تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - مطالب دی 1394
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 30 دی 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
تو هیـــــتلرے
باچشم هــــــــــاے نازے اٺــــــــــ
به همہ حمله کردے ...
جــــــــــز منے که آریایے بودمــــــــــــــــــــ !!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 28 دی 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
خوشه بمب سیاه چشم تورا
هیتلر در وسطش پنهان کرد

سرم آور همان عذابی که
دست تقدیر با لهستان کرد ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


داوود منشی‌زاده (زاده ۶ شهریور ۱۲۹۳، تهران - درگذشته ۱۳۶۸، سوئد) بنیان‌گذار حزب سومکا و از هواداران ایدئولوژی نازیسم در ایران بود.

زندگی

داوود منشی‌زاده نوه «کریم بیک» بود. کریم بیک از اهالی ایروان بود و به دلیل مخالفت با حکام روسی توسط «کاساکوفسکی» رئیس روسی قزاق خانه مسموم شد. پس از کشته شدن کریم بیک فرزندش ابراهیم منشی‌زاده پدر داوود منشی‌زاده به فراخوان کاساکوفسکی به خدمت نیروهای قزاق در آمد. میرزا ابراهیم پدر داوود منشی‌زاده در دوره‌های بعد از بنیان‌گذاران کمیته مجازات شد. وی به همراه سرتیپ اسدالله خان ابوالفتح‌زاده به کلات نادری تبعید شد ولی در میان راه سمنان به دامغان به دستور حسن وثوق‌الدوله کشته شد. ماموران اینگونه وانمود کردند که هر دو به هنگام فرار از دست آنان تیر خورده‌اند. آموزش داوود منشی‌زاده را پس از مرگ پدر مادر بزرگش به عهده گرفت. داوود منشی‌زاده در سال ۱۳۱۰ از سوی دولت برای آموزش به فرانسه رفت و از دانشگاه دیوژن در سال ۱۳۱۶ لیسانس ادبیاتگرفت.

سفر به آلمان

منشی‌زاده در سال ۱۹۳۷ به آلمان رفت و در سال ۱۹۳۸ آموزشش را در رشته‌های اسلام‌شناسی و ایران‌شناسی و هندشناسی ادامه داد. در این سال در مونیخ برای یکپارچگی ایران و افغانستان تلاش می‌نمود و انجمن ایران و افغان را پشتیبانی و همراهی می‌کرد. وی پس از سال ۱۹۳۹ با بهرام شاهرخ (فرزند ارباب کیخسرو شاهرخ) در رادیو آلمان (بخش فارسی) همکاری نمود. او همچنین استاد دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ بود.

منشی‌زاده در این سال‌ها یکی از اعضای حزب نازی بود و رهبران حزب به او اعتماد کامل داشتند. در همین سال‌ها منشی‌زاده با سازمان تبلیغات آلمان نازی آغاز همکاری کرد و در داس رایش روزنامه حزب نازی مطلب می‌نوشت. چند روز پیش از سقوط برلین هنگامی که نیروهایارتش شوروی در پشت دروازه‌های شهر برلین بودند. منشی‌زاده در حالی که جزو آخرین سربازان ِ ارتش بود از ناحیه پا هدف ِ گلولهٔ ِ توپ قرار گرفت و به شدت زخمی شد. وی در سال ۱۳۲۲ از دانشگاه برلین دکتری فلسفه و ادبیات گرفت و در سال ۱۳۲۶ به آموزش ایران‌شناسی در دانشگاه لودویگ ماکسیمیلیان مونیخ فرا خوانده شد. وی همچنین در سال‌های ۱۹۵۰ به نام ِاستاد ِ مهمان در دانشگاه ِاسکندریه به آموزش زبان پارسی پرداخت.

خصوصیات


منشی‌زاده علاقهٔ بسیاری به آدولف هیتلر داشت. وی تلاش‌های بسیاری برای نزدیکی ایران و آلمان نازی انجام داد. وی پس از بازگشت بهایران با گروه‌های نئونازی همکاری می‌کرد. چهره ی منشی زاده شباهت بسیاری به آدولف هیتلر داشت. و حتی موی سر و صورت خود را نیز همچون هیتلر آرایش می کرد. و چون هیتلر، در سخنرانی شور و شوق وافری از خود نشان می داد. بسیار به نظم و انظباط پا فشاری می نمود.


آثار

پیکار با اهریمن
دربدر در پی بهشت
کمونیسم و لیبرالیسم
خط سومکا
پسر گمشده ( ترجمه )
پادشاه پارسی ، داریوش یکم ( ترجمه )
دوراندیشی در تکمیک ( ترجمه )
طغیان توده ها ( ترجمه )
آسیا در کشمکش اروپا ( ترجمه )
هون ها با ساسانیان 
( ترجمه )

منبع : ویکی پدیا ، دانشنامه آزاد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


به گزارش پایگاه خبری شبکه العالم، "باب بانر" در این باره می گوید: در سال های اخیر داستان های زیادی مغایر با روایت رسمی درباره مرگ هیتلر مطرح شده که خودکشی هیتلر و همسرش "اوا براون" با خوردن کپسول سمی سیانور یا شلیک گلوله به سر را نفی می کند.
پایگاه اینترنتی "ام 6 اینفو" به نقل از بانر افزود: بر اساس 700 سند سری که اکنون منتشر شده است، هیتلر داستان ساختگی خودکشی را طراحی کرد، اما پس از آن با یک زیردریایی به "تنریف" اسپانیا و پس از آنجا به آرژانتین رفت.
به ادعای بانر، هر چه بیشتر در اسناد و کتاب های تاریخی دقت کنیم، در می یابیم که دلیلی برای خودکشی هیتلر وجود ندارد. یکی از اسناد موجود هم حاکیست که ارتش آمریکا در آلمان نتوانست جسد هیتلر را کشف کند و هیچ دلیلی نیز درباره مرگ یا خودکشی وی در دست ندارد.   
همچنین یک دانشجوی برزیلی که در پایان نام دکترایش در سال 2014 مدعی شد که هیتلر با نام مستعار "آدولف لایپزیگ" در برزیل می زیست، تا اینکه در سن 95 سالگی در سال 1984 میلادی مرد.  
بانر هم به نقل از یک مرد یونانی در یک فیلم مستند گفته است که هیتلر و شماری از شخصیت های رژیم نازی، اواخر جنگ جهانی از آلمان گریخته و راهی آمریکای لاتین شدند.
آدولف هیتلر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد تا اینکه در سال 1939 جنگ جهانی دوم را آغاز کرد؛ جنگی که در سال 1945 میلادی با شکست آلمان و متحدانش پایان یافت.

