری به ریشه این حزب:این حزب در 2 اکتبر سال 1949 در هاملین توسط اتو ارنست رمر از اعضای سابق ورماخت{فرمانده تیپ اسکورت پیشوا بود} تاسیس شد.وی نقش حیاتی در شکست دادن کودتای 20 جولای داشت.بنیاد این حزب از سوی خلبان معروف سابق لوفت وافه یعنی هانس اولریخ رودل حمایت می شد
برنامه های حزب:حزب رایش سوسیالیست مدعی بود که آدنار مهرهٔ دست آمریکاست و کارل دونیتز آخرین پیشوای مشروع رایش پان ژرمن است. این حزب معتقد بود که هولوکاست افسانه است و مدعی شد که کوره های آدام سوزی داخائو پس از پایان جنگ توسط آمریکا ساخته شده اند. حزب رایش سوسیالیست معتقد بود که اروپا تحت رهبری رایش آلمان باید به عنوان «نیروی سوم» علیه سرمایه داری و کمونیسم عروج کند


نتایج انتخابات: حزب رایش سوسیالیست در انتخابات لندتاگ ونی سفلا ۱۶ کرسی و در لندتاگ برمن ۸ کرسی کسب کرد

اعضای حزب:حزب رایش سوسیالیست تقریبا ده هزارنفر عضو داشت.سازمان شبه نظامی رایش فرانت{جبهه رایش} داشت که وابسته به این حزب بود.سازمان جوانان این حزب که رایش جاگند نام داشت در 5 می سال 1951 ممنوع اعلام شد.خوده تشکیلات حزب رایش سوسیالیست در سال ۱۹۵۲ ممنوع اعلام شد و دولت فدرال المان رهبران حذبو مجرم شناخت

مترجم:سینا بهاگیر




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اتو اسکورزنی در کتاب خود جنگ ناشناخته می نویسد : 

طبیعی است که سربازی که برای میهنش می جنگید،درک کند که اورپا درمعرض خطر هولناکی قرار دارد و بخواهد که به پیروزی نایل شود. سر انجام شهرهای آلمان نیز هدف هواپیماهای انگلیسی و آمریکایی قرار گرفتند . از ماه مه ۱۹۴۲ هزاران بمب افکن برفراز کلن و سپس اسن ، دوئیسبورگ ، هامبورگ ، مانهایم ،دورتموند و چندین شهر دیگر تخم ویرانی و مرگ پاشیده بودند . فقط کارخانه های ما موردحمله قرارنمی گرفتند.فرشی از بمب ها ده ها هزار زن و کودک را قتل عام می کرد . درژوئیه ۱۹۴۳ پس از آنکه هواپیماهای دشمن 9000 تن بمب انفجاری و آتش زا بر روی هامبورگ ریختند شهر مانند مشعل شعله ور می سوخت . دشمن انتظار داشت با این کار ملت آلمان راعلیه حکومتش به قیام وادار کند و یک انقلاب به سبک بلشویکی آلمان را وادار به تسلیم کند . 

این نظریه ای بود که ف. لیندمن مشاور روانشناسی نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا در 30 مارس ۱۹۴۲ به چرچیل داده بود .طبق این نظریه ۵۲ شهر آلمان با بیش از صدهزارجمعیت باید با خاک یکسان می شد . 


در نظرمورخان آینده بی شک عجیب به نظرمی رسد که هیتلر بمب اتمی را نساخت درحالی که از نظر تئوری و عملی امکان ساختن آن را از سال 1938 داشت ! در واقع در اوخر آن سال بود که پروفسور اوتوهان و پروفسور اشتراسمان آزمایش شیمیایی شکافتن اتم را انجام دادند. هان در 1944 جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد .پس از جنگ بسیاری از فیزیکدانان آلمانی اعلام داشتند که با تمام قوا کوشیده اند که هیتلر به بمب اتمی دست نیابد . به عقیده من اگر این اشخاص راست گفته باشند ، کارشان به هیچ وجه موجب افتخار نیست . اما در این زمینه واقعیت چیز دیگری است . 

ملاقات با هیتلر

از سال 1939 توجه هیتلر به امکانات شکفت انگیزی که در نتیجه شکافتن اتم در اختیارش قرار می گرفت ، جلب شد . من اطلاع دارم که در پائیز 1940 گفتگوی مفصلی در این خصوص با دکتر تت وزیر تسلیحات به عمل آورد . عقیده او هیچ گاه تغییر نکرد .فکر می کرد استفاده از نیروی اتمی در مقاصد جنگی مترادف با پایان بشریت خواهد بود .آلبرت اشپر در کتابش موسوم به در قلب رایش سوم که در 1969 منتشر شد ناچار اذعان می کند که هیتلر ازچشم انداز اینکه در دوران زمامداری او کره زمین تبدیل به ستاره ای شودکه در شعله آتش می سوزد به هیچ وجه خشنود نبود . در اینجا مایلم یک خاطره شخصی را نقل کنم : 

در سال ۱۹۴۴ به قرار گاه کل هیتلر احضار شدم . حمله آردن در حال تدارک بود و پیشوا می خواست دستورات اولیه را درباره عملیات گریفون به من بدهد . در آن هنگام گفتگوهای زیادی درباره سلاح های سری آلمان می شد و دکتر گوبلز در این کار نقش مهمی داشت .شایعات عجیبی درباره ساختن و حتی موجود بودن سلاح های شگرف و نابود کننده رواج داشت . گفتگو از سلاح وحشتناکی بود که بر پایه رادیو اکتیو مصنوعی قرار داشت .من بدون آنکه کارشناس فیزیک اتمی باشم می دانستم که امکان دارد با آزاد کردن انرژی اتمی اورانیوم یک بمب انفجاری ساخت . چیزی که در این مورد توجهم را جلب کرده بود ،حمله خرابکارانه به کارخانه آب سنگین نروژ در اوایل 1943 و بمباران هایی بود که درپائیز بعد به کارخانه مزبور آسیب شدید وارد کرده بود.افزون برآن یکی از کشتی های ما که آب سنگین حمل می کرد ، غرق شده بود . 

وقتی به قرار گاه کل رسیدم ، به من گفتند هیتلر بیمار و بستری است ، با وجود این مایل است فوراً با من گفتگو کند . تصور می کنم یکی از معدود دیدارکنندگان و شاید تنها دیدار کننده ای بودم که پیشوا در بستر بیماری پذیرفت . قیافه هیتلر بسیار تغییر کرده بوده ، لاغر شده ولی ذهنش همچنان روشن و تیز بود . از اینکه مرا در چنین حالتی می پذیرد معذرت خواست و خواهش کرد در کنار بسترش بنشینم . آنگاه هدف های استراتژیکی و تاکتیکی حمله آردن وتصور ذهنی خود را از عملیات گریفون به سرعت برایم تشریح کرد . 

دربرابرخود مردی را می دیدم که حتی الامکان از زینت و تجملی که می گفتند به اوشخصیت می دهد عاری بود.به تدریج که صحبت می کرد ازصدای کلفت ولی متعادل و آرام او قدرتی تلقینی ناشی می شد که نظیر آن را کمتر دیده بودم . اظهار داشت به رغم همه خیانت ها و بی لیاقتیها ، سر انجام ارتش آلمان به پیروزی دست خواهد یافت . حمله آردن موفق خواهد شد و در ضمن سلاح هایی با تکنیک جدید و واقعا انقلابی دشمن را به کلی غافلگیر خواهدکرد . 

بی درنگ در ذهن خود بین آنچه درباره نروژ می دانستم ، سخنرانی ها و مقالات دکترگوبلز و مطالبی که پیشوا به من گفت ارتباط برقرار کردم . خود به خود و بدون آنکه هیتلر سوالی کرده باشد ، گفتگو از شایعاتی کردم که درباره رادیو اکتیویته مصنوعی و استفاده احتمالی آن رواج داشت . هیتلر نگاه درخشان و تب دارش را به من دوخت و گفت : 

اسکورزنی می دانی که اگر انرژی ای که از تشعشات اتمی مصنوعی آزاد می شود به عنوان جنگ افزار مورد استفاده قرار گیرد پایان کره زمین خواهد بود ؟!

هیتلر ادامه داد . اثرات آن می تواند وحشتناک باشد . همین طور است. فرض کنیم که این تشعشات اتمی بتواند تحت کنترل قرار گیرد و سپس به عنوان جنگ افزار به کار رود ، باز اثرات آن به منتها درجه وحشتناک خواهد بود.درگزارش دکتر تت خواندم که تنها یکی از این بمب هایی که رادیو اکتیویته اش تحت کنترل قرار دارد ، قدرت تخریبی اش از لحاظ تئوری معادل سنگ های آسمانی که در آریزونا ، سیبری و نزدیکی دریاچه بایکال سقوط کرده اند ، خواهند بود .یعنی در شعاع ۵۰ کیلومتری هر موجود زنده ای ،نه تنها انسانی بلکه حیوانی و گیاهی را نابود خواهد کرد و این پایان جهان خواهد بود . وانگهی ، چگونه می توان این راز را پنهان نگاه داشت ؟ غیر ممکن است . 

نه، هیچ ملتی ، هیچ گروهی از افراد متمدن وجداناً نمی تواند چنین مسئولیتی را به عهده بگیرد اگر به عنوان معامله متقابله نیز دست به چنین کاری بزند ، خودش نابود خواهد شد . تنها اقوامی نظیر آنهایی که در آمازون و سوماترا زیست می کنند ، شانس زنده ماندن خواهند داشت . 

این اظهار نظرهایی که پیشوا کرد ، شاید تنها یک دقیقه طول کشید .اما وقتی در اوت 1945که به تازگی بازداشت شده بودم ، آگاه شدم که دو بمب اتمی بر روی هیروشیما و ناگازاکی پرتاب شده است آن هم بی نتیجه ، چون امپراتوری ژاپن قبلا شرایط صلح را از آمریکا پرسیده بود بی اختیار به یاد این یک دقیقه افتادم .در کتابی خواندن تحت عنوان بریتانیا و انرژی اتمی که تاریخ رسمی سازمان تحقیقات اتمی انگلستان از 1939تا ۱۹۴۵ می باشد ، خانم مارگارت گوینگ تصریح می کند که در میان پیشگامان ساخت بمب هایی که بر هیروشیما و ناگازاکی پرتاب شد ، شماری پناهندگان آلمانی از جمله پایرلس ، فریش ، روتبلات و دیگران وجود داشته اند و نیز کلاس فوکس که بعد ها به جرم تسلیم اسرا اتمی به شوروی محکوم به زندان شد . 

خانم گوینگ می گوید بسیاری از دانشمندانی که در انگلستان کار می کردند از آلمان آمده بودند . اوپنهایمر و زیلارد کارشناسان بزرگ اتمی آمریکا نیز در آلمان و در دانشگاه گوتینگن تربیت شده بودند 

به عقیده من طرز فکر هیتلر با خلق و خوی هنرمندانه اش نمی توانست با دکترینی مطابقت داشته باشد که هدفش پیروی ویرانگر نیروهای زنجیرگسسته بود . 

با این همه و به رغم اینکه پیشوا به کارشناسان ما دستور داده بود که تحقیقات خود را درجهت نابودی بشریت ادامه ندهند ، فیزیک اتمی به هیچ وجه در آلمان مورد سهل انگاری قرار نگرفته بود . از این روصدها کارشناس اتمی که به زیر پرچم احضار شده بودند ، در 1942 جمع آوری و در آزمایشگاه ها به کار گمارده شدند . 

هیتلر که در جنگ جهانی اول خودش مورد اصابت گاز جنگی قرار گرفته بود ، همواره جنگ شیمیایی را محکوم می کرد . اما می ترسید که چنین جنگی به آلمان تحمیل شود.شیمی دانان ما نوع جدیدی گاز کشف کرده بودند که اکنون می دانیم هرگونه دفاعی در برار آن غیر ممکن بود ؛ گاز تانوم ؛ اما هیچ کس در آلمان حتی درآلمان در حال سقوط هم درصدد استفاده از آن بر نیامد ...

این بود صلح طلبی هیتلر و یارانش در ارتش نازیسم و رایش سوم .اما در پایان جنگ تاراجی منظم و به طور قطع بزرگترین چپاول تاریخ صورت گرفت .اختراعات و نقشه های آلمان به وسیله کامیون وقطار وکشتی و هواپیما به شرق وغرب برده شد . سپس کارشناسان آلمانی اسیر، خودشان این مدارک را پیدا کردند و توضیحات لازم رابه متخصصان فنی کشورهای فاتح دادند.آمریکایی ها بدون رودرباستی اقرارکردند که منافعی که از این بابت عایدشان شد ، چندین برابر هزینه جنگ را تامین کرد.اماخود جنگ ؟ 

بگذارید این خوشمزگی چرچیل را در کنفرانسی در 1952 در آمریکا نقل کنم : 

ما اسرار ساختن سلاحی را که اجازه داد جنگ در آسیا [ژاپن] را با پیروزی پایان دهیم در توبره خو هیتلر پیدا کردیم !

ژنرال آیزنهاور نیز پس از جنگ اظهار داشت : اگرآلمانی ها شش ماه زودتر سلاح های جدید و-۱ و و-۲ را در اختیار داشتند ، حمله به کشورشان غیر ممکن می شد .

منبع : جنگ ناشناخته ، اتو اسکورزنی ، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، نشر البرز 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


1- لزوم ایستادگی و مقابله مسلمانان جهان با اسرائیل


  برای من یك مطلب به شكل معماست و آن این است كه همه دول اسلامیه و ملت های اسلام می دانند كه درد چیست ، می دانند كه دستهای اجانب در بین است كه اینها را متفرق از هم بكند ، می بیند كه با این تفرقه ها ضعف و نابودی نصیب آنها می شود ، می بینند كه دولت پوشالی اسرائیل در مقابل اسرائیل ایستاده كه اگر مسلمین مجتمع بودند هر كدام یك سطل آب به اسرائیل می ریختند او را سیل می برد ، معذالك در مقابل او زبون هستند ، معما اینست كه با این كه اینها را می دانند، چرا به علاج قطعی كه ان اتحاد و اتفاق است روی نمی آورند؟ چرا توطئه هایی كه استعمارگرها برای تضعیف آنها به كار می برند، آنها توطئه ها را خنثی نمی كنند؟ آیا این معما چه وقت باید حل شود ؟ و پیش كی باید حل بشود؟ این توطئه ها را كی باید خنثی كند غیر از دولت های اسلام و ملت های مسلمین ؟ این معمایی است كه شما اگر جوابی دارید و حل كردید ، این معما را به ما هم تذكر بدهید.