منبع : العالم 
25 دی ماه 1394




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اقدامات احمقانه ایتالیا در اوج جنگ جهانى دوم مكرراً سبب مى شد هیتلر مجبور به دخالت در جبهه هایى شود كه اصلاً مایل به ورود به آن نبود. موسولینى دیكتاتور ایتالیا به اشتباه گمان مى برد مى تواند با هجوم برق آسا مانند ارتش آلمان كشورها را تصرف كند. حمله اكتبر ۱۹۴۰ او به یونان از جمله اشتباهات احمقانه موسولینى بود. قدرت دفاعى یونان ایتالیا را به زحمت انداخت تا آنكه هیتلر مجبور شد آوریل ۱۹۴۱ با ورود به جبهه نبرد یونان، كار را یكسره كند.

اما موسولینى دسته گل دیگرى نیز به آب داده بود! «ورود به قلمرو بریتانیا در شمال آفریقا.» ایتالیا كه لیبى را در دست داشت دسامبر ۱۹۴۰ تصمیم گرفت خود را به اسكندریه و قاهره برساند تا با تسلط به كانال سوئز ناوگان دریایى انگلیس را با مشكل مواجه كند.

غافل از آنكه ارتش ایتالیا تنها به درد نبرد با كشورهاى جهان سومى و یا ارتشهاى درجه دوم اروپا مى خورد. در شرق لیبى نیروهاى انگلیسى به فرماندهى ژنرال ویول و اوكانر نیروهاى ایتالیا را محاصره كرده و وادار به تسلیم مى كنند. سقوط دژ طبروق (توبروك) در ۲۲ ژانویه ۱۹۴۱ سبب فروپاشى دفاع ایتالیا در جبهه لیبى شد اكنون قواى فرانسه آزاد به رهبرى ژنرال شارل دوگل نیز وارد صحنه شمال آفریقا شده بودند و دیگر براى ایتالیا مجالى باقى نمانده بود. لازم به ذكر است ارتش فرانسه آزاد براى از پاى درآوردن ایتالیا بیابانهاى بى آب و علف چاد و جنوب لیبى را پشت سر گذاشتند.

ورود رومل

سقوط بنادر بنغازى و طبروق سبب شد، هیتلر تصمیم بگیرد با قدرت مانع پیشروى انگلیسى ها و فرانسوى ها در شمال آفریقا شود. به همین دلیل در فوریه ۱۹۴۱ رومل فرمانده لایق و موفق آلمانى (كه پیش از این در نبردهاى جبهه غرب قدرت خود را نشان داده بود) را به همراه ۲ لشكر زرهى و موتوریزه به طرابلس (پایتخت لیبى) واقع در غرب لیبى اعزام كرد.
رومل به محض ورود به منطقه متوجه شد قواى ایتالیا به شدت روحیه خود را از دست داده اند به طورى كه مارشال گرادزیانى، فرمانده كل قواى ایتالیا در شمال آفریقا و فاتح لیبى در ۱۵ سال قبل (كسى كه موفق شد عمر مختار مبارز بزرگ لیبى را شكست دهد) چند روز قبل استعفاى خود را تقدیم موسولینى كرده است.
وى تصمیم گرفت شیوه جنگهاى نوین در غرب را در آفریقا دنبال كند و بلافاصله ستاد خود را تجهیز كرد.

توقف انگلیسى ها

شكست هاى متعدد ایتالیا سبب شد، در خطوط دفاعى قواى محور شكاف بزرگى ایجاد شود كه در ابتدا حتى خود طرابلس را در خطر انداخته بود. اما چنان كه ذكر شد، آنان در نوامبر ۱۹۴۱ براى اولین بار با مقاومت هاى جدى روبرو شدند و در شرق طرابلس در نبردى سنگین در این منطقه ضربه نابودكننده اى را از قواى زرهى رومل تحمل كردند. گفته مى شود ؛ آنان در عملیات ماه هاى اكتبر و نوامبر، ۷۵درصد از قواى زرهى خود را از دست داده بودند.
از این زمان به بعد این آلمانها بودند كه تحت فرمان رومل شروع به پیشروى كردند. رومل از ژانویه تا ژوئن ۱۹۴۲ در چندین جنگ پیاپى، انگلیسى ها و فرانسوى ها را از خاك لیبى بیرون كرد و در نبرد بئرالحكیم اگر دلاورى ۵۵۰۰ سرباز فرانسوى نبود ستون هاى انگلیسى قتل عام مى شدند.

ورود به مصر

رومل ۲۴ ژوئن با اجازه پیشوا آماده ورود به مصر شد. قواى آلمان به سرعت در محور سیدى برانى _ العلمین شروع به پیشروى كرد و در همه جا قواى انگلیس به همراه سربازان استرالیایى و نیوزیلندى را عقب زد. در ۲۸ ژوئن با عقب كشیدن سپاه هاى هشتم و دهم انگلیس رومل به ۲۰۱ كیلومترى اسكندریه رسید.

اولین توقف

طولانى شدن خطوط تداركاتى رومل از یك سو و ورود نیروهاى تازه نفس انگلیسى از شرق مصر، سبب شد وضعیت مدافعان تقویت شود. در جولاى ۱۹۴۲ نبرد سرنوشت ساز العلمین نشان داد دستیابى به كانال سوئز تقریباً غیرممكن است. مدافعان این شهر كوچك كه در ۸۸كیلومترى قاهره قرار دارد، دو حمله پیاپى ایتالیایى ها و رومل را بدون فایده گذاشتند. رسیدن دهها هزار سرباز كمكى انگلیسى در ماه اوت سبب شده، رومل نتواند از حملات پى در پى خود نتیجه بگیرد.

اشتباه هیتلر

هیتلر كه سخت درگیر نبرد سرنوشت ساز و بى رحمانه با شوروى بود، به درخواست هاى مكرر رومل براى قواى كمكى جوابى نداد حال آنكه این سردار شجاع آلمانى با كمتر از ۱۰۰ تانك در ۳۰۰ كیلومترى كانال سوئز بود و در آن شرایط مى توانست با كمك یك سپاه كمكى خاورمیانه را به خطر بیندازد و در كشورهایى نظیر سوریه، عراق و ایران جنبش هاى ضدانگلیسى را تقویت كند. علاوه بر آنكه مناطق نفت خیز مورد علاقه انگلیس در خلیج فارس را به خطر اندازد.
اما قبل از هیتلر این چرچیل بود كه از وضعیت حساس جبهه مصر باخبر شده و به سرعت یك ژنرال با روحیه و معروف به نام مونتگومرى را به همراه واحدهاى جدید كمكى به جنگ رومل فرستاده بود.

نبرد موش صحرا و روباه صحرا

مونتگومرى كه بعدها به موش صحرا معروف شد، از همان ابتدا تاكتیك خود را بر «حمله و باز هم حمله» متمركز و رومل روباه صحرا را عاصى كرد. در ماه نوامبر حملات مكرر انگلیسى ها، رومل را مجبور به عقب نشینى از مصر كرد.
دستورات اشتباه هیتلر سبب شد ، سپاه آلمان و ایتالیا نامنظم عقب نشینى كند و در نتیجه ۳۰هزار سرباز دول محور اسیر انگلیس ها شوند و به این ترتیب نبرد ۶ماهه العلمین با شكست آلمان پایان یافت.

شكست كامل آلمانها در شمال آفریقا

دولت آمریكا با وجود ورود به جنگ دوم جهانى در ماه دسامبر ،۱۹۴۱ با گذشت یك سال هنوز هیچ اقدامى براى اعزام نیروى جنگى براى كمك به متفقین خود نكرده بود و بنابراین تصمیم گرفت در نوامبر ۱۹۴۲ در كنار انگلیس ها ۷۵هزار نیرو در الجزایر كه در آن زمان تحت فرمان دولت فرانسه (دست نشانده آلمانها) بود، پیاده كند.
اكنون رومل از شرق و غرب تحت فشار بود چرا كه نیروهاى پیاده شده در مراكش و الجزایر بلافاصله به تونس حمله كردند. رومل براى آنكه محاصره نشود، به سرعت خود را به تونس رساند تا با قواى تازه نفس متفقین بجنگد. وى موفق شد در منطقه اى به نام «كاسرین» متفقین را شكست دهد اما نیروهاى متفقین با بهره گیرى از صدها توپ ، هواپیما و تانك حمله اى سنگین علیه این قریه آغاز كردند كه با وجود دفاع جانانه آلمانها، در نهایت با تحمل ۱۰هزار كشته رومل را عقب راندند. تلفات رومل در این نبرد تنها ۲هزار نفر بود اما این عقب نشینى نشان داد، آلمانها دیگر «دست بالا» را ندارند. پیشروى مجدد مونتگومرى در مارس ۱۹۴۳ به سمت طرابلس رومل را مطمئن مى كند شمال آفریقا دیگر جاى ماندن نیست و از هیتلر درخواست موافقت با عقب نشینى مى كند اما هیتلر به جاى این كار او را از فرماندهى كنار گذاشته و ژنرال فن آرنیم را مسؤول عملیات كرد.
آمریكایى ها با اعزام صدها هزار سرباز جدید و اسكادرانهاى متعدد هوایى به منطقه، نشان دادند عزمشان براى شكست دادن آلمانها جزم است.
در مه ۱۹۴۳ قواى آلمان و ایتالیا كه در گاز انبر بزرگ متفقین (مونتگومرى از شرق و آمریكاییها در غرب) گرفتار شده اند، تن به تسلیم مى دهند.

نتیجه نبرد

شاه بیت نبرد صحرا كه حدود ۳ سال به طول انجامید، نبردالعلمین بود . اگر آلمانها دراین نبرد به پیروزى مى رسیدند، موفق مى شدند به سرعت در شبه جزیره عربستان، مصر، سوریه، عراق و حتى ایران پیشروى كنند چرا كه قواى امپراتورى تضعیف شده بریتانیا در این منطقه كم و غیرقابل توجه بود. حتى اگر بخواهیم تنها به مصر بپردازیم، باید بگوییم : تسلط به آبراه سوئز سبب مى شد كشتى هاى انگلیسى مجبور شوند راه خود را دهها هزار كیلومتر دور كنند و به جاى طى كردن مسیر كوتاه دریاى سرخ - مدیترانه - انگلیس خود را از اقیانوس هند به دماغه امید نیك در جنوب آفریقا رسانده و سپس با پیمودن چندین هزار كیلومتر از اقیانوس اطلس جنوبى به اطلس شمالى بروند. این مسأله مى توانست عملاً ارتباط انگلیس ها را با امپراتورى عظیمشان در شرق (بویژه شبه قاره هند) از بین ببرد.