بیانات امام خمینی (ره) در دیدار با وزیر خارجه سوریه ، صحیفه نور ،ج 8 ،25//58 ، ص 236 - 235

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 


2- لزوم پشتیبانی از مجاهدین فلسطینی و مبارزه با صهیونیزم و اسرائیل


اختلاف نظر و مزدوری بعضی سران كشورهای اسلامی ، به هفتصد میلیون مسلمان ، علی رغم معادن و ثروت ها و امكانات طبیعی شان ، فرصت و امكان كوتاه كردن دست استعمار و صهیونیسم و محدود كردن نفوذ بیگانگان را نمی دهد، خودخواهی و دست نشاندگی و تسلیم بعضی دولتهای عربی در بلاد نفوذ بیگانگان ، مانع این می شود كه دهها میلیون عرب بتوانند سرزمین فلسطین را از اشغال و غصب اسرائیل برهانند. همه باید بدانند كه هدف دولتهای بزرگ از ایجاد اسرائیل تنها با اشغال فلسطین پایان نمی پذیرد ، آنها در این نقشه اند كه (پناه بر خدا ) تمامی كشورهای عربی را به همان سرنوشت فلسطین دچار كنند و امروزه ما ناظر جهاد مبارزین فلسطینی در راه سپردن سرنوشت فلسطین به فلسطینی ها هستیم ، ناظر مجاهدانی هستیم كه جان بر كف به جهاد قهرمانانه علیه اشغال و تجاوز و در راه آزادی فلسطین و سرزمین های اشغال شده بپا خاسته اند، ناظرآنچه كه دیروز دست نشاندگان استعمار در اردن و امروز در لبنان بر سر این مجاهدان آوردند ، ناظر تبلیغات و توطئه هایی كه علیه آنان به آنجا مختلف همگی به تحریك و به دست گماشتگان استعمار و به منظور جدا كردن گروههای مسلمان از مبارزان فلسطینی و به خاطر بیرون كردن مبارزه از مناطق سوق الجیشی (كه موقعیت مناسبی برای ضربه به قوای اسرائیل و صهیونیسم این دشمن غاصب دارد) انجام می گیرد هستیم .

پیام امام خمینی (ره ) به پشتیبانی از فلسطین ، صحیفه نور ، ج1، صص 192 - 194، 19/8/51

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


3- لزوم مبارزه با همه مسلمانان بر علیه اسرائیل


امروز قبله اول مسلمین ، به دست اسرائیل این غده سرطانی خاورمیانه افتاده است . امروز برادران فلسطینی و لبنانی عزیز ما را با تمام قدرت می كوبد و به خاك و خون می كشد . امروز اسرائیل با تمام وسایل شیطانی تفرقه افكنی می كند . بر هر مسلمانی لازم است كه خود را علیه اسرائیل مجهز كند.(1)

وقتی یك میلیارد جمعیت فریاد كرد اسرائیل نمی تواند ، از همان فریادش می ترسد . اگر همه مسلمین كه در دنیا هستند الان هستند كه قریب یك میلیارد هستند اگر در روز قدس همه بیرون بیایند از خانه ، فریاد بكنند مرگ بر آمریكا و مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی ، همین قول مرگ بر شوروی برای آنها مرگ می آورد. جمعیتشان یك میلیارد ، ذخایرشان این همه زیاد كه همه دولت ها محتاج به ذخایر شما هستند معذالك شما را وادار می كنند با هم مختلف باشید اختلاف كنید و ذخایرتان را ما ببریم و هیچ كدام صحبت نكنید .

بیانات امام به مناسبت روز جهانی قدس ، صحیفه نور ، ج 12 ، ص 276 ، 15/5/59

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  4- لزوم مبارزه با فلسفه وجودی اسرائیل در منطقه


  آنچه كه موجب تاسف بسیار است كه ابر قدرت ها به ویژه آمریكا با فریب صدام با هجوم به كشور ما ، دولت مقتدر ایران را سرگرم دفاع از كشور خود نمود تا مجال به اسرائیل غاصب تبهكار دهد تا به نقشه شوم خود كه تشكیل اسرائیل بزرگ كه از نیل تا فرات است اقدام نماید.

صحیفه نور ، ج 18، 31/2/62

امروز اسرائیل و دوست صمیمی اش مصر ، در منطقه، در فكر ایجاد یك هسته مركزی برای نابودی مسلمان ها و ارزش های عالی فكری آنها می باشند ، اخیرا عراق و بعضی سران كشورهای منطقه هم با این طرح موافقت نموده اند . من نزدیك به بیست سال است خطر صهیونیسم بین الملل را گوشزد نموده ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادیبخش جهان و انقلاب اخیر اسلامی ایران نه تنها كمتر از گذشته نمی دانم كه امروز این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شكست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده اند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه های خطرناك با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند.

صحیفه نور ، ج 14، ص 63، 22/11/59

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  5- لزوم خطر اسرائیل متوجه همه خاورمیانه و سرزمین های اسلامی است.


سران كشورهای اسلامی باید توجه داشته باشند كه این جرثومه فساد را كه در قلب كشورهای اسلامی گماشته اند تنها برای سركوبی ملت عرب نمی باشد بلكه خطر و ضرر آن متوجه همه خاورمیانه است . نقشه ، استیلا و سیطره صهیونیسم بر دنیای اسلام و استعمار بیشتر سرزمین های زرخیز و منابع سرشار كشورهای اسلامی می باشد و فقط با فداكاری ، پایداری و اتحاد دولت های اسلامی می توان از شر این كابوس سیاه استعمار رهایی یافت و اگر دولتی در این امر حیاتی كه برای اسلام پیش آمده كوتاهی كرد بر دیگر دولت های اسلامی لازم است كه با توبیخ و تهدید و قطع روابط او را وادار به همراهی كنند. دولت های ممالك نفت خیز اسلامی لازم است از نفت و دیگر امكاناتی كه در اختیار دارند به عنوان حربه علیه سرائیل و استعمارگران استفاده كرده از فروش نفت به آن دولت هایی كه به اسرائیل كمك می كنند خودداری ورزند.

پیام امام به دول اسلامی ، صحیفه نور، ج1،ص 9.2، 16/8/52

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


  6- لزوم براندازی و محور اسرائیل در منطقه


قبلا هم تذكر دادهام كه دولت غاصب اسرائیل با هدف هایی كه دارد برای اسلام و ممالك مسلمین خطر عظیم دارد و خوف آن است كه اگر مسلمین به آنها مهلت دهند، فرصت از دست برود و جلوگیری از آنها امكان پذیر نشود و چون احتمال خطر متوجه به اساس اسلام است لازم است بر دول اسلامی بخصوص و بر سایر مسلمین عموما كه رفع این ماده فساد را به هر نحو كه امكان دارد بنمایند و از كمك به مدافعین كوتاهی نكنند و جایز است از محل زكوات و سایر صدقات در این امر مهم حیاتی صرف نمایند.

پاسخ امام خمینی به گروهی از فدائیان ، صحیفه نور ، ج 1 ، 4/6/47 ،صص 45-144

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


7- تحریم اسرائیل


شما از خواب هایی كه برای این كشورها دیده اند اطلاع ندارید ، اینجانب كرارا خطر دولت اسرائیل و عمال آن را به ملت گوشزد كردم كه باید مقاومت منفی كنند و از معاملات با آنها احتراز جویند.

تلگراف امام ، صحیفه نور ، ج 1 ، ص 155، مرداد 1349

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


8- خطری كه از سوی اسرائیل در منطقه مشاهده می شود


آقایان باید توجه فرمایند كه بسیاری از پست های حساس به دست این فرقه (بهایی ها) است كه حقیقتا عمال اسرائیل هستند. خطر اسرائیل برای اسلام و ایران بسیار نزدیك است و پیمان با اسرائیل در مقابل دول اسلامی یا بسته شده یا می شود. لازم است علمای اعلام و خطبای محترم ، سایر طبقات را آگاه فرمایند كه در موقعش بتوانیم جلوگیری كنیم . امروز روزی نیست كه به سیره سلف صالح بتوان رفتار كرد ، با سكوت و كناره گیری همه چیز را از دست خواهیم داد.

پاسخ به علمای یزد، صحیفه نور، ج 1 ، ص 244، اردیبهشت 42

 

منبع : Http://Www.Imam-Khomeini.Com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ناسیونال سوسیالیسم منشی سیاسی بود که پیروانش به رهبری هیتلر از سال 1939 تا پایان کار آلمان در جنگ جهانی دوم بر آلمان واتریش و بوهمیا ( چک و اسلواکی ) و بخش بزرگی از اروپا در برگیرندهٔ بخش بیشتر فرانسه، بلژیک، هلند، دانمارک، نروژ، اروپای شرقی،بالکان و بخش‌هایی از شمال آفریقا فرمان می‌راندند.این نگره به سوسیالیزم ملی با نگاه نژادگرایانه نگاه دارد. لازم به ذکر است که کلمه نازیسم مخفف ناسیونال سوسیالیسم ( سوزیالیسم ) است و این حزب در آلمان بوجود آمد با توجه به این که حزب فاشیست توسط موسیلینی در ایتالیا ایجاد شد و اصول این مکتب متفاوت با حزب نازیسم می‌باشد. حزب فاشیست زمام تمام امور را در دست دولت متمرکز می‌داند ولی حزب نازی متشکل از افکار میهن پرستی و عموم پرستی است و فرق بین طبقات در جامعه را از بین می‌برد .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 مهر 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
مارتین هایدگر فیلسوف بزرگ معاصر به علت وسعت تفكر و اقداماتش همیشه در بوتهء نقد بسیاری از متفكران و صاحب‌نظران قرار گرفته است. بعضی اصالت اصلی را به تفكرش داده‌اند و برخی اقداماتش در جهت حمایت از هیتلر و نازیسم را سرلوحهء كار خود قرار داده‌اند اما همهء مساله این هست و این نیست.