منبع : پارسینه - 27 آذر 1390




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آدولف هیتلر (صدر اعظم) فرانز فُن پاپِن (جانشین صدر اعظم) | یواخیم فون ریبنتروپ (وزیر امور خارجه) | کارل دونیتز (فرمانده نیروی دریایی) | ویلهلم فریک (وزیر کشور) | هاینریش هیملر | لوتز گراف شوِرین فُن کروسیک (وزیر دارایی) | آلفرد هاگنبرگ (وزیر اقتصاد و کشاورزی) | کورت اِشمیت | هیالمار شاخت (وزیر اقتصاد) | هرمان گورینگ | والتر فانک | فرانتز زِلدته | فرانتز گورتنر | فرانتز شلِگِلبِرگِر | اُتو گئورگ تیراک | وِرنر فُن بلومبرگ (وزیر دفاع) | ویلهلم کَایتِل (وزیر جنگ) | پاول فرَیِر اِلتز فُن روبِناخ (وزیر پست و ترابری) | یولیوس دورپمیولِر | ویلهلم اُهنِزُرگِه | والتر دار | هربرت باکه | یوزف گوبِلز | برن هارد روست | فریتز تودت | آلبرت اِشپِر | آلفرد روزنبرگ | هانس کِرل | هرمان مس | اُتو مَیسنِر (رئیس ایالت‌ها) | هنس لامرز | مارتین بورمان | کارل هرمان فرانک






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 22 دی 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives
شك ندارم
جنگ جهانى سوم
بر سر تصرف چشم هاى توست

و آنگاه من
نه هیتلرم كه كم بیاورم
و نه اتحاد جماهیر احمق ها

تنها
به اتفاق یك قلب عاشق
فتح مى كنم
دنیاى نگاهت را ...

#مجید_تیموری




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کتاب “نبرد من” آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی بعد از ۷۰ سال بازنشر شد. این کتاب حاوی تحلیل، تفسیر و روشن گری های علمی است. چهار هزار نسخه بعد از رفع ممنوعیت منتشر شده که همگی به فروش رفته است.

از روز جمعه (۸ ژانویه/ ۱۸ دی) ارسال “نبرد من”، رساله تبلیغاتی آدولف هیتلر، رهبر آلمان نازی به سفارش دهندگان آغاز شده است.
این بار “نبرد من” نه تنها حاوی جان مایه تفکرات هیتلر و ناسیونال سوسیالیست های پیشین آلمان است، بلکه تحلیل های علمی امروز این کشور را نیز با خود یدک می کشد. آندریاس ویرشینگ، مدیر مؤسسه “تاریخ معاصر” مونیخ همراه کردن تفسیرها و یادداشت های نقادانه با متن کتاب را از نظر “سیاسی و اخلاقی ضروری” می داند.
ویرشینگ می گوید، “غیر مسئولانه” بود اگر این “نوشتار غیر انسانی” بدون تفسیر و نقد منتشر می شد. ( ! )

بیشتر بخوانید : انتشار “نبرد من” پس از ۷۰ سال

نقدهای منتشره در این کتاب بر آخرین پژوهش های علمی روز متکی است. نقد علمی “نبرد من” اطلاعات نادرست و دروغ های هیتلر را برملا کرده و فرصت را از اثربخشی سمبلیک کتاب می گیرد.

با این حال ویرشینگ روز جمعه (۸ ژانویه) به هنگام معرفی این اثر ابراز شگفتی کرد که کتاب هنوز نیامده تمام نسخه هایش به فروش رفت.

“نبرد من” که انتشارش بعد از جنگ جهانی دوم ممنوع شده بود، در ۳۱ دسامبر ۲۰۱۵ تاریخ ممنوعیتش به سر رسید و امکان تجدید چاپ پیدا کرد. بلافاصله بعد از پایان دوره ممنوعیت، کتاب بازنشر شد. رساله دوجلدی “نبرد من” این بار در دو هزار صفحه و در چهار هزار نسخه منتشر شد.

اما وجود بیش از ۱۵هزار سفارش تا ۸ ژانویه موجب شد که نه تنها تمامی نسخه های تازه ارائه شده به فروش روند بلکه دستگاه های چاپ دوباره برای نسخه های بعدی به کار افتند.

آندریاس ویرشینگ، مدیر مؤسسه “تاریخ معاصر” به بیش از ۱۰۰ خبرنگار حاضر در جلسه معرفی این کتاب گفت، دست اندرکاران مشغول چاپ مجدد هستند، اما مشتریان باید تا دو هفته دیگر برای دریافت آن صبر کنند.

“نبرد من” حاصل روزهای زندان

آدولف هیتلر “نبرد من” را در سال ۱۹۲۴ زمانی که در قلعه برندزبرگ به خاطر تلاش برای کودتا زندانی شده بود نوشت. بیش از ۱۲ میلیون نسخه از این کتاب تا سال ۱۹۴۵ انتشار یافت.
بعد از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا امتیاز نشر کتاب را به ایالت بایرن آلمان داد و بایرن نیز انتشار مجدد را تا پایان سال ۲۰۱۵ ممنوع کرد.

نارضایتی یهودیان

در حالی که آلمانی ها از چاپ مجدد کتاب دفاع می کنند کنگره جهانی یهودیان از آن ناخشنود است. رونالد لاودر، رئیس این کنگره در نیویورک افزودن تفسیر به کتاب را “بی معنی” خواند و خواستار ممنوعیت حضور نوشتار تبلیغاتی ناسیونال سوسیالیست ها در “قفسه سموم تاریخ” شد.

اما یوزف شوستر، رئیس شورای مرکزی یهودیان در آلمان ابراز امیدواری کرد که انتشار مجدد این رساله به مدد روشن گری های علمی راهی باشد تا “نقاب از جهان بینی غیر انسانی هیتلر در کلیت آن برداشته شده و یهودی ستیزی تأثیری منفی پذیرد.”
یان کرشاو، مورخ بریتانیایی در دفاع از بازنشر تحلیلی “نبرد من” تأکید کرد که دیگر “زمان تحلیل علمی” این رساله رسیده است. از دید او، سانسور تنها کمک می کند که این رساله به “اسطوره” بدل شده و جذابیت این اثر غیر قابل دست یابی باز هم بیشتر شود.
به باور او، ممنوعیت بیشتر این اثر”بی معنی” است. به ویژه که متن رساله را می توان به وفور در اینترنت یافت یا از عتیقه فروشان خرید.

کریستین هارتمن، سرپرست این پروژه می گوید، سه سال برای تفسیر ها و پژوهش های مربوطه کار طاقت فرسا شد. هر فصل مقدمه ای دارد و برای “جمله به جمله” تمامی متن روشن گری شده است، به گونه ای که می توان آن را به عنوان کتاب درسی استفاده کرد.


منبع : http://naziarchives.ir
۱۹ دی ماه سال ۱۳۹۴




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اظهارات «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهوری ترکیه در روز جمعه که نظام حاکم بر آلمان در دوران «آدولف هیتلر»، رهبر حزب نازی و صدراعظم آلمان را نمونه‌ای از یک نظام ریاست‌جمهوری موثر دانسته بود، با موجی از استهزاء و سرزنش در رسانه‌های بین‌المللی همراه شد.

 «اردوغان»، روز جمعه هنگام بازگشت از عربستان سعودی، در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی در این باره که آیا برقراری سیستم رهبر اجرایی، و در عین حال، حفظ ساختار واحد دولت امکان‌پذیر است گفت: «نمونه‌ای از آن در جهان وجود دارد؛ اگر به آلمان دوران هیتلر نگاه کنید، می‌توانید آن را ببینید. نمونه‌های بعدی آن هم در کشورهای مختلف وجود دارد.»

بسیاری از رسانه‌های جهان، این اظهارات آقای «اردوغان» را با تلاش او برای تغییر در قانون اساسی ترکیه و تبدیل نقش تشریفاتی رئیس‌جمهور به مدیر اجرایی مرتبط دانستند. 

خبرگزاری فرانسه، به عنوان مثال، در همین راستا نوشته: «اردوغان، مرد خودکامه سیاست ترکیه در بیش از یک دهه گذشته، به دنبال قانون اساسی جدیدی است تا سمتش را به رئیس‌جمهوری قدرتمند، به سبک آمریکا تغییر دهد، اقدامی که به زعم او می‌تواند شکل موثرتری از حکمرانی باشد.»

اردوغان بلافاصله بعد از پیروزی در انتخابات پارلمانی اول نوامبر گفته بود که سالهاست برای تغییر قانون اساسی ترکیه تلاش می‌کند و کسانی که مانع تحقق این امر شوند تاوان خواهند پرداخت.

منتقدان این طرح می‌گویند در صورت گذر نظام ترکیه از سیستم پارلمانی فعلی به نظام ریاستی، اردوغان به قدرتی خودکامه تبدیل می‌شود و به همین دلیل با بلندپروازی‌های او مخالفت می‌کنند.

روزنامه ایندیپندنت در واکنش به اظهارات اردوغان در روز جمعه در تیتر خود نوشته است: «اردوغان، آلمان دوران هیتلر را نمونه‌ای از شکل موثر دولت می‌داند.»

ایندیپندنت هم به تلاشهای اردوغان برای افزایش اختیارات ریاست‌جمهوری ترکیه اشاره کرده و نوشته تصمیم او در حالی است که بیم ایجاد انشقاق و دودستگی در جایگاه قدرت در ترکیه، به تبع این اقدام وجود دارد.

دیگر روزنامه انگلیسی، تلگراف با لحنی کنایه‌آمیز در تیتر خود نوشته‌ است «رئیس‌جمهور ترکیه می‌گوید تنها چیزی که می‌خواهد قدرتی به اندازه هیتلر است.»

مجله انگلیسی «تایمز» در تیتری کنایه‌آمیز نوشته «اردوغان می‌گوید می‌خواهم هیتلر ترکیه باشم» و نوشته اقدام این «رهبر جنجالی» در تغییر قانون اساسی، «قدرت را در دستان او متمرکز کرده و این بیم را در دل منتقدانش خواهد افکند که او ترکیه را به کشوری استبدادی تبدیل می‌کند و هرگز قدرت را رها نخواهد کرد.»

رسانه‌های روسیه که از زمان اقدام ترکیه در سرنگون کردن جنگنده «سوخو» آن کشور در مسکو، مطالب زیادی علیه اردوغان منتشر کرده‌اند هم به اظهارات روز جمعه او واکنش نشان دادند. در این میان راشاتودی، نوشت که اردوغان، بار دیگر بر تمایلش برای تغییر نظام ترکیه به ریاستی تأکید کرده و برای توضیح چگونگی تحقق آن «حتی به آلمان هیتلر هم استناد کرده است.»

«هافینگتون‌پست» در مطلبی به ظاهر متفاوت در تیتر خود نوشته «جای تعجب نیست که اردوغان ترکیه دولت هیتلر را دوست دارد.»

این روزنامه آمریکایی در توضیح نوشته است: «اگر این بیانات را یک چهره دموکراتیک مطرح کرده بود، گاف یا جک حساب می‌شود. اما برای اردوغان، این نمونه‌ای نادر از صداقت اوست که نشان می‌دهد که این انسان خودکامه واقعاً چطور فکر می‌کند.»

«هافینگتون‌پست» در ادامه می‌نویسد: «البته در کشور هیتلرگونه اردوغان گفتن اینکه او هیتلر را تأیید کرده جرم به جساب می‌آید. کنایه‌آمیز اینکه گفتن اینکه اردوغان مستنبد است هم ممکن است باعث شود روانه زندان شوید.» 

روزنامه نیویورک‌تایمز از اقدامات اردوغان در سرکوب مخالفان داخلی ترکیه انتقاد کرده و نوشته او مخالفانش را تروریست یا خیانتکار معرفی کرده و جامعه را قطبی کرده است.

بعد از بازتاب گسترده مهر تأیید اردوغان بر حکومت دوران هیتلر، دفتر ریاست‌جمهوری ترکیه از این بیانات عقب‌نشینی کرد.

 در این بیانیه آمده که تفسیر سخنان اردوغان به عنوان تأیید نازیسم، «قابل قبول» نیست. دفتر اردوغان همچنین اضافه کرده که آلمان دوران هیتلر، «تبعات فاجعه‌باری» برای نظام سیاسی داشته و نمی‌توان آن را به عنوان الگو دانست.

منبع : خبرگزاری فارس | Fars News Agency




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


"نبرد من" از روز اول ژانویه ۲۰۱۶ در کتاب‌فروشی‌های آلمان در دسترس عموم قرار خواهد گرفت.