چه بسا بسیاری، هم به تفكرش با دید احترام نگریسته‌اند و نقد كرده‌اند و هم اعمال و اقداماتش را فراموش نكرده‌اند. دستهء سوم شاید بسیار منصفانه‌تر باشد. كارل یاسپرس و میگل دبستگی در حق هایدگر گفته‌اند كه عمل و نظر متفكر را نمی‌توان جدا از هم دانست و چه بسا باید ریشه‌های اعمال هایدگر را در افكار و تفكر او جست‌وجو كرد.سیاوش جمادی مترجم كتاب هایدگر و سیاست نوشته میگل دبستگی،در گفت‌وگوی حاضر به تشریح این موضوع می‌پردازد.
- برای ورود به بحث مایلم كه نظر شما را پیرامون مؤلفه‌های بارز فضای سیاسی جامعهء آلمان در دههء 30 با روی كارآمدن رایش سوم و رشد سریع فاشیسم هیتلری بدانم. درست همان دوره‌ای كه مارتین هایدگر پس از انتشار اثر سترگ خود «هستی و زمان» به عنوان چهره‌ای شناخته شده در دنیای اندیشه مطرح و پس از مدتی به ریاست دانشگاه فرایبورگ منصوب شد.
. در فاصلهء سال‌های 1919 تا سال 1933 كه مصادف با به قدرت رسیدن حزب نازی است، آلمان و ملت آلمان درگیر مسایل بسیار وخیمی هستند. جنگ جهانی اول و عهدنامهء ورسای فشار مالی زیادی را بر ملت آلمان آورده است. تعداد بیكاران در آلمان افزایش یافته و آشفتگی و تضاد عقاید و جنگ احزاب به حدی رسیده است كه بسیاری از جوان‌ها ناامید شده‌اند و اوضاع برای پذیرش یك دیكتاتور مساعد است. جمهوری وایمار شعارها و وعده‌هایی به ملت آلمان داده بود كه آن‌ها را عملی نكرد. سال 1933 حزب ناسیونال سوسیالیسم كه معروف به حزب نازیسم است به رهبری آدولف هیتلر قدرت را به دست می‌گیرد. این حزب سه دوره در انتخابات طبق گزارشی كه ردریگرز زافرانسكی در كتاب «حكیمی از آلمان» داده شركت می‌كند و در دو دوره شكست می‌خورد و در دورهء سوم به طریق بسیار ناجوانمردانه‌ای قدرت را به دست می‌گیرد. در واقع حزب ناسیونال سوسیالیسم در شرایطی كه رقیب چندان قابل توجهی ندارد به قدرت می‌رسد. در شرایطی كه احزاب دیگر، كمونیست‌ها و دموكرات‌ها، سركوب شده‌اند.
در وهلهء اول هیتلر با قدرت بیان مشهورش در وعده‌هایی كه به ملت آلمان می‌دهد صحبتی از جنگ، ویرانی و نژادپرستی نمی‌كند. حتی مدارك و اسنادی وجود دارد از صلح دوستی هیتلر و خطابه‌هایی كه وی در باب صلح دوستی ایراد كرده است. زافرانسكی در فصلی از كتابش از این خطابه‌ها یاد كرده است. اما در آن شرایط از متفكران آلمان انتظار می‌رفت كه نسبت به روشن كردن مردم و گشایش راه سیاسی درست بكوشند. آدولف هیتلر از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرد و در واقع در چنین شرایطی است كه از روشنفكران هر جامعه‌ای انتظار می‌رود راهنما و راهگشای ملت باشند. بسیاری از روشنفكران به ماهیت پلید و ضدانسانی رژیـم هیتلری و حزب ناسیونال سوسیالیسم پی برده بودند و این واقعیت برایشان روشن بود و چه بسا كه از اعتراض هم سرباز نزدند. هیتلر ماهیت خودش را با كودتای آب‌جوفروشان به مردم نشان داده بود. هیتلر قبل از روی كارآمدنش دسته‌ای را به راه انداخته بود موسوم به پیراهن قـهوه‌ای كه برخوردشان به‌خصوص با كمونیست‌ها و سوسیال‌دموكرات‌ها روشی مبتنی بر زور، چماق و خفقان بود. آن‌ها به صورت دسته‌ای به تفتیش منازل و به ضرب و جرح افراد می‌پرداختند و در خیابان‌ها وحشیانه به اعضا و میتینگ‌های كمونیست‌ها و سوسیال دموكرات‌ها حمله می‌كردند. به طور خلاصه حزب ناسیونال سوسیالیسم در سال 1933 قدرت را به دست گرفت اما در شرایطی كه مردم از احزابی كه ادعای دموكراسی داشتند ناامید و بسیاری از احزاب و گروه‌ها سركوب شده بودند، هیلتر پس از دستیابی به قدرت تصمیم داشت عظمت و شوكت آلمان تحقیر شده را به آن بازگرداند.
اما این‌كه چگونه فردی بی‌فرهنگ، فردی كه خودش بویی از تفكر و آزادی نبرده می‌تواند به ملتی عظمت و شوكت دهد و این‌كه شوكت و عظمت چگونه می‌تواند بدون آزادی و احترام به آرا و افكار تمامی آحاد ملت میسر شود، سؤالی بوده كه اگر در آن دوره هم مطرح می‌شد در میان سر و صداها و بوق و كرناهای تبلیغات هیتلری محو و نابود می‌شد. اما دیری نگذشت كه هیتلر دیكتاتور مطلق آلمان شد. مجلس را منحل كرد و اگر اشتباه نكرده باشم در سال 1934 بود كه اولین اردوگاه‌های معروف به اردوگاه‌های كار اجباری درست شدند. این اردوگاه‌ها مخصوص توقیف‌های دسته‌جمعی بود و كمونیست‌ها در این اردوگاه‌ها به سر می‌بردند.
- حزب ناسیونال سوسیالیسم آلمانی یا همان جنبش كارگری نازی به عنوان یك حزب مطرح و صاحب قدرت در صحنهء سیاسی آلمان دارای چه مانیفستی بود و آیا می‌توانیم هایدگر را نه تنها به عنوان یك عضو بلكه در دوره‌ای به عنوان یكی از نخبگان این حزب بدانیم؟
. ببینید وقتی شما صحبت از مؤلفه‌های یك حزب می‌كنید آدمی را با این مساله مواجه می‌كنید كه مرام‌نامهء یك حزب تا چه حد مبتنی بر یك تفكر و فلسفه و همچنین سیستمی ساخته، پرداخته و پخته شده است. بدون شك در هر جای دنیا وقتی كه یك انقلاب ماركسیستی محقق شد ما می‌توانیم مدعی شویم كه این انقلاب مبتنی بر یك فلسفهء نظری بسیار پخته بود با همهء نقطه‌ضعف‌ها و معایبش. یعنی ریشهء ماركسیسم محصول یك سری شعارهای توخالی و پوپولیستی نبود. ماركسیسم از دل فلسفه‌ای بیرون آمد كه توسط فردی به نام كارل ماركس بنیان گذاشته شد. زندگی خود ماركس همچون یك افسانه است. ایمان و اعتقادش، سـرگـردانی‌هایش، تبعیدش، فقرش، رنج‌هایی كه برای نوشتن كتاب عظیم كاپیتال متحمل شد، همه و همه باعث شگفتی و تعمق است. اما متاسفانه حزب ناسیونال سوسیالیسم بر مبنای فلسفه‌ای پخته و سیستماتیك بنا نشده است. نقطهء اتكای هیتلر در وهلهء اول بر افكار عمومی و عام‌گرایی بود. هیتلر از همان جوانی از یهودی‌ها نفرت و عقده‌های شخصی خاصی نسبت به این قوم داشت. هیتلر در جوانی‌اش می‌خواست نقاش بشود ولی موفق نشد بعد به هر كاری كه دست زد باز هم موفق نشد و معمولائ جنگ‌طلبی همانطور كه فرانتس كـافكـا در گفـت‌وگـوی معـروفش با گوستاویانوش گفته ناشی از فقدان خلاقیت اسـت. در جامعه‌ای كه تفكر نیست، خلاقیت نیست پس یك حزب برای بقا و تداوم حیاتش صرفائ نیاز به جنگ دارد. نیاز به دشمن دارد و از طریق تجاوز و حمله كسب موقعیت می‌كند. چنین حزبی جنگ‌هایش، مواضعش و عقایدش به هیچ وجه مبتنی بر فلسفه‌ای آزادانه نیست و به طور موثق طرح‌ریزی نشده است. البته چنان‌كه هانریش شایرر در كتابش می‌گوید: «ریشه‌های نازیسم آلمانی را در فلسفهء هگل، نیچه و ایده‌آلیسم آلمانی و فلسفه‌های حیات جست‌وجو كرده‌اند اما آن صراحتی را كه شما در ماركسیسم می‌بینید یعنی فلسفه‌ای كه بنا نهاده شود و از آن فلسفه بلافاصله و بلاواسطه دستور‌العمل صادر شود در نازیسم آلمانی وجود ندارد. دربارهء قسمت دوم سؤال شما باید بگویم كه مارتین هایدگر را نمی‌توان به عنوان یك لیدر در حزب نازی به حساب آورد. ماجرای سیاسی مارتین هایدگر ماجرای بسیار دردناكی است. بنده به شخصه نمی‌دانم در زندگی‌ام تكلیفم را با این فیلسوف چگونه مشخص كنم. اگر از مواضع سیاسی و عمل هایدگر بگذریم و در خیالمان فرض كنیم كه این آدم آن اعمال ننگین را به‌خصوص در 11 ماه ریاست دانشگاه فرایبورگ در سال 1933 انجام نداده بود، با یك متفكر بسیار عمیق و بزرگ مواجه هستیم. هایدگر سؤالات بسیار عمیق، جذاب و تكان‌دهنده در عالم فلسفه مطرح می‌كند. فلسفهء وی دارای این خصوصیت است كه شما در وهلهء اول یا از آن روی‌گردان می‌شوید و یا اگر مجذوب آن شوید به راحتی قدرت جدایی و دل كندن از این تفكر را ندارید. آثـار فلسفـی وی به خصوص از نظر هستی‌شناسی و به خصوص «هستی و زمان» یك شاهكار به تمام معنا در فلسفه است و از نظر انسجام، طرح و تحلیل مطالب هایدگر را در مقام یكی از بزرگترین فلاسفه در قرن بیستم قرار می‌دهد. اما چنین آدمی در سال 1933 و در اوج قدرت نازی ریاست دانشگاه فرایبورگ را در شرایطی خاص قبول می‌كند. در این مورد صحبت‌های موافق و مخالف بسیار شده است و ما چیزی كه بتوانیم بر این صحبت‌ها اضافه كنیم نداریم. شما می‌توانید به زندگی‌نامه هایدگر اثر هوگو ات و هایدگر و نازیسم اثر ویكتور فاریاس مراجعه كنید و یا كتاب‌هایی كه توسط شاگردان تراز اول وی نوشته شده است از جمله هاینریش پتست و ایمانوئل لویناس، این‌ها همه مخالفت شدید خودشان با موضع هایدگر را اعلام كرد‌ه‌اند. این‌كه ما بیاییم موضع و تفكر سیاسی هایدگر را جدای از هم بدانیم یا این‌كه اقدام به انكار آن كنیم عملی بسیار مذبوحانه است كه متاسفانه در كشور ما رواج دارد. شاگردان وی در سر كلاس‌های هولدرلین از این‌كه ناگهان هایدگر درس را قطع می‌كند و شـروع به گفتن از سیاست می‌كند شگفت‌زده می‌شوند.
موضع‌گیری و قبول ریاست دانشگاه برای هایدگر عواقبی در پی داشت. نپذیرفتن رساله‌های دانشجویان یهودی، سكوت در برابر مراسم كتاب‌سوزان كه مقابل در اصلی دانشگاه فرایبورگ صورت گرفت، قطع ارتباط با ادموند هوسرل و كارل یاسپرس به خاطر اینكه هوسرل تبار یهودی و یاسپرس همسر یهودی داشت. بعضی از این مسایل حقیقی است و ویكتور فاریاس آن‌ها را در كتاب خود جمع‌آوری كرده و برخی دیگر شایعه است و مداركی در باب آن‌ها نیست از جمله مسالهء هایدگر و هوسرل. این‌كه آیا هایدگر از ورود هوسرل استاد وی كسی كه كتاب «هستی و زمان» را به او تقدیم كرده به دانشگاه جلوگیری می‌كند یا نه. تا آن‌جا كه من می‌دانم ویكتور فاریاس در این مورد مدرك كتبی ارایه نداده است. اما گلایه‌ها و نامه‌های هوسرل كاشف از آن است كه چنین واقعه‌ای رخ داده است. در نامه‌هایی كه هایدگر به مقامات نازی در این زمان می‌نویسد سعی می‌كند مخالفت خود را با بازگشت یهودیان به جامعه و قدرت ابراز كند. حال این از سر اعتقاد بوده و یا جلب توجه، قابل تعمق است. ما در 11 ماه ریاست دانشگاهی هایدگر چیزی جز ننگ و اعمالی كه برای دنیای فلسفه شرم‌آور است نمی‌بینیم. خود هایدگر در مصاحبهء معروفش با اشپیگل در صدد توجیه قضیه برآمده است. اما در این‌جا مساله‌ای را مطرح می‌كنم و آن این‌كه در جهان فلسفه جایی برای مرید و مراد‌بازی نیست. مساله این نیست كه آیا هایدگر مراسم كتابسوزان مقابل در دانشگاه را تایید كرده است یا نه. مساله آن است كه حتی برای یك دقیقه حاضر شده است ریاست دانشگاهی را قبول كند كه جلوی در آن مراسم كتابسوزان انجام می‌شود. ماهیت رژیم هیتلر اگر بر مردم عادی پنهان بود اما برای فیلسوفی چون هایدگر نباید پنهان باشد. این‌كه لیدر یك حزب بود یا نه قطعائ نبود اما ادای لیدرهای سیاسی را درمی‌آورد و كمپی نمایشی در دانشگاه ساخته بود و خودش نقش لیدر را بازی می‌كرد و دانشجویانی را با لباس خاص حزب نازی هدایت و اداره می‌كرد. اما ارتباط دادن فلسفهء هایدگر كه اصل و اساسش هستی‌شناسی است با جریانی موسوم به نازیسم و ناسیونال سوسیالیسم ارتباطی است كه به آسانی مقدور و ممكن نیست و ما را به گمراهی سوق می‌دهد.
- چه تفاوتی میان حزب فاشیستی ناسیونال سوسیالیست آلمانی یا همان جنبش كارگری نازی با سایر حكومت‌های فاشیستی مثلائ فاشیست موسولینی در ایتالیا وجود داشت، آیا می‌توانیم فاشیست آلمانی را به عنوان مادر تفكرات سیاسی، اجتماعی فاشیستی در اروپای مدرن معاصر بدانیم.
. سیاست به معنای مقدس كلمه آنچه كه افلاطون مورد توجه داشت، یعنی كمال مطلوبی كه شهروندان و حاكمان از حقوق حقی خود برخوردار باشند، با ظهور هرگونه حكومت فاشیستی به پایان می‌رود.
اما این‌كه تفاوت‌ها در كجا است، طبعائ در فاشیسم ایتالیا تاكید بیشتر بر ناسیونالیسم است- متكی بر كلیسای كاتولیك است. اما در فاشیسم هیتلری، نژادگرایی بسیار شدید و عمیق است و فریب و بازیچه قرار دادن دین را ما شاهد هستیم، چیزی كه ما در هیچ كدام از حكومت‌های فاشیستی این دوره نمی‌بینیم.
به علاوه حزب نازی آلمان ادعاهای زیادی مبنی بر برتری نژاد ژرمن و آلمان و به طور كلی نژاد آریا دارد و همان‌طور كه می‌دانید حاصلش فجایع هولناكی بود كه در جنگ جهانی دوم رخ داد. ما نمی‌دانیم كه حزب فاشیسم ایتالیا چنین قابلیت‌هایی را داشت یا نه، اما پروندهء حكومت فاشیسم آلمان آنچنان پردامنه است كه قابل مقایسه با هیچ كدام از حكومتی‌های فاشیستی به وجود آمده در اروپا نیست. حال آن‌كه این حكومت ما در حكومت‌های فاشیستی در اروپای مدرن و معاصر است یا نه; می‌توان گفت بله ولی در كلیت تاریخ بنده نمی‌توانم چنین نظری بدهم. ریشهء تمامیت‌خواهی یا فاشیسم بسیار عمیق تر از آن است كه ما بخواهیم حزب ناسیونال سوسیالیسم آلمان را مادر و سرچشمه آن بدانیم. در اروپا در زمان‌های مختلف شاهد وجود فاشیسم در قالب‌های دیگری بوده‌ایم مثلائ انگزیسیون كلیسا در دورهء قرون وسطی در دوران حكومت‌های پادشاهی و حكومت‌های ملوك‌الطوایفی كه به خصوص در آلمان وجود داشته است. شما از زمان یونان باستان و زمان اسـپـارتـاكـوس مـی‌تـوانیـد ریشه‌های تمامت‌خواهی را ببینید. در آپولوژی سقراط شما می‌توانید نزاع بین فاشیسم و دموكراسی را ببینید. این مساله شاید چیزی است كه به سرشت دوگانه بشر بازمی‌گردد. این‌كه یك انسان تا چه حد بر اساس من وجودی خودش زندگی می‌كند و تا چه حد می‌تواند از من خودش بگذرد.
- اگر بشود وجوهات تفكر هایدگر را به دو دورهء قبل و بعد از جنگ تقسیم كنیم آیا به نظر شما می‌توانیم تفاوتی در میان آثار او پیدا كنیم یا خیر.
. به عقیدهء من اگر ارتباطی بین تفكر هایدگر و نازیسم وجود داشته باشد، شامل تمام دورهء فكری هایدگر می‌شود. اگر هم نباشد شامل هیچ‌یك از دوره‌های تفكر هایدگر نمی‌شود. اگر عمل سیاسی هایدگر نبود به دشواری می‌توانستیم آن‌طور كه تئودور آدورنو در كتاب معروفش با عنوان اصطلاح اصالت مطرح كرده، تفكر هایدگر را تفكری فاشیستی بدانیم. برعكس حتی از منظری می‌توانیم تفكر هایدگر را تفكر آزادی بدانیم. این تفكر با همهء تـحولاتی كه پیدا كرده دارای یك رشتهء وحدت‌بخش است كه از آغاز تا پایان بر آن حاكم است و آن جست‌وجوی معنا و رهیافت در هستی است. هایدگر در باب تفكر بسیار منتظم به روش و اصول است. روش هایدگر روش پدیدارشناسی خاصی است كه به آن پدیدارشناسی هرمنوتیك می‌گویند. وی همان‌طور كه در فصول آغازین هستی و زمان ذكر كرده این روش را مدیون كلاس‌های درس ادموند هوسرل می‌داند. ما انتظار داریم در سال 1945 طبق گفته شما با یك چرخش در تفكر و مواضع هایدگر روبه‌رو شویم كه ارتباط با سیاست موجود داشته باشد. اما تفكر هایدگر و چرخش آن چندان ارتباطی با سیاست ندارد. در نامه‌ای در باب اومانیسم در واقع هایدگر بر مواضع سابق خودش پافشاری می‌كند. او می‌خواهد با این اثر به فرانسوی‌ها اعلام كند كه نسبت توتالیتر و نازیسمی كه به فلسفهء من می‌دهند درست نیست، در واقع فلسفهء من ضد اومانیسم نیست و اومانیسم به آن معنا كه شما می‌دانید و می‌گویید هم نیست چون ذات انسان در سوبژكتیویته نیست. هایدگر در تمام تفكرش اصرار دارد كه به تعبیری غایت تفكرش، آزادی انسان است و آزادی انسان «آزادی در» نیست بلكه «آزادی از» است. بنابر این مخالفت شدید هایدگر با دموكراسی و «آزادی در» از آن رو است كه این آزادی به معنای نوعی اسارت انسان است. انسان زمانی آزاد است كه از بند سوبژكتیویته رها بشود و فرا روی ساحتی گشوده‌تر به نام هستی قرار گیرد. بنابراین آزادی در تفكر هایدگر كاملائ سؤال‌برانگیز است و بنده نمی‌توانم در مقام مخالفت و یا رد آن قرار بگیرم. به طور كلی وقتی ما در تفكر هایدگر قرار می‌گیریم، وارد جهانی می‌شویم كه چندان ارتباطی با سیاست ندارد. در كتاب «هستی و زمان» كه در سال 1926 نوشته می‌شود چهار بار كلمهء جنگ به‌كار برده می‌شود. مفسران به خصوص مخالفان مغرض هایدگر سعی كرده‌اند تكرار چهارباره كلمه جنگ را به نحوی به فاشیسم و نازیسم نسبت بدهند اما اگر شما دقت كنید، كلمه كمپ ( Kemp ) در آلمانی را یاسپرس هم زیاد به كار می‌برد. این واژه در آلمانی صرفائ به معنای جنگ نظامی نیست. این واژه به معنای تنازع است. از جمله تنازع بقا و هر جا كه این كلمه را به كار می‌برد با كلمهء هم پیوندی همراه ‌می‌كند و این‌ها را از حالات خاص هستی می‌داند. در حالی‌كه می‌توانیم مواضع سیاسی هایدگر را به شدت محكوم كنیم. وقتی كه وارد فلسفه‌اش می‌شویم، نمی‌توانیم به زور عنف تاویلی فلسفه‌اش را به سیاست ربط بدهیم. چون هایدگر در كتاب «متافیزیك چیست»؟ از نیست‌انگاری سخن می‌گوید. بعضی‌ها معتقدند كه این كتاب متضمن هسته‌های اولیهء فاشیسم در تفكر هایدگر است. چرا كه تفكر وی تفكر رعب و ترس و ترس‌انگاری و تشویش است و نص بیان هایدگر لحنی تاكیدی است. بیان هایدگر لحنی تاكیدی است. بیان این‌گونه و فضای دراماتیكی كه ما در «متافیزیك چیست»؟ می‌بینیم و مسایلی كه در باب نیستی در این كتاب مطرح می‌شود موجب انتقادهای سیاسی شدیدی علیه هایدگر شد و حتی برخی از جمله‌های هایدگر كه مغایر دستور زبان آلمانی بود، اسباب تمسخر و شماتت هایدگر را فراهم كرد. اما ما می‌بینیم كه هایدگر بی‌اعتنا به همهء مخالفت‌ها و موافقت‌ها به راه خودش می‌رود و تنها یك مقصد را دنبال می‌كند. در نهایت آن چیزی كه به تمام تفكر هایدگر سیطره دارد، پرسش از هستی و تفكر در باب هستی است.
- حالا كوره‌های آدم‌سوزی، اردوگاه‌های مرگ، كشتارهای دسته‌جمعی، فجایع جنگی كه همه و همه به فرمان شخص هیتلر انجام داده می‌شد را در یك سویقضیه قرار بدهیم و در سوی دیگر این جملهء هایدگر را قرار دهیم كه در خاطرات یاسپرس آمده و شما هم در مقدمهء هایدگر و سیاست به آن اشاره داشتید كه هایدگر در جواب یاسپرس كه به او گفت، مرد بی‌فرهنگی چون هیتلر چگونه می‌خواهد آلمان را اداره كند، گفت: «فرهنگ و تربیت مهم نیست به دست‌های جذابش نگاه كنید.» به نظر شما شخصیت اجتماعی هایدگر را سوای شخصیت فلسفی‌اش چگونه شخصیتی می‌توانیم، بدانیم؟
. حقیقت این مساله هم برای من یك معماست. به قول میگل دلبستگی كه شما هم به آن اشاره كردید ما وقتی كه بخواهیم هایدگر را بخوانیم باید تفكری توام با درد را بخوانیم و یاد بگیریم و این بسیار تاسف برانگیز و اسف‌بار است. بعضی‌ها آن را حماقت بزرگ هایدگر نامیده‌اند. عده‌ای هم معتقدند كه هایدگر فیلسوف بزرگی است اما در دوره‌ای از زندگی‌اش مرتكب خطایی شد. بعضی‌ها هم او را با هگل مقایسه می‌كنند. چنانچه وقتی ناپلئون بناپارت وارد ینا شد، گفت: «مطلق وارد ینا شد».
بسیاری از متفكران، دیكتاتورها را ستوده‌اند. در تاریخ ما نمونه‌های بسیاری را دیده‌ایم. هایدگر در صریح‌ترین مصاحبه‌اش با نشریهء اشپیگل می‌گوید كه من در آن دوره به عظمت رایش اعتقاد داشتم و معتقد بودم كه اگر بخواهم باحزب نازی همكاری كنم ناچار به سازش هم هستم. در زمانی كه نازی‌ها لهستان و نقاط مختلف اروپا را گرفتند و گروه، گروه كودكان و زنان یهودی و حتی بسیاری از غیریهودیان از جمله كمونیست‌ها را در قطارهای معروف به قطارهای مرگ قرار می‌دادند و روانه كوره‌های آدم‌سوزی می‌كردند، هایدگر ظاهرائ از حزب كناره‌گیری كرده بود و چه بسا در ابتدای قدرت حزب كه هایدگر به عضویت آن درآمده بود این فجایع هنوز وجود نداشت. هایدگر بعد از كناره‌گیری از حزب زندگی خودش را وقف درس‌های نیچه و هولدرلین كرده بود. اما جای تعجب است كه چرا ما یك عكس‌العمل شدید از هایدگر در برابر این فجایع نمی‌بینیم. این‌كه هایدگر محكوم نمی‌كند و سكوت می‌كند به نظر بسیاری از شارحان و مفسران وحشتناك‌تر از همكاری 11 ماهه‌اش در حزب نازی و در مقام ریاست دانشگاه فرایبورگ است. آیا این سكوت به معنای دوام اعتقادش به نازیسم و قبول آن یا كه از سر غرور است. یا همان‌طور كه هانا آرنت می‌گوید: « هایدگر هرگز خود را به هیچ وجه مقصر نمی‌داند. شخصیت اجتماعی هایدگر را نیز در فلسفه‌اش می‌توان خلاصه كرد. هایدگر اهل سیاست نبود و از سیاست هم آگاهی چندانی نداشته است. »