از روز اول ژانویه ۲۰۱۶ هر کسی در آلمان می‌تواند کتاب "نبرد من" نوشته آدولف هیتلر را بخرد. چاپ این کتاب از پایان جنگ جهانی دوم در آلمان ممنوع بود، اما حال پس از هفتاد سال با به سر رسیدن تاریخ ممنوعیت چاپ این کتاب در روز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۵، "نبرد من" تجدید چاپ شده است. البته نسخه‌ای که اینک به بازارهای آلمان راه خواهد یافت، حاوی نکات تحلیلی و پانوشت‌های جامعی است که مؤسسه تاریخ معاصر آلمان ضمیمه این کتاب کرده است.

سال‌هاست که مورخان این مؤسسه پژوهش‌های مفصلی را در مورد این کتاب که در اصل دو جلدی است، انجام داده‌اند. حال تجدید چاپ "نبرد من" پس از هفتاد سال فرصت مناسبی پدید آورده تا آنها نتایج مطالعات خود را در قالب ۳۷۰۰ پانوشت عرضه کنند.

این کتاب که حاوی ۷۸۰ صفحه است و در دو جلد تنظیم شده، زندگی‌نامه هیتلر و ایدئولوژی سیاسی او را تصویر می‌کند.

ماگنوس برشت‌کن، مدیر مؤسسه تاریخ معاصر آلمان، می‌گوید، بسیاری از استدلال‌های هیتلر حاوی اشتباهات فراوانی هستند که مورخان این مؤسسه در پانوشت‌های کتاب با ارجاعات علمی، آن‌ها را رد کرده‌اند.

البته ۳۷۰۰ پانوشتی که در این کتاب گنجانده شده به معنای ۳۷۰۰ اشتباهی که هیتلر مرتکب شده، نیست. کارشناسان اغلب در این توضیحات پیش‌زمینه‌ها و اطلاعات و ارجاعات بیشتری در مورد مطالبی که هیتلر مدعی شده، در اختیار خواننده گذاشته‌اند.

از زمان نگارش "نبرد من" تاکنون، نزدیک به ۱۲ میلیون و ۴۵۰ هزار نسخه از آن به زبان آلمانی به چاپ رسیده است. سودی که از فروش این کتاب به دست آمده، به اموال هیتلر اضافه شده است.

گفته می‌شود در دوران حکومت نازی‌ها تمامی زوج‌ها به هنگام ازدواج در دفترخانه‌ها یک نسخه از این کتاب را به عنوان هدیه دریافت می‌کرده‌اند. به گفته ماگنوس برشت‌کن، اهدای این کتاب به زوج‌ها درخواست رسمی حکومت نازی بود و بسیاری از نهادهای محلی نیز با وجود اینکه بودجه کافی در اختیار نداشتند، این خواسته را به اجرا درمی‌آوردند. پول کتاب‌های اهدایی را نیز شهرداری‌ها باید پرداخت می‌کردند.

مدیر مؤسسه تاریخ معاصر آلمان "نبرد من" را کتابی "ملال‌آور و نفس‌گیر" توصیف می‌کند که "۷۸۰ صفحه با تکرار چندین باره مطالب" است.

بسیاری از آلمانی‌ها تا کنون حتی یک خط از این کتاب را نخوانده‌اند، اما با این حال به گفته کارشناسان، اینکه در دوران پس از جنگ اغلب گفته می‌شود این کتاب هیچ خواننده‌ای نداشته، حرف درستی نیست.

به گفته ماگنوس برشت‌کن، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که "نبرد من" خواننده داشته و چیزهایی که در کتاب گفته شده، به اجرا درآمده‌اند.

او با این حال قرار گرفتن "نبرد من" در صدر فهرست کتاب‌های پرفروش را پس از عرضه آن از روز اول ژانویه در آلمان بعید می‌داند. برشت‌کن در توجیه این پیش‌بینی خود می‌گوید: «این کتاب الان هم در دسترس است. نسخه‌هایی از آن هر زمان در کتاب‌فروشی‌های عتیقه ‌موجود است. تا زمان به راه افتادن بحث‌های عمومی اخیر (در مورد "نبرد من") می‌شد این کتاب را در خیلی از عتیقه‌فروشی‌های آنلاین سفارش داد. از دهه ۱۹۳۰ به بعد هم که نسخه انگلیسی این کتاب در دسترس بوده است و هر کسی می‌تواند متن آن را در اینترنت پیدا کند.»

"نبرد من" تا کنون به زبان‌های زیادی از جمله فارسی ترجمه شده است. این کتاب حتی در اسرائیل هم به دو زبان آلمانی و عبری قابل خرید است.

پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵، ایالت بایرن از نظر قانونی حق انتشار نوشته‌های ناسیونال سوسیالیستی را به ارث برد. از آن زمان در آلمان چاپ مجدد و انتشار عمومی کتاب "نبرد من" با اشاره به "حق تالیف آدولف هیتلر" ممنوع بوده ‌است.

منبع : دویچه وله فارسی

31 دسامبر 2015





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوم فوریه 1943 با خلع سلاح آخرین واحد ارتش ششم آلمان، جنگ خیابانی و خونین استالینگراد پایان یافت كه نقطه بازگشت در جنگ جهانی دوم بود.فیلد مارشال پاولوس فرمانده ارتش ششم آلمان با وجود دستور های مكرر و موكد هیتلر مبنی بر ادامه مقاومت، 31 ژانویه تصمیم به تسلیم شدن گرفت و با اعضای ستاد و 15 ژنرال از زیرزمین یك فروشگاه متروك كه قرارگاه او بود بیرون آمد و به یك ستوان ارتش سرخ كه قرارگاه او را زیر آتش قرار داده بود تسلیم شد. پس از تسلیم شدن پاولوس، سی ساعت طول كشید تا نیروهای او در محله های شمالی شهر اسلحه زمین بگذارند. هیتلر درجه پاولوس را به فیلد مارشالی ترفیع داده بود كه تا آخرین نفس مقاومت كند و به او تاكید كرده بود كه تاریخ به یاد نداشته كه یك فیلد مارشال آلمانی زنده تسلیم شود. 

     از 31 ژانویه تا دوم فوریه نزدیك به سیصد هزار نظامی آلمانی در استالینگراد و حواشی شهر خود را به ارتش سرخ تسلیم كردند. محاصره و جنگهای خیابانی استالینگراد شش ماه و چند روز طول كشید و یكصد هزار نظامی آلمانی تنها در جنگ تن به تن در این شهر جان باختند.

 در بسیاری از ساختمانهای این شهر، یك طبقه ساختمان در دست سربازان روس و طبقه دیگر در دست آلمانی ها بود.
     حمله به استالینگراد یك اشتباه بزرگ دیگر هیتلر بود. به باور مورخان، اگر هیتلر دستور حمله به استالینگراد را صادر نكرده بود، ارتش ششم او قفقاز و منابع نفت آن را متصرف شده بود، ایران را از اشغال نظامی خارج و عراق را متصرف و انگلیسی ها را از هند فراری داده بود و.... ظاهرا هیتلر و اطرافیانش سختی جنگ شهری را حدس نزده بودند. 

    نظامیان آلمانی از 40 روز پیش از تسلیم شدن از گوشت اسبان سوار نظام رومانیایی تغذیه می كردند. در حمله به استالینگراد ـ شهری در کناره غربی رود ولگا که به ولگوگراد تغییر نام داده شده است ـ 270 هزار نظامی آلمانی و متحدان اروپای شرقی آلمان از جمله رومانی شرکت داشتند. تلفات این نبرد 743 هزار تن گزارش شده است. 
     كارشناسان نظامی علل تسلیم شدن مارشال پاولوس را كاهش مهمات و خوار بار و سرمای شدید از یك طرف و رسیدن نیروهای تازه نفش شوروی به فرماندهی ژوكف از سوی دیگر و به حد اقل رسیدن ضعف روحیه آلمانی ها دانسته اند. مشكلات آمریكا قبلا در شهرهای عراق و اینک در مناطق مسکونی افغانستان نمونه بسیار كوچكی از سختی جنگهای خیابانی را منعكس می كند.

منبع : پارسینه دوم دی ماه سال 1389




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با سلام و درود خدمت همه دوستان و هموندان وبلاگ نازی آرشیوز NaziArchives 
به کانال تارنما و تارنگار ( وبلاگ ) نازی آرشیوز در نرم افزار پیام رسان تلگرام بپیوندید :

NaziArchivesChanel

https://telegram.me/NaziArchives

زنده باد ایران




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


خاطرات همسر رضا شاه از ملاقات با هیتلر

یك عده جوانان تهران هم به سبك جوانان هیتلری سرخود را می‌تراشیدند ودرخیابان‌ها به هم سلام هیتلری می‌دادند!

موقعی كه ما به ملاقات هیتلررفتیم آقای محتشم السلطنه اسفندیاری هم حضورداشت. هیتلربا من واشرف وشمس دست داد وازمن حال واحوال رضا را پرسید. از طرف سفارت ایران یك مرد جوان به عنوان دیلماج حضورداشت كه مطالب هیتلررا برای ما وحرف‌های ما را برای هیتلرترجمه می‌كرد. اگراشتباه نكنم این مرد جوان جمالزاده پسرسید جمال واعظ اصفهانی بود كه بعدها نویسنده معروفی شد.

ما برای هیتلرچند هدیه برده بودیم كه عبارت بود ازدو قطعه قالی نفیس ایرانی ومقداری پسته رفسنجان.

حاج محتشم السطنه اسفندیاری قالی‌ها را درجلوی پای هیتلربازكرد وشروع به توضیح كرد.
هیتلرخیلی ازنقش قالی‌ها وبافت ورنگ آنها خوشش آمد. روی یك قالی كه درتبریزبافته شده بود عكس خود هیتلربود. روی قالی دیگرهم علامت آلمان را كه عبارت ازصلیب شكسته بود نقش كرده بودند.

ازمطالب هیتلردستگیرمان شد كه باورش نمی شود این تصاویرظریف را با دست بافته باشند.
هیتلرهم متقابلا سه قطعه عكس خود را امضاء كرد وبه من ودخترانم داد.

دیلماج سفارت گفت: ” آقای هیتلرمی گویند متاسفانه پیشوای آلمان مثل شاه ایران ثروتمند نیست ونمی تواند متقابلا هدیه گرانقیمت به ما بدهد وازاین بابت معذرت می‌خواهند!”
من این ملاقات را هیچوفت فراموش نكردم وبه درخواست رضا ده‌ها بار ریزمطالب آنرا برایش تعریف كردم.

هیتلرموقع حرف زدن آرام نمی گرفت، یا دورخودش می‌پیچید و یا به این طرف وآن طرف اطاق می‌رفت وحرف می‌زد. درموقع حرف زدن هم مرتبا پلك چشمانش را بهم می‌زد ودندانهایش را روی هم فشارمی داد. دستهایش را پشت كمرمی برد وناگهان جلومی آورد وناگهان بالا می‌برد و در هوا تكان می‌داد. درعین حال روی پنجه‌های پا هم بلند می‌شد. درست مثل این بود كه زیرپایش آتش روشن است و نمی تواند آرام بگیرد. موقع حرف زدن هم با آنكه ما درنزدیكش بودیم با صدای بلند صحبت می‌كرد. ازرضا خیلی تعریف كرد وگفت زندگی او را می‌داند و از اینكه یك نظامی قدرت را درایران به دست دارد خوشحال است.

رضا ازاین قسمت خیلی خوشش می‌آمد و من هر وقت به این قسمت ازملاقات خودم با هیتلرمی رسیدم باید آنرا چند بارتكرارمی كردم.
.....................................................
این عکس در کاخ صاحبقرانیه در مجموعه کاخ موزه نیاوران نگهداری می‌شود.

در قسمت پایین عکس به زبان آلمانی نوشته‌است:

اعلیحضرت همایونی -رضاشاه پهلوی - شاهنشاه ایران - با بهترین آرزوها - برلین ۱۲ مارس ۱۹۳۶ - امضای آدولف هیتلر



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نرسیسیانس : نسل‌کشی داعش یادآور هیتلر است ...