منبع : Http://SirousMonjezii.MihanBlog.Com





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برخی اسناد به دست آمده نشان می‌دهد، ‌زیردریایی متعلق به نیروی دریایی آلمان نازی پس از جنگ جهانی دوم، بقایایی از جسد رهبر این حزب را به دریاچه «وستوك» در قطب جنوب منتقل كرده‌اند. 
طی سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای نفوذ به دریاچه «وستوك» در قطب جنوب صورت گرفته است. این دریاچه در زیر لایه‌های عظیم یخ به عمق 3.54 كیلومتر قرار دارد و میلیون‌ها سال است كه نور خورشید به این منطقه بكر و دست نخورده تابیده نشده است. 
گفته می‌شود در پایان جنگ جهانی دوم، گروهی از نازی‌های آلمان به قطب جنوب آمده و بقایای «هیتلر» و معشوقه‌اش را به همراه جعبه‌هایی در اعماق یخ‌ها و در نزدیكی دریاچه وستوك دفن كرده‌اند. 
با توجه به صحبت‌های دریاسالار كارل دونیتس، فرمانده نیروی دریایی ارتش آلمان و بر اساس آرشیو اسناد نیروی دریایی، چند ماه پس از محاصره آلمان توسط متحدان در آوریل 1945 زیردریایی U-530 این كشور از بندر كیل وارد قطب جنوب می‌شود. این گروه احتمالا یك غار كشف نشده در اعماق یخ های قطب جنوب و در نزدیكی دریاچه وستوك بنا كرده اند. 
بقایای «آدولف هیتلر» رهبر حزب نازی آلمان به امید امكان استفاده از DNA به همراه جعبه‌های متعلق اسناد این حزب، در این مكان مدفون شده است. در صورت صحت این ادعا، آلمان ها پیش از محققان روس به دریاچه وستوك دسترسی پیدا كرده اند. با رسیدن تیم تحقیقاتی روس به دریاچه وستوك احتمالا این رازها نیز مشخص می‌شود. 
عملیات حفاری در عمق یخ ها به صوت 24 ساعته و در سه شیفت كاری انجام شده است. ناسا و آژانس فضایی روسیه، پروژه اكتشاف در عمق یخ های قطب جنوب را پیگیری می‌كنند. 
این دریاچه كه در زیر یخ هایی به عمق 3.5 كیلومتر قرار دارد، هیچ راه نفوذی نداشته و احتمالا حاوی گونه های منحصر به فرد و تنها منبع آبی فوق‌العاده تمیز جهان است. 
عملیات اكتشاف در قطب جنوب با انتقاد شدید فعالان و گروه‌های حافظ محیط زیست مواجه شده است؛ چرا كه این اكتشاف ممكن است باعث ورود آلودگی به دریاچه بكر و دست نخورده وستوك شود. 

منبع : Http://Www.MashreghNews.Ir
23 بهمن ماه سال 1390




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفته می شود ماشین Bell متعلق به نازی ها، بی نهایت خطرناک بوده که باعث بیماری، دگرگون شدگی، مرگ حیوانات و احتمالا انسانها می شده است. یکی از دانشمندانی که نیک کوک در کتاب «The Hunt For Zero Point» با وی مصاحبه کرده است حتی پا را فراتر می نهد و مدعی می شود که Bell در واقع یک ژنراتور میدان پیچشی است (Torsion Field Generator) و اینکه دانشمندان SS در این پروژه سعی بر تولید ماشین زمان داشته اند.» – ویکیپدیا 
رابرت دیل آرنت در سال 2005 کتابی با نام «پرنده های بشقابی رایش سوم (1922-1945 و به بعد)». آرنت می گوید: ماشین Bell در سال 1945 بازتاب دهنده ی اوج توانمندی ژنرالِ SS هانز کاملر در پنهان سازی پروژه تولید «سلاح اعجاب انگیز» فوق محرمانه ی نازی ها بود. 
کتاب «شکار نقطه صفر جاذبه» نوشته ی سال 2002 نیک کوک تنها منبع انگلیسی زبانی است که اطلاعاتی درمورد این دستکاه عجیب و پیچیده و تجربیات مرگباری که در حواشی این تکنولوژی رخ داده است و همچنین نحوه حراست سختگیرانه ای که نیروهای SS برای مخفی نگاه داشتن آن اعمال می نمودند، ارائه می دهد.
آرنت: » بنا به اطلاعاتی که نیک کوک از منابع آلمانی و چک دریافت کرده، موارد زیر از توانمندیهای برجسته ماشین Bell به شمار می رفته است:
1- بنا به گزارشات، ماشین Bell یک شیی تمام فلزی مدور با قطری برابر 2.7 متر و ارتفاعی بین 3.5 تا 4.5 متر بوده است.
2- شکل ظاهری آن شبیه به ناقوس (Bell) بوده است که نام رمزی آلمانی (die Glocke) آن نیز از همین شباهت اقتباس شده است.
3- این ماشین شامل دو سیلندر بوده که در جهت خلاف یکدیگر به گردش در می آمدند و درون سیلندرها از یک مایع بنفش و شبیه به جیوه (فلز مایع) که با سرعتی بالا در چرخش بوده پر شده بود. مایع بنفش رنگ توسط آلمانی ها اختراع و Xerum 525 نامگذاری شده بود.
4- مایع Xerum 525 ظاهرا بسیار رادیواکتیو بوده و با رنگی بنفش، در درون سیلندرهایی با ضخامت 30 سانتیمتر جای می گرفته است.
5- ماشین Bell در زمان بکار افتادن، نیروی الکتریکی زیادی را می طلبید.
6- در هنگام کار فقط می شد آنرا بین یک تا دو دقیقه روشن نگاه داشت چراکه پس از این مدت شروع به ساتع کردن امواج مضر رادیواکتیو و یا نوعی میدان الکترومغناطیسی قدرتمند یا شاید نوعی ناشناخته از انرژی می نمود.
الف- تعدادی دانشمند در زمان اولین آزمایش این ماشین جان سپردند.
ب – آزمایشات متعاقب بر روی گیاهان و حیوانات نشان می داد که این ماشین در هنگام فعالیت تاثیری از خود بجای می گذاشت که باعث سیاه و لزج شدنِ بافت زنده آنهم بدون هیچ اثری از فساد طبیعی می شد که در مدتی بین چند دقیقه تا چند ساعت بوقوع می پیوست.
ج – تکنسین هایی که در هنگام این آزمایشات در اطراف ماشین حضور داشتند گزارش داده اند که در زمانی که تحت تاثیر ماشین قرار گرفته اند، در دهانشان مزه آهن احساس می کردند.
د – اتاقی که ماشین Bell برای آزمایش در آن قرار داده شده بود با سرامیک و پوششی از روکش لاستیک محافظت می شد اما پس از انجام هر تست تمامی روکش لاستیکی سوخته و می بایست تعویض می شد.
7- به موازات نزدیکی ایام به پایان جنگ جهانی دوم، تمامی دانشمندانی که به نحوی با ماشین Bell سر و کار داشته و یا شاهد عملکرد آن بودند، توسط نیروهای SS وحشیانه به قتل رسیدند.
8- پس از خاتمه ی جنگ، ماشین Bell از محل اختفای اولیه اش یعنی سیلِسیا جابجا شده و هرگز مشخص نگردید که به کدام مقصد حمل گردید. ] سیلسیا نام یک منطقه تاریخی است که در مرز لهستان، چک و آلمان امروزی واقع شده است.[ ماشین Bell به همراه ژنرال کاملِر (سرپرست پروژه Bell) از صحنه تاریخ محو و دیگر صحبتی از آنان به میان نیامد. این باور همچنان پا برجاست که ماشین Bell و ژنرال کاملر بوسیله زیردریایی U-Boat به پایگاهی در خارج سرزمین رایش (پایگاه 211 در نئو شوابنلند واقع در قطب جنوب) منتقل گردیده اند. برخی نیز معتقدند که این ماشین به نروژ که در زمان خاتمه جنگ هنوز در اشغال آلمان نازی بود، حمل شده است.
9- یک سازه محکم بتونی شبیه به ساختار استونهنج (Stonehenge) توسط نازیها و نزدیک به محل آزمایش Bell ساخته شده بود که به نظر می رسد برای انجام آزمایش پرتاب موشک یا چیزی شبیه به آن بکار می رفته است.
لیندا مولتون: یکی از جذاب ترین بخشها در کتاب آخر شما، ظهور رایش چهارم، به قسمت سوم کتاب باز می گردد که عنوان آن » سلاحهای اعجاب آور نازی ها» می باشد. در صفحه 87 نوشته اید: «سفر زمان توسط نازیها ایده ی دهشتناکی است که به نظر مضحکانه می رسد اما دانش آن وجود داشته و ماشین Bell نیز همینطور». توضیح دهید که ماشین Bell چه نقشی برای هیتلر و حزب نازی ایفا می نمود و ربط آن به سفر زمان چیست؟

جیم مارس: همچنان دانشمندان امروزی در تلاشند که ماشین Bell را شبیه سازی کنند. به این ماشین اصطلاحا زنگ می گفتند چراکه شکل ظاهری آن به زنگ یا ناقوس کلیسا شبیه بوده است. این شیی دارای دو دهلیز بیرونی و درونی بوده و دو میدان الکترومغناطیسی دوار نیز درون آن ایجاد می شده است. سپس یکی از میدانها را در جهت حرکت عقربه ساعت و میدان دیگر را در خلاف مسیر عقربه ساعت به گردش در می آوردند. بدین ترتیب قدرت و بازدهیِ این سیستمِ مولدِ انرژی را افزایش می دادند. وقتی همه این مراحل انجام می گرفت، عملکرد و خاصیتی غیر متعارف از ماشین برون می زده است.

هر گیاهی که در اطراف ماشین Bell قرار می گرفت یا به سرعت رشد نموده و شکوفه می زد و یا ضایع شده و می مرد؛ انسانها نیز در مجاورت این ماشین با خطر مرگ مواجه بودند. این موضوع مرا به یاد ماجراهایی می اندازد که در آمریکا (سالهای 1942-1943) اتفاق افتاد، مثل آزمایش بدنام Philadelphia Experiment که طی آن با ایجاد یک میدان مغناطیسی بسیار قوی، مواد سازنده هر چیزی دچار دگرگونی گشته و سپس متلاشی می شد، حتی انسان.
آیا ماشین Bell یک فن آوریِ فرازمینی بوده است؟
لیندا مولتون: با در نظر گرفتن این حقیقت که امروز من و شما و دیگران در برابر آماج اطلاعاتی قرار گرفته ایم که ادعای کلنل فیلیپ جی. کورسو (کارشناس علوم طبیعی در ارتش آمریکا) مبنی بر وجود حیات فرازمینی را بیشتر به اثبات می رساند، آیا شما باور دارید که شواهد و مستندات مستدلی وجود دارد که نشان دهد آلمان در زمان جنگ جهانی دوم از کمکهای فرازمینیان بهره می برده، خواه در مورد ساخت ماشین Bell و یا در هر مورد دیگری؟ یا با گفتاری دیگر آیا این ماشین های تحقیقاتی بدعتا توسط فرازمینیان به آلمانها داده شده و آنان این تجهیزات را در زیرِ زمین در منطقه پینموند مخفی نمودند و در نهایت نیز همین امر موجبات ترقی تکنولوژیک را برای رایش هیتلر فراهم آورده است؟
جیم مارس: این سئوال فوق العاده ایست، لیندا ، که من سعی کرده ام در کتاب آخرم «ظهور رایش چهارم» بدان بپردازم. برای سالها داستانهایی را در مورد اینکه آلمانها در سالهای جنگ دوم یک بشقاب پرنده را بدست آورده، در اسارت گرفته اند و سپس اقدام به انجام مهندسی معکوس بر روی آن نموده اند، شنیده بودم.
ولی هرگاه که بخواهید هریک از این داستانها را پیگیری کنید، تمام شواهد آن ناگهان ناپدید می شوند! بنابراین هیچ سند محکمی در دست نیست که نشان دهد این موارد واقعیت داشته اند. اما آنچه که امروز من و دیگر محققان نتیجه گیری کرده ایم حاکی از آنست که در اوایل دهه 1920، موج جدیدی از تمایل مردم به فرقه گرایی و روحانیت در آلمان بروز نمود همانگونه که در آمریکا نیز حرکت مشابهی شکل گرفته بود. و ما امروز شواهد و مستنداتی در دست داریم که هیتلر را به این فرقه های نو ظهور متصل می کند، فرقه هایی همچون Vril یا Thule .
طی آنچه که در روزهای نخستین برگزاری مراسم مراقبه (Remote Viewing) رخ می داده است، آنان (برخی از پیروان فرقه های نوظهور در دهه 1920) می توانستند ارتباطی را با هوش غیر زمینی برقرار نمایند، و این ملاقاتها به آنان سرنخ هایی داده – اگر نگوییم که کل دانش مستقیما منتقل شده- که نشان از فن آوری بالا و پیچیده ای داشته که از حد توانمندی دول متفق در روزهای جنگ جهانی دوم خارج بوده است. این یکی از نکات کلیدی است که توضیح می دهد چرا و چگونه نازی ها پس از جنگ جهانی دوم به حیات خود ادامه داده اند.
لیندا مولتون: آیا شما مدرکی در دست دارید که بتواند با قدرت اثبات کند که ماشین Bell براستی یک تکنولوژی فرازمینی بوده که توسط انسان نماهایی بلند قد، بلوند (مو زرد) و چشم آبی ساخته شده، و این دلیل اصلی گرایش هیتلر به نژاد بلند قدِ بلوندِ چشم آبی بعنوان نژاد برتر بوده است؟
جیم مارس: من فکر می کنم که این یک حدس باشد، اما حدسی است که بر پایه برخی اطلاعات بنا شده است. جای هیچ پرسشی نیست که هیتلر بعنوان یک فرد کوتاه قد با موهای تیره قطعا هیچ شباهتی به آن اَبَرانسانِ آریایی که خود تعریف کرده بود، نداشته است. اما با این وجود، هیتلر و هواداران SS او، ایده ی برتری آلمانیهای آریایی تبارِ بلند قدِ بلوندِ چشم آبی را با قدرت جا انداختند. سئوال اینجاست که این ایده از کجا آمده است؟
بنابراین من فکر می کنم این حدس که این ایده از پس اجرای جلسات مراقبه و برقراری ارتباط با نوعی هوش غیر زمینی ای که شباهت زیادی به نژاد شمال اروپا داشته اند بدست آمده، نظریه ای صحیح است، آنچنانکه تجربیات مشابهی نیز از دیگرانی نقل شده که اقدام به برقراری مراقبه با فرازمینیان نموده اند. اما متاسفانه دلایل کافی برای اثبات این فرضیه در دست نیست.
لیندا مولتون: آیا ماشین Bell که آلمانها در پینِموند مخفی نگاهداشته بودند مثالی است از وجود فن آوری بیولوژیک فرازمینی؟
جیم مارس: فن آوری فرازمینی، درست است. تفاوت در این میان اینجاست که فرضیه فرازمینیانِ بلوندِ قد بلند صرفا متشکل است از مجموعه ای از نقل و قول ها ولی مستندات کافی برای اثبات وجودشان در اختیار نیست اما وقتی صحبت به ماشین Bell می رسد، دیگر اینگونه نیست چراکه امروز شاهدانی در قید حیات اند که خودشان مستقیما در پروژه Bell سهیم بوده و آنچه دیده اند را شرح می دهند. کماکان بازمانده تجهیزات و امکاناتی که برای آزمایش این ماشین ساخته شده بود، قابل بازدید و بررسی است. حداقل ویرانه ای در سیلسیا باقی مانده است که کاملا حقیقت دارد. همه آنها هنوز وجود دارند. پس بنابراین مدارک و مستندات خوبی برای اثبات وجود ماشین Bell و فن آوری پیچیده آن وجود دارد اما چنین مستنداتی برای اثبات وجود فرازمینیان بلوندِ بلند قد موجود نیست.
ماشین Bell و سفر زمان
لیندا مولتون: چرا ماشین Bell به سفر در زمان مربوط می شود؟
جیم مارس: زیرا وقتی شما دو میدان قوی انرژی در اختیار دارید که بصورت دو گرداب در مسیر عکس یکدیگر در گردشند، ظاهرا می توانید بر جاذبه غلبه کنید. بدون شک، فن آوری ضد جاذبه چیزی است که برای سالهای مدیدی بدنبالش بوده ایم. ظاهرا آنچه در لحظه ی خنثی نمودن جاذبه رخ می دهد عملا زمان را نیز از کار می اندازد. این موضوع مهم جایی خود نمایی می کند که ما در اغلب گزارشات مرتبط با یوفوها، ردی از زمان گمشده می یابیم. بعنوان مثال، برخی شاهدان یوفوها گفته اند:» من در ساعت 6 بعد از ظهر با یک یوفو در آسمان مواجه شدم و تا ساعت 7 بعد از ظهر به خانه نرسیدم در حالیکه کمتر از 10 دقیقه تا منزلم فاصله داشتم. چه به سر این زمان گمشده آمده است؟»
در گزارشات آمده است که وقتی یک یوفو بر فراز منطقه ای پدیدار می شود، اتومبیل ها از کار می افتند، درست است؟ و وقتی که یوفو از منطقه دور می شود، اتومبیل مجددا بکار می افتد. اما هیچ وقت کسی حرفی از گرداندن سوییچ استارت به میان نمی آورد، یعنی ماشین خود بخود خاموش و روش می شود! این بدان دلیل است که درون میادین انرژیِ اطراف اتومبیل، زمان باز می ایستد همانگونه که جاذبه خنثی می شود و این همان عاملی است که یوفو را در آسمان معلق نگاهداشته است. پیستونهای درون موتور خودرو منجمد شده و از کار می افتند چراکه زمان از کار افتاده است.
وقتی میادین انرژی جابجا می شوند، پیستونها مجددا به احتراق می افتند و موتور خودرو روشن می شود. این وابستگی و ارتباط زمان و جاذبه را نشان می دهد. چنانچه این فن آوری فرازمینی را در اختیار داشته باشید که امکان خنثی کردن زمان و جاذبه را میسر کند، می توانید در زمان نیز سفر کنید. و اینگونه است که احتمال قویِ سفر زمان مطرح می گردد.
ما در رابطه با ماشین Bell حرف می زنیم که می دانیم قطعا وجود داشته است. همچنین ما صحبت از برخی تاثیرات این ماشین به میان می آوریم که بیشتر جنبه نظری و تئوریک دارند، اما مشکل اصلی اینجاست که کسی چیز زیادی درباره این ماشین نمی داند. تمامی اطلاعات مربوط به ماشین Bell بصورت فوق محرمانه نگاهداشته شده و من شخصا باور دارم که این فایلها امروز در اختیار برخی از تندرویانِ گلوبالیست قرار دارد. توجه داشته باشید، من نمی گویم دولت آمریکا این اسناد را در اختیار دارد چراکه دولت آمریکا مبین مامور مالیات، مامور اداره پست و نماینده شما در شورای شهر است که هیچیک از این گروه ها حتی کوچکترین اطلاعی نسبت به این امور ندارند.
این اسرار توسط کسانی محفوظ مانده است که ربط ماشین Bell با قدرت و تسلط را بخوبی می دانستند.
لیندا مولتون: در نهایت پس از خاتمه جنگ دوم جهانی، سرنوشت ماشین Bell و دیگر تکنولوژیهای مرتبط به آن چه شد؟
جیم مارس: سئوال خوبیست اما من هیچ کس را نمی شناسم که پاسخ آنرا بداند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جنگ جهانی دوم به پایان خود نزدیک میشود و نازی ها از یک اسلحه عجیب صحبت می کنند حتما فورا افکار به سوی برنامه موشکی وی 2 منحرف میشود و علاوه بر برنامه موشکی فوق دانشمندان المانی در تلاش تولید بزرگترین تانک ان دوران یعنی مانستر 1500بودند که متفقین میکوشیدند جلوی ساخت و توسعه ان را بگیرند . در کنار تمام این برنامه ها یک پروژه فوق سری نیز وجود داشت که ان را به شما معرفی خواهم کرد .

 ماشین بل نازیها : شکل ظاهری و محل استقرار

سرنوشت آدولف هیتلر چه شد ؟

در لهستان نزدیک پروژه بزرگ در گودال و معدن ونسلز بر اساس مدارک سری متفقین به نظر میرسد که نازی ها بر روی یک ناقوس فلزی بزرگ کار میکردند . طبق گفته ایگور ویتکوفسکی نویسنده کتاب اسلحه عجیب این حامل فانوسی نام دیگر این ناقوس دارای 9 فوت عرض و 12 تا 15 فوت ارتفاع بود . مسئول پروژه فرمانده ارشد اس اس و رئیس بخش تسلیحات اس اس هانس کاملر بوده است . درجه سری بودن این پروژه انقدر زیاد بود که پس از پایان جنگ تمام دانشمندان شرکت کننده در این پروژه تیر باران شدند علاوه بر این بر اساس گزارشات در قسمت پایینی ناقوس نوشته های وجود داشت که در این مورد بعدا توضیح خواهم داد . ظاهرا این ناقوس در محلی به نام فلای تراپ آزمایش شده بود.
در مورد درستی انجام این ازمایشات مطالب مبهم یسیار میباشد . گفته شده است که ظاهرا در نزدیکی معدن یک برج اب یا منبع اب یا دستگاهی خنک کننده که با اب کار میکرده در دهه 70 در قسمت پایینی فلای تراپ وجود داشته است که برای این ازمایشات از ان استفاده می شده است . اما این نظر اقای ویتکوفسکی بوده است . به نظر من این مطلب که یک پروژه فوق سری در روی زمین در فضای ازاد باشد و مورد ازمایش قرار گیرد معقول به نظر نمی رسد . چرا ؟ چون اولا جنگ بود و چرا میبایست این ناقوس در هوای ازاد و در معرض بمباران مدام دشمن قرار میگرفت ؟ ثانیا نازیها انقدر احمق نبودند که پروژه فوق سری خود را در معرض دید دشمن قرار دهند مگر اینکه دلیل خاصی داشته باشد ؟ ثالثا بر اساس گفته ایگور اگر این ناقوس بصورت زنجیر شده در فلای تراپ ازمایش شده است تا از پرواز ان جلوگیری شود چرا این کار در درون معدن انجام نشده است ؟ البته شاید به علت وجود تشعشعات فراوان و مضر امکان ازمایش در محیط سر بسته نبوده است . در کتاب ایگور هیچ اشاره ای به پرواز ازمایشی نشده است . واقعا این ناقوس چه بود : یک محرک ضد جاذبه زمین . یک ماشین زمان . یک هواپیمای نظامی .یا ……… این سوال را کسی نمی تواند به درستی پاسخ دهد اما اولین چیزی که از همه اشکار تر است این است که هنگام را اندازی این ناقوس فسمت بالایی و پایینی ان در خلاف جهت یکدیگر می چرخیدند و دستگاه شروع به برخاستن از زمین می کرد . همچنین به این موضوع هم اشاره شده است که احتمالا افرادی هنگام کار با این دستگاه و ازمایشات زندگی خود را از دست داده اند . بر سر ناقوس چه امد ؟ پاسخ به این سوال نیز تقریبا مشکل است زیرا ما در این مورد به اسناد کمی دسترسی داریم اما در هر صورت دیگر در لهستان نیست . بر اساس نظر ویتکوفسکی که به مدارک ک. گ. ب. دسترسی داشته است روسها بر این عقیده اند که امریکاییها ان را با خود برده اند . جالبتر اینکه در ککسبورگ امریکا در سال 1965یک بشقاب پرنده یا سفینه فضایی که کاملا شبیه به ناقوس بود سقوط کرد که سریعا توسط ارتش امریکا مخفی گردید . بر روی قسمت پایینی این بشقاب پرنده نیز نوشته های وجود داشته است . ایا این بشقاب پرنده همان ناقوس بوده است ؟ ایا امریکاییها ان را به پرواز در اورده اند ؟ یا ماهواره ای بوده که در انجا سقوط کرده است طبق گفته امریکاییها . در حادثه ککسبورگ بسیاری از سوالات بی پاسخ مانده است . در موقع سقوط نه تنها صدها سرباز مستقر در شهر را تا صبح به حالت اماده باش و بیدار نگهداشتند بلکه ساکنین نیز دیده بودند که کامیونهایی بین محل حادثه و شهر ترد د میکردند . . ارتش امریکا بطور رسمی اعلام کرد که چیز مهمی در این حادثه یافت نشده است . ناسا از یک ماهواره روسی صحبت میکرد و نیروی هوایی از یک دستگاه هواشناسی صحبت میکرد و ….. جالبترین مورد این است که ارتش امریکا یک رو بعد از این حادثه مقادیر زیادی کاشی سرامیکی سفارش داده بوده است . شاید بخاطر اینکه دستگاهی را عایق کنند .
ناقوس فقط در حالت استن بای بدون خطر می باشد . از طرف اقای اتو سرنی دانشمند المانی دوران نازی پس از جنگ جهانی پس از شرکت در عملیات پیپر کلیپ پرونده سازی اطلاعات در برنامه موشکی ناسا پذیرفته شد . حال این سوال مطرح است که چرا این موضوع تازه پس از اینکه اقای ایگور ویتکوفسکی کتاب خود تحت عنوان اسلحه عجیب را منتشر کرد به میان امد و در مورد ان بحث شد ؟ شاید این یک پولسازی حرفهای باشد چراکه او هیچ گاه کپی اسناد ک. گ. ب. را منتشر نکرد و از طرف دیگر مگر ک. گ. ب. اطلاعاتی را با میل در اختیار کسی میگذارد . . از طرف دیگر اگر این پرونده کاملا خاص نبود پس چرا حدود 60 دانشمند این پروژه تیر باران شدند ؟ روسها اظهار می کنند که امریکاییها اولین کسانی بودند که در اتمام جنگ قبل از دیگران در معدن حاضر لهستان حاظر بودند . لازم به ذکر است که در طول جنگ جهانی دوم اطراف انجا تحت کنترل شدید و مدام نظامی بود .
منابع : 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


این کتاب شرح وحی کودک یهود است که قرنها در کتابخانه های علمای یهود بنام کتاب مرموز و متروک مخفی بوده است.

هفتاد سال پیش از بعثت پیامبر اسلام (ص) کودکی مرموز بنام لحمان حطوفاه فرزند یکی از علمای پرهیزگار بنی اسرائیل بنام ربی پنحاس و زنی پاکدامن بنام راحیل متولد گردید و بلافاصله پس از تولد به سجده افتاد و لحظاتی بعد برخاسته و رو به مادرش کلماتی مبهم و بیمناک به زبان آورد. پس از این ماجرا و با واکنش مادر کودک وی تا 12 سالگی لب به سخن نگشود. جملات این کودک موسوم به کتاب نبوئت هیلد به اندازه ای سربسته و نامفهوم بود که حتی علماء و مفسرین یهود و اهل لغت عبری را دچار حیرت کرد.

البته این ابهام هفتاد سال پس از آن معنا پیدا کرد و نشان دادکه جملات لحمان بشارت ظهور پیامبر آخر الزمان و وقایع معاصر و بعدش بوده است، لکن علمای یهود بعضی مبهمات را بهانه قرار داده و علامات و بشارات روشنی که راجع به پیامبر بزرگ اسلام بود را مربوط به شخصی نا معلوم دانسته و این کتاب را متروک و در دسترس طالبین و حتی عوام یهود قرار نمی دهند. اما در اثر عنایت خدای متعال یکی از علمای بزرگ یهود پس از تامل در آئین اسلام، مشرف به دین مقدس اسلام گردید و بر اثر یک اتفاق کتابی از کتب بنی اسرائیل بنام تبعید و میصوا، برای چاپ آماده می شد و از حسن تصادف نسخه صحیحی از کتاب نبوئت که به نظر علمای یهود آن زمان هم رسیده و بر صحت آن گواهی داده و مقدمه ای بر آن نوشته بودند، در آن موجود بوده این عنایت خدای متعال منجر به این گردید که سخنان ااهی آن کودک از پرده های ضخیم مرض ها و غرض ها بیرون آید. ولی باز علمای یهود از نشر آن جلوگیری نموده و فعلا در کتابخانه ها و نزد علمای یهود به نام کتاب متروکه و غیر معتمده نگهداری می گردد. در این کتاب بخشی از بشارات کتب یهود در خصوص پیامبر آورده شده و سپس شرح مختصری از آیات کتاب نبوئت ذکر می گردد.

دانلود از سرور پیکو فایل 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درود 

سایت نیک کتاب افتتاح شد ...

دوستان فروشگاه انلاین کتاب های دست دوم ... دارای تعدادی کتاب درباره هیتلر و جنگ جهانی دوم اگر مایل بودید ببینید و خریداری کنید !
جنگ ناشناخته به قلم اتو اسکورزنی کماندوی مشهور هیتلر / 60 هزار تومان
سقوط رایش سوم به قلم کرنلویس رایان / 12 هزار تومان
درام مونیخ به قلم ماءسکی / 20 هزار تومان 
محاکمه مارشال پتن به قلم گارسون/ 16 هزار تومان 
خاطرات ژنرال دوگل سه جلدی قطور / 75 هزار تومان
مشتهای آهنین (تایم لایف) / 6 هزار تومان
چهره واقعی هیتلر / 23 هزار تومان
مرگ کسب و کار من است / 9 هزار تومان
محاکمه نورنبرگ / 15 هزار تومان
و کتاب های دیگر ...

سپاس 

زنده باد ایران





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درود 

دوستان !

سری اول استیکر ها تلگرام که دارای محتوا ناسیونال سوسیالیستی هستند ، آماده شد ، لطفا ...

حمایت و پخش کنید ...

https://telegram.me/addstickers/Sticker_azhi

سپاس

زنده باد ایران




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قرآن درباره قوم یهود می‌گوید : می‌بینی كه قوم یهود شدیدترین دشمنی را نسبت به مسلمانان دارد. امروز رژیم نژاد‌پرست صهیونیست اسرائیل محور اصلی دشمنی با جهان اسلام است. سرانجام این قوم چه خواهد شد؟ در متنی كه در ذیل از نظر می‌گذرد، حجت‌الاسلام «سید‌ابوالفتح دعوتی» محقق و پژوهشگر قرآنی به این سؤال پاسخ می‌دهد.

بدون آن‌كه به مقدمه‌ای بپردازیم یادآور می‌شوم كه سوره یوسف(ع) در قرآن كریم در بیان پیدایش بنی‌اسرائیل و مهاجرت ایشان به سرزمین مصر و تأسیس اسباط دوازده‌گانه بنی‌اسرائیل می‌باشد كه در عین حال چگونگی اصطفاء و برگزیدگی پیشوایان الهی را ترسیم می‌كند و در عالم تأویل در بیان امامت می‌باشد و به همین مناسبت دوازدهمین سوره از قرآن كریم است و در جزء دوازدهم قرار گرفته، از دوازده شخصیت سخن می‌گوید و در نهایت از طلوع یوسف امامت از چاه غیبت و ظهور دولت كریمه و تسلیم ملِك و یاران در برابر یوسف زیبای زمان خبر می‌دهد كه اینجا مقام تفصیل و توضیح آن نیست.

در برابر سوره یوسف كه سوره پیدایش بنی‌اسرائیل است، سوره «اسراء» قرار دارد كه از انحراف بنی‌اسرائیل و از استكبار و علو و فساد ایشان در سرزمین موعود خبر می‌دهد و پیمان‌شكنی‌های آن‌ها را یادآور می‌شود و در نتیجه خبر از فرود آمدن قهر و غضب خداوند بر آنان داده در نهایت زوال و پایان آنان را اعلام می‌دارد و خبر می‌دهد كه به جهت پیمان‌‌شكنی‌های آن‌ها و به جهت ظلم و فساد آنان همان سرزمین «موعود» تبدیل به سرزمین «هلاكت» و ارض لعنت خواهد شد و سرنوشت آنان، مشابه سرنوشت ابلیس خواهد شد كه قدر نعمت‌های الهی را ندانست و شیوه استكبار و طغیان در پیش گرفت و مطرود دنیا و آخرت شد، چنان‌كه در سوره بقره بعد از سرگذشت ابلیس و طرد او از درگاه الهی، داستان عناد و استكبار بنی‌اسرائیل مطرح می‌شود كه همان شیطان مجسم و دجال معروف می‌باشند.

سوره اسراء كه نام دیگرش سوره بنی‌اسرائیل است، یكی از شگفت‌انگیزترین سوره‌های قرآن كریم است و متضمن نكات و مسائل مهمی است كه در ادامه می‌آید.

ورود پیامبر (ص) به ارض موعود

خداوند كریم در اولین آیه این سوره كه با «سبحان» شروع می‌شود و اشاره به اهمیت و عظمت مسائل آن دارد، خبر می‌دهد از سیر شبانه پیامبر اسلام(ص) از مسجد الحرام به مسجد ‌الاقصی و ارائه آیات الهی به آن حضرت، خلاصه و فشرده اولین آیه این است كه خداوند پیامبرش را از سرزمین مكه؛ یعنی پایگاه توحید ابراهیمی به جانب ارض موعود پیامبران سیر می‌دهد و می‌برد و در واقع حاكمیت پیامبر اسلام(ص) در این هر دو پایگاه الهی واقعیت پیدا می‌كند و چنان‌كه از احادیث معراج به دست می‌آید، همه پیامبران در یك لقاء روحانی به محضر رسول خدا(ص) می‌آیند و امامت و رسالت آن جناب را پذیرا می‌شوند و در همان ارض موعود امت واحده تأسیس می‌شود و همگی پیامبران و بنابراین همه پیروان راستین آن حضرات حاكمیت و امامت پیامبر اسلام(ص) را گردن می‌نهند كه این به معنای تأسیس امت واحده و امت اسلام و امت توحید می‌باشد، در ارض موعود، در جایگاهی كه همه پیامبران آرزو داشتند كه مملكت رب و حاكمیت شریعت در این ارض مبارك مستقر شود.

بنابراین اولین آیه از این سوره مبارك بشارت بر ظهور حكومت عدل الهی در این ارض مبارك و ارض موعود می‌دهد، و این ارض مبارك به طور سمبولیك توسط پیامبر اسلام(ص) فتح و افتتاح می‌‌گردد و پیامبر و یارانش می‌شوند وارثان ارض موعود.

نزول تورات برای حاكمیت عدالت وعبودیت

قرآن كریم در كلام حكیم خودش در دومین آیه از این سوره شگفت‌انگیز به رسالت حضرت موسی(ع) می‌پردازد و بیان می‌دارد كه خداوند جناب موسی(ع) را به پیامبری مبعوث فرمود و كتاب تورات را به آن جناب نازل كرد و آن‌را برنامه هدایت بنی‌اسرائیل قرار داد تا این‌كه ایشان شریعت الهی را برپا دارند و به احكام تورات عمل كنند و حاكمیت شریعت را مقرر بدارند و خدا را مولی و كارگزار خود قرار بدهند. (1447 ق.م)

فساد وتباهی در ارض موعود

قرآن كریم در سومین آیه از این سوره مبارك خبر می‌دهد كه بنی‌اسرائیل در سایه لطف الهی و به همراهی پیامبران و در ركاب سلیمان و داوود وارد این سرزمین موعود شدند.(950 ق.م) و لكن به جای اقامه احكام الهی ـ به علو و استكبار و تباهی و فساد روی آوردند و دو نوبت در همین سرزمین به ظلم فساد كبیر پرداختند و قدر نعمت حكومت و سیادت را ندانستند و آنگاه می‌فرماید ما توسط پیامبران به آنان اعلام خطر كردیم و در پی ظلم و فساد ایشان به آنان وعده هلاكت و قهر و غضب دادیم و آنان را از عاقبت سختی كه در انتظار ایشان است، ترساندیم.

هلاكت قوم یهود و اسارت در زندان بابل

آنگاه قرآن كریم در چهارمین آیه از این كلام سراسر اعجاز از فرا رسیدن اولین هلاكت بنی‌اسرائیل خبر می‌دهد و می‌فرماید. هنگامی كه وعده هلاكت بنی‌اسرائیل در پی اولین فساد آنان فرا رسید، ما پار‌ه‌ای از بندگان سهمگین و مهیب خودمان را «بخت‌النصر و لشكریان او را» بر آنان مسلط كردیم و آن مأموران مخوف قهار، شهر به شهر به تعقیب بنی‌اسرائیل پرداختند و آنان را از دم تیع گذراندند و این یك وعده‌ای بود كه در پی فساد و كفر و عناد بنی‌اسرائیل در این سرزمین مقدس باید به انجام می‌رسید كه به انجام رسید و واقع شد. (608ق.م)

رجعت و رنسانس وتجدید بنای معبد سلیمان

قرآن كریم بعد از گزارش این هلاكت عظیم و اخراج بنی‌اسرائیل از ارض موعود كه از لحاظ تاریخی توسط بخت‌ا‌لنصر پادشاه بابل واقع شد. از یك رجعت و بازگشت و تجدید حیات بنی‌اسرائیل خبر می‌دهد و می‌فرماید آنگاه ما روزگار نعمت و عظمت و شریعت را بار دیگر به شما بازگرداندیم و شما را با یك نسل كارآمد و جوان و با اموال و دیگر نعمت‌ها نصرت دادیم و شما را به حكومت رساندیم كه این اشاره‌ای است به نجات بنی‌اسرائیل از زندان بابل بعد از هفتاد سال؛ یعنی سه نسل توسط كوروش هخامنشی پادشاه ایران (538 ق.م) و تجدید بنای هیكل سلیمان و احیاء شریعت حضرت موسی و بازنویسی تورات بعد از آن‌كه توسط بخت‌النصر به آتش كشیده شد.

كه می‌دانید اخبار مربوط به رجعت اسلامی و رجعت امامت و ولایت در ذیل همین آیه رجعت بنی‌اسرائیل آمده است كه رجعت امت اسلام تأویل این آیه می‌باشد. در هر حال قرآن كریم از رجعت بنی‌اسرائیل و تجدید حیات و تجدید حاكمیت بنی اسراییل خبر می‌دهد بعد از آنی‌كه توسط بخت النصر به هلاكت رسیدند و از ارض موعود اخراج شدند.

دومین فساد بنی‌اسرائیل

قرآن كریم آن‌گاه از یك فساد دیگر بنی‌اسرائیل خبر می‌دهد كه این فساد بعد از آن رجعت واقع شده است كه می‌دانیم این فساد و تباهی بنی‌اسرائیل اشاره به گرایش آنان به فرهنگ روم و یونان دارد كه حكام بنی‌اسرائیل متمایل به حكومت روم شدند و شریعت حضرت موسی(ع) را لغو كردند و به آداب و قوانین و بت‌های رومیان روی آوردند و پیامبران الهی را از آن جمله حضرت یحیی(ع) و زكریا(ع) را در راستای متابعت از فرهنگ فاسد رومیان به قتل رساندند و رسالت حضرت عیسی(ع) و حاكمیت شریعت را انكار كردند و توسط حضرت عیسی(عمورد لعنت قرار گرفتند و بنابراین مستحق فرود آمدن دومین هلاكت عظیم توسط همان رومیان شدند و دوستی با قیصر سودی به حال ایشان نكرد.

قرآن كریم در رابطه با این دوران می‌فرماید: آنگاه هنگامی كه دومین وعده هلاكت شما فرا رسید و شما بار دیگر روی به ظلم و فساد آوردید، چهره‌های شما سیاه و آلوده شد؛ یعنی رنگ فرهنگ رومیان را گرفت و شریعت الهی ترك شد و متابعت از شهوات و اطاعت از حكام ظالم و ستمگر روم جای آن را گرفت، قرآن كریم از حكام این دوران بنی‌اسرائیل به عنوان «عبده طاغوت» و پرستندگان قیصر و كسری نام می‌برد.

در هر حال در این دوره است كه خداوند بار دیگر بندگانی از بندگان خودش را مأمور هلاكت، قهر و غضب بر بنی‌اسرائیل می‌كند و می‌فرماید اینان وارد ارض موعود و هیكل سلیمان شدند، آن طور كه بخت‌النصر بابلی وارد ارض موعود شد.

«
وَلِیُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِیرًا: و ویران كردند آنچه را كه شما ساخته بودید و فراهم آورده بودید، ویران كردنی.» كه در نوبت اول اینان متمایل به فرهنگ بابل شدند و خداوند همان بابل را زندان ایشان قرار داد و این بار و در نوبت دوم متمایل به فرهنگ روم و قیصر شدند و خداوند هلاكت آنان را هم به دست قیصر قرار داد و معبودها و تب‌های آنان را بلای جانشان قرار داد. (70م)

وعده رحمت و مغفرت

قرآن كریم در كلام حكیم خودش بعد از ذكر این دو هلاكت برای بنی‌اسرائیل می‌فرماید این دو بار هلاكت و فرود آمدن این انواع عذاب و آوارگی بر بنی‌اسرائیل برای این بود كه اینان متوجه بشوند و بدانند كه عبادت طاغوت و دوری از شریعت سودی به حال آنان ندارد و در نهایت آنان را به ذلت و آوارگی و هلاكت می‌افكند و باشد كه با مشاهده این دو هلاكت و دو خسارت عظیم متذكر شوند و توبه كنند و مورد رحمت و ترحم پروردگار قرار بگیرند و از عبادت طاغوت و اطاعت ستمگران مأیوس شوند. در واقع قرآن كریم اعلام می‌دارد كه این دو بار هلاكت و آوارگی برای این بود كه بلكه ایشان هدایت بشوند و مانند همه مردم وارد رحمت و عبودیت خدای واحد بشوند و از عبادت اصنام روی برتابند.

آنگاه قرآن كریم هشدار می‌دهد كه اینان باز هم متذكر نشدند و وارد ابواب رحمت الهی نشدند كه می‌دانیم این فرصت استثنائی و باب رحمت واسعه الهی همانا رسالت پیامبر اسلام(ص) بود كه فرصتی بود تا یهودیان از گذشته‌های دردناك و ذلت‌بار خود درس بگیرند و همراه همه مردم به آن پیامبری كه بشارت او را در كتب خود داشتند ایمان بیاورند و بدرفتاری با رسالت حضرت داوود(ع) و حضرت سلیمان(ع) و تكذیب حضرت عیسی(ع) و قتل پیامبران را در سایه ایمان به پیامبر رحمت(ص) جبران كنند و از لكه ننگ تاریخی خود رها و پاك شوند و لكن ایشان از این فرصت نیز استفاده نكردند و باز هم در اندیشه تكرار روزگار طغیان و عصیان و فساد و تباهی دیرینه خود افتادند و از این فرصت الهی بهره‌برداری نكردند و وارد دروازه رحمت الهی نشدند و با ابوسفیان، سفیانی آن زمان كنار آمدند، ولی با پیامبر خدا(ص)هرگز.

هلاكت نهایی قوم یهود

قرآن كریم در این مورد اعلام می‌دارد كه البته بنی‌اسرائیل و قوم یهود یك‌بار دیگر، باز هم مقدر است كه به این سرزمین بازگردند و باز هم مانند روزگاران گذشته دست‌ اندر دست طاغوتیان و همراه ستمگران وارد این سرزمین خواهند شد برای استكبار و فساد و تباهی مانند آن دو نوبت پیشین. در این مورد قرآن كریم می‌فرماید: «وَقُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِی إِسْرَائِیلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِیفًا» (سوره اسراء/104و هنگامی كه وعده هلاكت نهایی شما فرا برسد، ما براساس تقدیر محتوم خودمان یك‌بار دیگر بعد از آن‌كه از این سرزمین اخراج و آواره شدید و توبه نكردید، شما را برای دریافت هلاكت نهایی روانه این سرزمین خواهیم كرد كه این «وعده الاخره» همان هلاكت نهایی قوم یهود است كه باید در همین سرزمین موعود و در همان ارض نعمت‌ها و عزت‌ها واقع بشود، و «ارض نعمت» آنان تبدیل به «ارض نقمت» و جایگاه بركت تبدیل به جایگاه لعنت بشود. چنانكه شاه معدوم هم هلاكت خودش را از دریچه تخت جمشید؛ یعنی جایگاه نعمت و عزت نیاكانش دریافت كرد و ارض نعمت برای او تبدیل به ارض نقمت و عذاب شد.

قرآن كریم درباره هلاكت نهایی بنی‌اسرائیل در هشتمین آیه از سوره اسراء می‌فرماید: «عَسَى رَبُّكُمْ أَن یَرْحَمَكُمْ وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا وَجَعَلْنَا جَهَنَّمَ لِلْكَافِرِینَ حَصِیرًا» و هرگاه شما یك بار دیگر به این سرزمین بازگردید به ظلم و تباهی و فساد می‌پردازید، البته كه ما هم باز خواهیم گشت به عذاب و عقوبت و مجازات شما. بنابراین قرآن كریم، خبر از پایان بنی‌اسرائیل می‌دهد و برای آن یك علامت آشكار بیان می‌دارد و می‌فرماید، جمع شدن یهودیان در روزگاران آینده در این ارض موعود این علامت زوال و هلاكت قوم یهود است و برای همیشه خطر فتنه و تجمع و فساد و تباهی آنان برطرف خواهد شد و آنان به این سرزمین می‌آیند برای هلاكت و آوارگی همیشگی.

قرآن كریم یادآور می‌شود كه در این نوبتِ آخرین، خداوند خودش دست اندر كار هلاكت و تعقیب قوم یهود می‌شود. در حالی كه در آن دو نوبت دیگران را برای عذاب قوم یهود فرستاد و این مأموریت را به جباران بابل و جباران روم داد، در حالی كه در این بار خود خداوند عذاب را فرو می‌فرستد؛ یعنی هلاك یهود به دست بندگان صالح خداوند واقع خواهد شد و مؤمنان ریشه یهود را خواهند كند به طوری كه دیگر از پای درآیند.

اجتماع یهودیان در فلسطین برای هلاكت

از لحاظ تاریخی، یهودیان بعد از افكار و تكذیب حضرت عیسی(ع) و یس از آن‌كه حضرت عیسی(ع) آنان را لعنت كرد كه در سرزمین مقدس اورشلیم باقی نمانند و تسلیم عذاب و قهر الهی شوند به سال هفتاد میلادی، گرفتار حمله و هجوم طیطوس رومی و جانشیان او شدند و قیصر دوست تبدیل به قیصر دشمن شد و طیطوس و جانشیان او یهودیان را از دم تیغ گذراندند و باقیمانده را از دیار فلسطین اخراج كردند و یهودیان در ممالك دور و نزدیك آواره شدند و اسارت و آوارگی یهود از آن تاریخ آغاز شد. این عذاب و آوارگی و ذلت بنی‌اسرائیل همان هلاكت دوم بنی‌اسرائیل است كه قرآن كریم از آن یاد می‌كند كه به سال 70 میلادی روی داد.

قرآن كریم پس از ذكر این دو هلاكت یهود كه به پراكندگی و اخراج آنان از ارض قدس و هیكل سلیمان و سرزمین موعود انجامید، اعلام می‌دارد كه هرگاه بنی‌اسرائیل و قوم یهود یك بار دیگر وارد این سرزمین بشوند، بعد از آن‌كه حضرت عیسی(ع) آنان را لعنت كرد، البته كه عذاب و هلاكت نهایی آنان فرا خواهد رسید. در واقع اگرچه از نظر ظاهر یهودیان به دست سفیانیان لندن، پاریس و مسكو وارد سرزمین قدس شدند ولكن در واقع این دست تقدیر الهی بود كه آنان را به این سرزمین كوچ داد تا آنان را در برابر چشم جهانیان رسوا كند و جنایات آنان را به نمایش بگذارد و آنان را درس عبرتی قرار بدهد برای همه بندگان تا قیام قیامت.

نكته مهم این است كه اخبار وارده از ائمه اهل‌البیت(ع) حوادث، وقایع آخر‌الزمان را در ذیل این آیه و در تفسیر و تأویل این آیه آورده‌اند، چنانكه در تفسیر «برهان» به نقل از امام حسن عسكری(ع) می‌گوید: «ان عدتم بالسفیانی عدنا بالقائم» اگر شما ای جماعت یهود، در حمایت و در سایه سفیانی وارد این سرزمین بشوید، ما عذاب و هلاك و زوال شما را توسط قائم آل‌محمد(ص) و توسط یك حاكمیت الهی و قیام ایمانی بر شما فرود می‌گویم، در این تفسیر جریان جهانی سفیانی و یهود در برابر قیام دولت كریمه آل محمد(ص) قرار گرفته است.

دولت یهود در آخرالزمان

هرگاه در این فراز از آیه هشتم سوره اسراء نظر بنماییم، خواهیم دید كه قرآن كریم پس از آن‌كه از ویرانی شهر و دیار بنی‌اسرائیل در پی تكذیب حضرت عیسی(ع) و لعنت آنان توسط عیسی مسیح(ع) خبر می‌دهد، بار دیگر مطرح می‌كند كه البته یهودیان یك‌بار دیگر به این سرزمین باز خواهند گشت. برای اقامه فساد و تباهی و استكبار و علو در ارض كه البته در طول تاریخ بعد از آوارگی یهود از ارض قدس مقدس، اینان هرگز وارد این سرزمین نشدند و این حادثه امروز پس از گذشت هزار و نهصد سال از میلاد مسیح فقط و فقط به سال (1948 م) واقع شد و قوم یهود، تخت نام صهیونیزم در سایه حمایت طاغوت انگلستان و سفیانیان لندن وارد این سرزمین شدند و توسط آنان دولت ستمگران یهود تأسیس شد.

بنابراین بازگشت یهود و تأسیس یك دولت یهودی و پایه‌گذاری یك فساد و تباهی جهانی توسط یهودیان در قرآن كریم اعلام شده است و این تأسیس دولت یهود و در آخر‌الزمان از قضایای حتمیه است كه قرآن كریم می‌فرماید: «ما اعلام كردیم به بنی‌اسرائیل كه دوباره در همین ارض موعود و ارض داوود به فساد و تباهی خواهید پرداخت و در هر دو بار مستحق عذاب الهی خواهید شد و نیز اعلام كردیم كه هرگاه بار دیگر در آخر‌الزمان وارد این ارض موعود بشوید در حالی كه توسط داوود و عیسی بن مریم لعنت شده‌اید، البته كه مورد عذاب و كیفر سنگین قرار گرفته فتنه شما برای همیشه قطع خواهد شد.

در این آیه بسیار كوتاه «وَإِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا» ذكر چندین نكته ضروری است:

1- 
قوم یهود در آخرالزمان وارد این سرزمین خواهند شد.

2- 
این مهاجرت یهود به ارض موعود دسته دسته و تدریجی خواهد بود «لفیفاً»

3- 
آنان در این ارض به فساد و تباهی عظیم خواهند پرداخت و عود به فساد و علو گذشته خواهند كرد.

4- 
عود و بازگشت یهودیان به اورشلیم، مستلزم اخراج مسلمانان و دیگر اقوام از اورشلیم می‌باشد.

5- 
ظهور و غلبه قوم یهود به ارض قدس، همراه با ضعف و پراكندگی و آوارگی امت اسلام خواهد بود، آفتاب اسلام غروب می‌كند كه آفت یهود رشد می‌كند.

6- 
همچنین برنامه آنان در این سرزمین همانا عداوت با اسلام خواهد بود «أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً».

7- 
در چهره مزدوران طاغوت و عبده طاغوت و همراهان و خدمتگزاران مستكبران و ستمگران وارد این سرزمین خواهند شد.

8- 
ظهور و سلطه و ظلم و ستم قوم یهود در این سرزمین مقدس منجر به بیداری و هشیاری و اتحاد وحدت و سرانجام قدرت و عزت مجدد امت اسلام خواهد شد و (رجعت اسلام) شروع خواهد شد.

9- 
ظهور دولت یهود در سرزمین قدس و مسجد‌ الاقصی در اخبار و روایات ما به عود دجال و ظهور سفیانی تعبیر شده است كه دجال یهود و سفیانی جهان استكبار می‌باشد.

10- 
دولت دجال و دولت سفیانی كه در ارض قدس خیمه می‌زنند عظیم‌ترین تجلی جهان كفر و استكبار و فساد و تباهی در طول تاریخ بشریت هستند و از رجعت مؤمنان فهمیده می‌شود كه حضور دجال و سفیانی در بالاترین حد خودش خواهد بود.

11- 
پاسخ خداوند به این عظیم‌ترین تجلی جهان فساد و تباهی و خروج دجال و سفیانی در كنار یكدیگر، به صورت بزرگ‌ترین ظهور ایمان و عدالت خواهد بود كه در اخبار وقایع آخرالزمان از آن به ظهور مسیح و مهدی و بازگشت حاكمیت اسلامی و امامت پیشوایان راستین تعبیر شده است.

12- 
جواب خداوند به مظالم دجال و سفیانی و دهكده ظلم و تباهی جهانی و اركان زور و تزویر در یك قیام همگانی و یك سلسله حوادث ارضی و آسمانی واقع خواهد شد.

شواهد قرآنی

در قرآن در چند مورد از این دو فساد عظیم قوم یهود یاد شده است و علت آن دو هلاكت را بیان كرده است به شرح زیر «لُعِنَ الَّذِینَ كَفَرُواْ مِن بَنِی إِسْرَائِیلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ یَعْتَدُونَ» جماعت ستمگران و كافران بنی‌اسراییل «و نه همه آنان» دو بار لعنت شدند. یك‌بار در روزگار داوود و به زبان داوود پیامبر كه حكومت یهود را تأسیس كرد و ستمگران یهود توسط مؤسس دولت یهود لعنت شدند و آنگاه گرفتار عذاب بخت‌النصر شدند و در بار دیگر ستمگران یهود مورد لعنت حضرت عیسی(ع) قرار گرفتند كه برای نجات قوم یهود آمده بود و یهودیان توسط منجی و مسیح خداوند مورد نفرین قرار گرفتند و سزاوار هلاكت به دست طیطوس شدند. امروز هم ستمگران یهود مورد لعنت مؤمنان قرار گرفته‌اند.

در مورد دیگر قرآن كریم از دو بار عصیان و طغیان ایشان یاد می‌كند آنجا كه در سوره مائده می‌فرماید: ما از بنی‌اسرائیل پیمان گرفتیم كه به پیامبران ایمان آورند و به یاری آنان بشتابند، لیكن ایشان در طول تاریخ در برابر پیامبران قرار گرفتند و نقض پیمان كردند و گرفتار فتنه‌های سنگین شدند و بنابراین «فَعَمُواْ وَصَمُّواْ» پس كور و كر شدند و از شریعت موسوی فاصله گرفتند. بعد از سلیمان(ع) و داوود(ع) كه این همان فساد اول بنی‌اسرائیل است چنانكه مرحوم علامه طباطبایی نیز می‌فرماید: پس آنگاه خداوند به آنان توبه داد و دوباره به شریعت بازگشتند و خداوند تورات و حكومت و قبله آنان را به آنان بازگرداند و به آنان رجعت داد.

پس آنگاه دوباره كور و كر شدند و از شریعت فاصله گرفتند، به روزگار حضرت عیسی(ع) و زكریا(ع) و یحیی(عپیامبر كه این همان فساد و علو دوم بنی‌اسرائیل است كه توسط طیطوس كیفر داده شدند كه این فساد و ظلم بر اساس سنت الهی در طول تاریخ منجر به یك فساد و تباهی بیشتر و عمیق‌تر می‌شود و «ازْدَادُواْ كُفْرًا» در كفر و عصیان به درجات كامل آن می‌رسند در آخرالزمان و عذاب نهایی در این‌جاست كه نازل می‌شود و امروز قوم یهود و ستمگران یهود به این نقطه رسیده‌اند و عذاب نهایی آنان فرارسیده است و شرایط و اسباب آن آمده است.

ما از خداوند متعال مسئلت داریم كه زوال اسرائیل را جایزه‌ای برای انقلاب اسلامی ایران قرار دهد و در این دهه چهارم و چهلم انقلاب و آغاز قرن پانزدهم هجری شمسی و هفتادمین سال اسارت ملت فلسطین و تأسیس دولت غاصب یهود دل‌های جهانیان را شاد فرماید و آن‌طور كه دربار پهلوی را محو و نابود كرد. ظلمات اسرائیل را نیز به پیروزی مؤمنان ختم فرماید و آن‌طور كه ولایت فقیه را از ظلمات رژیم پهلوی بیرون آورد، درخت عزت و وحدت مسلمانان را از سیاه‌چال اسرائیل برویاند. حضرت امام(ره) فرمودند: اسرائیل باید محو بشود و ما باید این شعار را تبدیل به یك شعار جهانی كنیم و فریاد «اسرائیل باید برود» را فراگیر كرده و جامه عمل بپوشانیم .

منبع : پایگاه ثقلین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


وقتی که کسانی پیشوای آلمان را شخصی تشنهء کشتار وقصی القلب می خوانند،انسان به این فکر می افتد که ایشان یا از تاریخ وعملکرد آدولف هیتلر بی اطلاعند ... ؟؟! ویا منظور دیگری دارند که باید از خودشان پرسید ... !!
ژنرالهای فرانسوی که با جنگ های مدرن بیگانه بودند ، برای دفاع از فرانسه بسیار بر روی خط دفاعی ماژینو حساب می کردند.که البته به نوعی هم می توان گفت که غیر قابل نفوذ بود...!!
اما ارتش آلمان نقشهء دیگری داشت!!تانکهای آلمانی با گذشتن از جنگل آردن در مرز بین هلند و بلژیک (که در واقع غیر قابل عبور می نمود) از پشت خط ماژینو سر در آوردند!! تانکهای زرهی آلمان هجوم خود را به جلو تا بندر دانکرک ادامه دادند.جایی که ده لشکر فرانسوی به همراه سیزده لشکر بریتانیایی که به کمک آنها آمده بودند 
(حدود 400 هزار نفر)همه در یک لنگر گاه کوچک گیر کرده بودند.
در این لحظه پیشوای آلمان آدولف هیتلر دستور منع آتش را صادر می کند!! این در حالیست که هانس گودریان در مکالمه ای که با پیشوا داشت اعلام کرد که با توپ مستقر بر روی تانک خود می تواند الان کشتی هایی را که مشغول تخلیهء سربازان فرانسوی وبریتانیایی هستند را هدف قرار بدهد...!!
پیشوا در جواب وی ودیگر منتقدان به دستور منع آتش می گوید:اینگلیسی ها همسایهء ما هستند...ما چگونه بعد از جنگ می توانیم در کنار هم با خوشی وصلح واقعی زندگی کنیم؟؟ در حالی که فرزندان انها را کشته ایم؟؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


" هم اکنون مستر چرچیل نوزاد مغز خویش را به تماشا نهاده است ، 
یورش شبانه ی هوایی به آلمان.
آقای چرچیل به این حملات نه بدان سبب دست می زند که یورش ها در شب موثر هستند، بلکه چون نیروی هوایی وی قادر نیست در روشنی روز بر فراز آلمان به پرواز در آید.
و حال آنکه هواپیماهای ما هر روز بر زیر و زِبر خال انگلستانند، آنها در شب هر فروغی می بینند بمبی می افکنند بر شهرها و مزارع و مناطق مسکونی ما.
من تا سه ماه پاسخی ندادم، چون معتقد بودم که چنین جنونی متوقف خواهد شد. آقای چرچیل این صبر و شکیبایی ما را نشانه ی ناتوانی ما انگاشت.
حال ما این ایلغار شبانه را با بمباران بی وقفه در هر زمان پاسخ خواهیم داد و آنها به میزان توانایی آلمان پی میبرند.
و اگر آنها اعلام کنند بر حملات خود به شهرها و مردمان ما خواهند افزود، ما شهرهای آنها را با خاک یکسان خواهیم کرد.
ما به شبیخون های این دزدهای دریایی پایان خواهیم داد به مدد پروردگار."

بخشی از سخنان پیشوا در مورد بمباران مناطق مسکونی و هدف های غیرنظامی در آلمان توسط انگلیس - سال 1940





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2