حکم‌های داعش یکی پس از دیگری، وحشت‌آورتر می‌شود. یک قاضی داعشی در تازه‌ترین فتوای خود، دستور قتل کودکان معلول و مبتلایان به سندرم «داون» را در بدو تولد صادر کرده است. در فیس‌بوک، ویدئویی دست‌به‌دست می‌چرخد که یک کودک معلول و آواره سوری را نشان می‌دهد که روی صندلی چرخ‌دار نشسته و گریه می‌کند. در پایینِ تصویر، هشتگ «من معلول هستم، خلیفه مرا خواهد کشت»، تأکید کرده که به‌زودی شیوه تازه‌ای از نسل‌کشی در مناطق تحت قدرت داعش به راه خواهد افتاد که شاید تاریخ نظیرش را کمتر به یاد داشته باشد. اما به اعتقاد دکتر امیلیا نرسیسیانس، مدیر گروه انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، این اولین‌بار نیست که جهان شاهد چنین قتل‌عامی برای کودکان شده است. به گفته او، فتوایی که امروز داعشیان صادر کرده‌‌اند بی‌شباهت به دستور هیتلر در جنگ جهانی دوم نیست که یکی از بزرگ‌ترین فجایع جهانی را به راه انداخت: «در چنین قدرت‌هایی شعار اصلی، نسل‌کشی تمام افرادی است که جزء ما به حساب نمی‌آیند». به گفته این انسان‌شناس، در حکم داعشیان برای قتل‌عام کودکان مبتلا به سندرم داون، دامنه «ما» به حوزه سلامت جسمی هم گسترده شده و این موضوع چندان عجیب نیست: «هیتلر هم در جنگ جهانی دوم، کودکان بیمار را قتل‌عام می‌کرد. اما این نکته را در نظر داشته باشیم که منبع عمل هیتلر، نژادپرستی بود حال آنکه در مورد داعش ما با یک پدیده پیچیده‌تری مواجه هستیم که بار دینی دارد».نرسیسیانس، رویه خشونت‌آمیز داعش که امروز به کودکان معلول و بیمار هم سرایت کرده را از نقطه‌نظرهای مختلف مورد بررسی قرار می‌دهد و می‌گوید: «نسل‌کشی وقتی در دستور کار قرار می‌گیرد که گروه قدرت‌یافته برآن می‌شوند که الگوی جمعیتی جدیدی را ایجاد کنند که یک ملت، یک زبان و یک دین واحد باشند. هر کسی که در این الگو نگنجد باید از میان برود و همان‌طور که شیوه‌های ازمیان‌بردن این افراد متفاوت است، دلایل نگنجیدنشان در این الگو هم می‌تواند متنوع باشد، مثلا کودکان بیمار، معلول یا مبتلا به سندرم داون که بر اساس این حکم چون در الگوی جدید جمعیتی داعش نمی‌گنجند باید از دم تیغ بگذرند!» اما چه سرانجامی در انتظار انسان‌هایی است که به هر دلیلی در الگوی جمعیتی داعش قرار نمی‌گیرند؟ دکتر نرسیسیانس معتقد است که تمامی آنها از بین خواهند رفت اما شیوه‌های ازمیان‌رفتنشان متفاوت است به‌گونه‌ای که می‌توان کشتن را ساده‌ترین شیوه حذفشان به حساب آورد: «اگر از راهکار کشتن فاصله بگیریم، بسیاری از افرادی که در آن الگو نمی‌گنجند، یا کوچ می‌کنند یا به‌زور وادار به مهاجرت می‌شوند. دراین‌میان، قدرت‌های خشونت‌پروری هم در تاریخ داشته‌ایم که گروهی از مردم را به خاطر منابع انسانی نگه می‌داشته‌‌اند و باقی را به مرگ یا جلای وطن محکوم می‌کرده‌اند. سرنوشت آن گروهی که به‌عنوان سرمایه انسانی باقی می‌ماند، مستحیل‌شدن در الگوی جمعیتی دیکته‌شده است؛ آنها حق انجام کارها و فعالیت‌های روزانه خود را نخواهند داشت، دیگر نمی‌توانند به دین خود پایبند باشند و حق استفاده از زبان مادری‌شان را ندارند و در نهایت هم برای ایجاد نسل جدید باید تن به ازدواج‌های اجباری بدهند». به گفته این استاد دانشگاه، نسل‌کشی تازه داعش، پیامدهای ضدانسانی، وحشیانه و تلخی برای جهان در پی خواهد داشت اما ازمیان‌رفتن یک قومیت از پیامدهای کمتر مورد توجه قرارگرفته آن است: «وقتی که یک قدرت به‌زور در وضعیت یک قوم دخالت می‌کند، قصدش ازمیان‌بردن آن قوم است و با ازمیان‌رفتن یک قوم، سرمایه اجتماعی و فرهنگی بزرگی برای جهان و انسانیت از میان می‌رود». اما سؤالی که دراین‌میان مطرح می‌شود این است که چرا در میان اقوام دنیا، اقوام ساکن در خاورمیانه اینچنین با رفتارهای داعشی تحت فشار و ستم قرار گرفته‌اند. پاسخ نرسیسیانس این است: «حکومت‌ها و قدرت‌ها، قوم‌هایی را که دولت ندارند، از پا درمی‌آورند. شما اگر به سرانجام و سرنوشت اقوام آشوری، ایزدی و... در عراق نگاه کنید، درمی‌یابید که یکی از علت‌های تعرض چندباره به این اقوام، نداشتن دولت بوده است، همان‌طور که نسل‌کشی ارامنه به دست عثمانی‌ها در شرایطی رخ داد که این قوم صاحب هیچ دولتی نبود. اقوامی که دولت ملی ندارند، بسیار آسیب‌پذیر هستند».
سایت «عین‌الموصل» به‌تازگی بیش از ٣٨ مورد کشتن کودکان ناقص‌الخلقه و مبتلایان به سندرم داون که سن آنها بین یک هفته تا سه‌ماه بوده را به ثبت رسانده و غم‌انگیز اینکه این نوزادان بر اثر خفگی یا با تزریق آمپول‌های کشنده، طعم مرگ را چشیده‌اند.

منبع : شرق




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :