تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - مطالب آذر 1393
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
بعد از نبرد من ، دومین اثر مستند و مکتوب آدولف هیتلر وصیت نامه شخصی و سیاسی اش است که در ساعات و لحظات آخر عمرش به منشی شخصی خود یعنی تراودل یونگه دیکته کرده است و این مجموعه شاهدانی همچون دکتر یوزف گوبلز , مارتین بورمان , ژنرال هانس کربس و … داشته است ! به همین منظور ما تصمیم گرفتیم که این مجموعه را جهت استفاده ی ایرانی های سراسر جهان به پارسی روان ترجمه کنیم تا از آخرین دیدگاه های هیتلر آگاه بشوند. بخش اول وصیت نامه جنبه ی شخصی دارد و به بخشیدن اموال و ازدواج وی اختصاص دارد و بخش دوم نیز جنبه ی سیاسی دارد. مثل نشان دادن چهره ی واقعی یهودیان عامل جنگ … انتخاب کابینه ی بعدی و …



برگردان : شقایق زمانی
جمع آوری داده ها : ساسان عزیزی
طراحی و گرافیک : رامین روشن

دریافت از سرور پیکو فایل





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


http://www.pdf.nazicenter.com/wp-content/uploads/2013/09/Biography_of_Amon_Goeth_and_movie-review-of_Schindlers-List..jpg

از افرادی که در حین تاریخچه هولوکاست میتوان به وضوح نامش را در لیست افرادی که از انها سو استفاده شده است دید امون لئوپارد گوت است . او که یک افسر اس اس اتریشی و فرمانده اردوگاهی در کراکوف لهستان بود ، پس از جنگ بعنوان یکی از جنایت کاران جنگی شناخته شده و فرهنگ مظلوم نمای یهود از نام و هویتش برای دزدیدن احساسات مردم در فیلم فهرست شیندلر استفاده بسیاری کرد.
در این کتاب تلاش کردیم تا شخصیت حقیقی او را کمی باز تر کنیم و جوانب مختلف زندگیش را وارسی نماییم تا هویت اصلی این شخص مشخص گردد و نقد کاملی از فیلم صهیونی فهرست شیندلر بکنیم .
با امید آن که از ان بهره بسیار برده شود …

نمونه از متن کتاب:

گوت در وین، پایتخت امپراتوری اتریش و مجارستان، در 11 دسامبر سال 1908 در یک خانواده در صنعت چاپ و نشر کتاب به دنیا آمد گوت در سن 17 سالگی به گروه جوانان نازی پیوست و تا 1930 از اعضای از ناسیونالیست های یهود ستیز شبه نظامی بود .
از سال 1930 او به اس اس پیوست و به یک مرد اس اس اتریشی تبدیل شد و تا ژانویه 1933 او به عنوان آجودان و رهبر در واحد های مرگ سر (توتن کومف) و استورم لیباردی خدمت کرد تا به درجه سرجوخه ستادی (اوبر شوتز)رسید و رهبر جوخه پنجاه و دوم اس اس استاندارت شد .

به خاطر فعالیت بسیار او، وی خیلی زود به یک گروهبان ستادی اس اس تبدیل شد. زمانی که شایعه شده بود که او فعالیتهای غیر قانونی برای حزب نازی انجام می دهد. او از طرف اتریش به یک مرد تحت تعقیب تبدیل شده و پس از آن به آلمان گریخت. در 1933 حزب نازی در اتریش غیر قانونی اعلام شد به طوری که افراد اس اس اتریش به اجبار فعالیت خود را در مونیخ انجام می دادند. او در این زمان ب عنوان پیک برای نیروهای اس اس درون اتریش آذوغه و مواد غذایی حمل می نمود و برای همین دولت اتریش برای دستگیری او، او را به جرم حمل سلاح و مهمات دستگیر کرد اما اندکی بعد به خاطر فقدان مدارک و شواهد او دوباره آزاد گشت. اندکی بعد به خاطر سو قصد به جان انگلبرت دولفوس صدر اعظم اتریش نازیها در جولای 1934 همگی دستگیر شده و مجددا به خاطر نبود مدارک همگی آزاد گشتند .


حجم: 3.60 مگابایت
تهیه کنندگان کتاب: ساسان عزیزی و آرش (Der Grief)
تاریخ انتشار: 2013
منبع: نازی سنتر






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هولوکاست ؛ معامله پنهانی

"صهیونیسم، اسم ظاهری برای توطئه است."
تئودر هرتزل 

ولی براستی آیا هیتلر مجرم واقعی بود؟ یا توطئه گران آتش افروزی، شرکای جرم او بودند؟ طراح کشتار یهودیان به دست هیتلر که بود؟ خود او یا رؤسای فراماسون یهود و اعضای سازمان صهیونیسم بین الملل؟ مگر نه اینکه هرتزل مؤسس این مذهب ضد بشری، گفته بود که: "کار تأسیس دولت یهود به سامان نمی رسد، مگر اینکه هدف به صورت یک مسئله سیاسی، افکار جهانیان را به خود جلب کند؟" و مگر همین مسئله کوره های آدم سوزی نازیها نبود که احساسات عالی انسانها را تحریک و به نفع یهودیان تجهیز کرد، و آنان را به پایکوبی واداشت؟
به اعتقاد پیتر گروس نویسنده کتاب اسرائیل در ذهن آمریکائیان: "سال 1945 برای یهودیان، خوشحالی امیدبخشی به همراه داشت. چه با اعمال نازیهای ستمگر، آرزوی یهودیان باقیمانده اروپایی که انتقال از محله یهودیان اروپا بود، مورد توجه فوری قرار گرفت و نقشه تشکیل کامنولث یهودیان در یک فضای همدردی جهانیان مورد تأئید واقع شد." 2
برای رؤسای صهیونیسم و اعضای سازمانهای تروریستی یهود، همچون بن گورین، مناخیم بگین، اسحق شامیر، شارون و امثالهم که کشتی مهاجرین یهودی را در سال 1947 در بندر حیفا غرق کردند و گناه آن را به گردن دولت انگلیس انداختند تا راه برای ورود تعداد بیشتری از مهاجرین یهودی باز شود، تهیه طرح سوزاندن آنان در کوره ها به دست هیتلر مشکل بود؟ آن را جز یک حقه کثیف گانگستری می توان دانست که تنها از عهده "دستهای پاک" آنان ساخته بود. آیا در موقع به آتش کشیدن کشتی ای که تعدادی یهودی بی گناه را حمل می کرد، هیتلر در میان آنان بود؟ این جماعت که از چنین جنایاتی برای تحریک احساسات انسانها در رسیدن به اهداف خود روگردان نبودند، نمی توانستند طرح کشتار هزاران نفر یهودی را به دست هیتلر، دشمن یهود، پیاده کنند تا به خواست خود که تأسیس دولت یهود بود، برسند؟
یوری ایوانف که در کتاب صهیونیسم در زمینه از بین بردن مسافرین کشتیها چنین نوشته است: "در میان بسیاری از علل ناشناخته اقدام به این کار، علت و موجبی آشکار بود. پیش از منفجر کردن کشتی پاتریا و سرنشینانش، صهیونیستها افسانه ای را که در خصوص مورد بی سابقه ای از خودکشی دسته جمعی مردمی که [مرگ را بر جدایی از وطن ترجیح دادند] جعل کردند. پیش بینی می کردند که مرگ این عده و شیوع خبر آن روح صهیونیسم را در همه جا تحکیم خواهد کرد ..." 3
در همان کتاب، ایوانف از قراردادی بین آیشمن همدست خود آنان در ارتش هیتلری و نمایندگان سازمان هاگانا سخن به میان آورده و نوشته است: "در سال 1944 طی قراردادی که بین آیشمن در ازای دریافت ده هزار کامیون مورد تقاضای آنان که برای حمل و نقل واحدهای خویش و تمرکز آنان در بخشهای کم آسیب تر نیاز داشتند، عده زیادی از یهودیان را از اردوگاههای آلمانی برای انتقال به فلسطین، آزاد کند." این موافقت نامه به دستور وایزمن که در آن وقت از تمام حرکات ضدیهود دستگاه هیتلری آگاه بود و بسیار خونسرد و بی اعتنا از کنار آن می گذشت، انجام شد. 4
با توجه به شرح فوق و آماده نمودن وسایل حرکت یهودیان به سوی فلسطین، در تاریخ شنبه ... 26 نوامبر سال 1940 عده ای مهاجر یهودی اروپایی بدون کسب مجوز از دولت انگلیس که در آن وقت قیمومت فلسطین را بر عهده داشت، با کشتی پاتریا به بندر حیفا وارد شدند. این مسافرت و مهاجرت با چراغ سبز آژانس بین الملل یهود آغاز شد؛ لذا اداره مهاجرت دولت بریتانیا به تازه واردین اجازه ورود نداد و مأمورین انگلیس اعلان کردند که "کشتی و سرنشینان را به جزیره موریس خواهند برد."
البته اتخاذ این سیاست خود مقوله دیگری است که به طور خلاصه می توان گفت که بریتانیا که خود مبتکر طرحهای مختلف برای اسکان یهودیان در فلسطین بود، در سال 1939 کتابی به عنوان کتاب سفید منتشر نمود که در آن، فلسطین بین اعراب و یهودیان به طور مساوی قسمت و منطقه اورشلیم، منطقه آزاد بین المللی خوانده شده بود. انتشار این کتاب، متمکنین عرب فلسطینی را به "معارضه با یهودیان برانگیخت". بدین ترتیب، چنان که سیاست او است "یکی به نعل و یکی به میخ زد " 5 تا هر دو طرف را در کنار خود نگاه دارد.
در این وقت، دولت نازی بنا به قرارداد منعقد شده بین آیشمن که با اعضای سازمان تروریستی هاگانا نزدیکی داشت و سران صهیونیست، بر شدت تعقیب یهودیان افزود و در راندن آنان به سوی فلسطین، مهمترین خدمت را انجام داد و بدین ترتیب، خشنودی صهیونیستها را فراهم آورد. و به قول یکی از صهیونیستها : "محافل ملی یهود از سیاست آلمان نسبت به یهودیان خرسندند؛ زیرا به افزایش جمعیت یهودیان فلسطین مساعدت می کند؛ چنان که می توان امیدوار بود که در آینده نزدیک، جمعیت یهودیان بر اعراب فزونی یابد." 6
همزمان، مسائل مختلفی در اروپای درگیر جنگ رخ می داد. دستگاه رهبری صهیونیستها با سیاست دولت بریتانیا 7 در مسئله مهاجرت یهودیان به فلسطین مخالفت می ورزید. شبکه ای به وجود آمد که از راه قاچاق با "مساعدت سربازان نازی، اس. اس ها" مهاجرین یهودی را به فلسطین می بردند.
در واقع، "روابط پنهانی" بین صهیونیستها و دولت آلمان نازی با اسم رمز "شب بلورین" آغاز شد. در آن وقت، دو تن از مأمورین موساد وارد کاخ هیتلر شدند و پیشنهاد کردند که "در امر آموزش برنامه صهیونیستها" که آماده رفتن به فلسطین هستند، تسریع شود. در مقابل، از طرف نازیها پیشنهاد شد که روی وسایط نقلیه ای که یهودیان را به مقصد فلسطین می برد، نباید مقصد مشخص باشد. این وسایط نقلیه توسط موساد هدایت می شدند. 8 با توجه به توضیحات فوق، اینک برگردیم به کشتی پاتریا و سرنوشت سرنشینانش.
وقتی مأمورین انگلیس به کشتی و مسافرینش اجازه لنگر انداختن در بندر حیفا و پیاده شدن آنان را ندادند، تروریستهای هاگانا برای جلب نظر مردم دنیا و بویژه آمریکائیان، کشتی را با همه سرنشینانش منفجر کردند. در آن کشتی 1900 نفر یهودی مهاجر وجود داشت. به قول یکی از اعضای آژانس بین المللی یهود، این جنایات از آن جهت انجام شد تا دولت انگلیس بداند که یهودیان را نمی شود از وطنشان [؟!] دور کرد.
تروریستهای هاگانا کشتی پاتریا را در دل شب منفجر و در بندر، جهنمی از آتش برپا کردند. همه سرنشینان آن که زن و کودک، جوان و پیر، از یهودیان بی گناه بودند، در میان آتش سوختند و در آب دریا مدفون شدند.
آیا کشتی پاتریا کوره آدم سوزی دیگری نبود که به دست صهیونیستها مشتعل شد؟ در آن وقت، گناه این عمل ننگین را به گردن دولت انگلیس انداختند؛ لکن در سال 1950 از این جنایات پرده برداشته و اعلام شد که آن عمل جنایتکارانه، توسط خود صهیونیستها انجام گرفته است و نه دولت انگلیس.
آیا این عمل شیطانی به تنهایی سرنخی نیست تا لکه ننگ آدم سوزی از دامان نازیها کمرنگ شود؟ گناهکاران واقعی اعضاء گروه تروریستی هاگانا بودند که محرک آنان در کوچ دادن آن بی گناهان حفظ جان و مال یهودیان نبود، بلکه به دنبال افزایش تعداد یهودی ساکن فلسطین بودند.
و ... انفجار کشتی دیگری به نام استروما در دریای سیاه که در تاریخ 24 فوریه 1942 با 769 مهاجر یهودی که به راهنمایی گروه تروریستی هاگانا برای رفتن به فلسطین به بندر استامبول وارد شده بودند، دلیل محکم دیگری در همدستی صهیونیستها با هیتلر می باشد. اعضای هاگانا به رهبری اسحق شامیر و بن گورین یار دیرین آیشمن، پس از آنکه نتوانستند موافقت دولت انگلیس را برای ورود مهاجرین به فلسطین کسب کنند، آن را منفجر کردند. دریایی از آتش در میان آبهای مدیترانه، 769 نفر یهودی بی گناه را به کام مرگ فرستاد. همه مسافرین طعمه حریق شدند و آژانس یهود اعلام کرد که: "انفجار کشتی یک اعتراض و خودکشی دسته جمعی بود."
خوب، ببینید دوباره آتش و دوباره آدم سوزی. سرنشینان هر دو کشتی به یک نحو میان شعله های آتش جان سپردند و در هیچ یک از آن دو واقعه، هیتلر حضور نداشت؛ در واقع، موضوع اشغال فلسطین بود و نه نجات جان یهودیان بخت برگشته. چنان که روزنامه یهودی به پیش چاپ آمریکا در یازدهم دسامبر سال 1939 نوشت: "کنفرانس یهودیان زمانی بیدار است که مسئله فلسطین مطرح باشد؛ اما وقتی نجات جان یهودیان ممالک مختلف در میان باشد، خواب است." 9

پی نوشتها:

1. همه سوزی، قتل عام.
2. Peter Grose -Israel in the mind of America. Newyork. Alfres- A'konoff. Inc. 1983,P.207
3. یوری ایوانف، صهیونیسم، ترجمه ابراهیم یونسی، کتابهای سیمرغ وابسته به موسسه انتشارات امیرکبیر. چاپ اول، 1351.
4. برای اطلاع بیشتر، به صفحات 142 تا 144 کتاب صهیونیسم مراجعه شود.
5 و 6. به کتاب یوری ایوانف، صهیونیسم، ص 140 مراجعه شود.
7. رهبران صهیونیست "همزمان با اقداماتی که به منظور نجات آوارگان یهود به عمل می آوردند، علیه واحدهای انگلیسی مقیم فلسطین دست به عملیات جنگی زدند." هاگانا هدف از این عملیان را راندن بریتانیا از سرزمین فلسطین عنوان نمی کرد، بلکه آن را "تجدید پیمان با انگلستان عنوان می کرد و می گفت: "تا آنجا که می دانیم، بین ما و بریتانیا مطلقا اختلافات منافعی وجود ندارد. ما به هیچ وجه علاقه ای به این نداریم که موقعیت بریتانیا را در هیچ جای جهان، خواه خاورمیانه یا فلسطین تضعیف کنیم". به صفحه 154 کتاب صهیونیسم مراجعه شود.
8. برای اطلاع بیشتر به کتاب صهیونیسم، نوشته یوری ایوانف، فصل سوم "دهلیز پرپیچ و خم و بی سرپناه" مراجعه شود.
9. یوری ایوانف، صهیونیسم، صفحه 140 .
 

نویسنده: عذرا خطیبی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جواب آقای گورباچف به نامه حضرت امام خمینی در دی ماه 1367

در اولین روز سال 1989 میلادی ـ 11 دی 1367 ـ نامه معروف و تاریخی امام خمینی خطاب به میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهور شوروی در زمینه مرگ کمونیسم و ضرورت پرهیز روسیه از اتکاء به غرب انتشار یافت.
این نامه در شرائطی منتشر شد که اتحاد جماهیر شوروی هنوز به عنوان یک مجموعه برقرار بود، جنگ سرد خاتمه نیافته بود، دیوار برلین به عنوان نماد جدائی شرق و غرب، فرو نریخته بود و حاکمیت کمونیسم بر قانون اساسی شوروی و بر مقدرات مردم در جمهوری های این کشور، هنوز برقرار بود. با این حال امام خمینی در نامه عبرت آموز خویش به گورباچف از صدای شکسته شدن استخوانهای مارکسیسم سخن به میان آورد و وی را از روی آوردن به غرب برای حل مشکلات اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی برحذر داشت.

پیام امام خمینی در 13 دی 1367 توسط هیأت منتخب ایشان مرکب از آیت الله جوادی آملی، محمدجواد لاریجانی و خانم مرضیه حدیده چی دباغ، در مسکو به گورباچف تحویل گردید. گورباچف نیز هشت هفته بعد پاسخ رسمی خود را توسط «ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی، در تهران تسلیم امام خمینی کرد. گورباچف در این پاسخ، برای نامه امام ارج فراوان قائل شده بود ولی از متن جوابیه وی پیدا بود که ابعاد معنوی پیام امام را درک نکرده است. زیرا صرفاً تلاش کرده بود تا از یکسو اقدامات خود در جهت ترویج آزادیهای سیاسی در شوروی را تشریح کند و از سوی دیگر دستاوردهای اقتصادی کمونیسم را از 1917 به بعد توصیف نماید.

«ادوارد شوارد نادزه» وزیر خارجه وقت شوروی روز هفتم اسفند 1367 پاسخ گورباچف را در حسینیه جماران به اطلاع امام خمینی رساند. در این دیدار که آقایان علی اکبر ولایتی وزیر امورخارجه، محمدجواد لاریجانی، و علیرضا نوبری حیرانی سفیر وقت ایران در مسکو حضور داشتند، وزیر خارجه شوروی ابتدا پیام کتبی میخائیل گورباچف را به امام خمینی تسلیم کرد و سپس اظهار داشت

از حضرت امام بسیار متشکرم از این فرصتی که برای ملاقات با شما به دست آوردم. مأموریت دارم پیام جوابیة میخائیل سرگئی گورباچف را تسلیم حضرت امام کنم. سعی خواهم کرد به طور خیلی مختصر محتوای این پیام را برای شما عنوان نمایم. ابتدا می خواستم عرض کنم که خود واقعیات تبادل پیام ها بین رهبران کشور ما یک پدیده منحصر به فرد در روابط فیمابین است. اعتقاد ما بر این است که شرایطی پیش آمده است تا روابط فیمابین دو کشور ما وارد یک مرحله کیفی جدیدی شود برای همکاریها در تمامی زمینه ها.

آقای گورباچف در پیام خود اشاره می کنند که پیام جنابعالی خطاب به دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی از مفاهیم فراوان سرشار است. تمامی اعضای هیأت رهبری شوروی متن پیام جنابعالی را مطالعه کردند. شکی نیست که ما در موارد عمده ای اتفاق نظرداریم اما مواردی هست که ما اختلاف نظر داریم، اما این مهم نیست.
پیام شما ملاحظات عمیق راجع به سرنوشت بشریت دارد. آقای گورباچف عقیده دارند که ما در مهمترین مورد اتفاق نظر داریم یعنی انسانها باید یاور یکدیگر باشند تا بشریت فناپذیری به خود بگیرد. چنانچه انسان ها متحد نشوند خطر فاجعه برای بشریت وجود دارد، چون امکانات بالقوه برای به وجود آوردن چنین فاجعه توسط خود انسانها ایجاد شده است.
آقای گورباچف معتقد است که مبارزه در راه نیل به یک دنیای عاری از سلاح هسته ای و آزاد از زور وظیفه تمامی ملتهاست. و اما راجع به سیاست خارجی اتحاد شوروی، هدف ما تعمیم رجحان ارزشهای مشترک برای تمامی ملتها و برتری این ارزشها بر تمامی منافع دیگر چه طبقهای و چه ملی است.

آقای گورباچف به شما می نویسد که حرفهای امام راجع به حسن نیت رهبری ایران جهت داشتن روابط حسنه و حسن همجواری با اتحاد شوروی با واکنش خوب از طرف رهبران شوروی مواجه شده است. ما دارای یک مرز بسیار طولانی هستیم همچنین دارای سنن دیرینة مناسبات و روابط فرهنگی بین دو ملت هستیم. ما اساس خوبی داریم برای استمرار مناسبات بر پایه جدید. یعنی بر پایه اصول احترام متقابل، تساوی حقوق و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر.


آقای گورباچف می نویسد که در سیاست بین المللی، ما پیرو یک اصل اساسی هستیم یعنی اصل احترام به آزادی انتخاب برای هر انسان و هر ملت. نتیجتاً کشور ما و تمامی ملت ما از انقلاب بزرگ شما حسن استقبال کرده است. استبداد شاهنشاهی در ایران مردم خود را استثمار کرده و از روش های واقعاً بربریت استفاده می کرده و شرافت و آبروی ملت خود را پایمال کرده برای جلب رضایت نیروهای خارجی. انقلاب شما انتخاب ملت شما بوده است و ما از این همیشه پشتیبانی کرده و می کنیم.

ْآقای گورباچف در پیام خود می نویسند که ملت ما نیز انتخاب خود را به عمل آورده و این در سال 1917 بود. در رهگذر ما، هم مشکلات بزرگی بود و هم موفقیت های چشمگیری بوده. هم اشتباهات وخیمی بوده است و هم نقض حقوق بشر بوده که ما با این اشتباهات خود را اصلاح می کنیم و آن را محکوم می کنیم. علی رغم تمامی مشکلات، ما از دستاوردهای خود توانستیم دفاع کنیم چون انتخاب مردم راست بوده است. می خواستم به استحضارتان برسانم که مسئلة آزادی انتخاب در دستور روز زندگی بین المللی کنونی نیز هست. ما برای خود سئوالی داریم چرا که باید راه برای ادامة رهگذر پیدا کنیم: آیا این راه ما راه کهنه و دگماتیک است یا راه جدید و انقلابی؟ انتخاب ما به نفع راه دوم است، ما در کشورمان انقلاب داریم؟ اما یک انقلاب مسالمت آمیز بدون سنگرها و بدون توسل به زور، ما می خواستیم که حضرت امام بدانند که در کشور ما روند تجدید و بازسازی ادامه دارد. بازسازی اقتصادی و سیاسی، تجدید ارزیابی های ما و طرز تفکر ما و تجدید نظریاتی که ما قبلاً داشتیم.

آقای گورباچف اشاره می کند که تحولات عظیمی در جهان، اخیراً پدید آمده و فکر می کنیم می شود گفت که ما در آستانة یک نظام جدید اقتصادی و سیاسی قرار داریم. توافق های بسیار مهم به امضا رسیده است یک کلاس از سلاحهای هسته ای از بین می رود.

دورنمای خوبی برای از بین بردن سلاح شیمیایی باز شده است و همینطور دورنمای خوبی برای جلوگیری از تقابل نظامی دولت ها، اما این هدیة امپریالیستها نیست، این ارادة ملتهاست و ارادة زمان است. چارة دیگری وجود ندارد، مسابقة تسلیحاتی و آوردن آن به فضا منجر به فاجعة بشریت خواهد بود. در مناطق مختلف دنیا مناقشات خونین دارند به پایان می رسند.
ما از خاتمه جنگ ایران و عراق با صراحت حسن استقبال می کنیم، برای همکاری با شما جهت استحکام صلح در خاورمیانه و نزدیک و تمامی جهان آمادگی داریم. حضور وسیع نظامی در خلیج فارس مورد نگرانی ما است. منظورم حضور نظامی کشورهای خارج از منطقه است. این پدیده بسیار خطرناک است و باید آن را به اتمام رساند.

ما می خواهیم با موفقیت در امر حل و فصل عادلانة مناقشه افغانستان نیز با شما همکاری خوبی داشته باشیم، بگذاریم که مردم افغانستان سرنوشت خود را خودشان بدون دخالت از خارج تعیین نمایند.

شواردنادزه افزود: یک نکتة دیگر از پیام آقای گورباچف اینکه: ایشان اظهار آمادگی می کنند برای گسترش همکاریهای اقتصادی و همکاری در زمینه هایی که ما قبلاً همکاریهای خوبی داشته بودیم. ما برای برقراری و ادامة تماسها بین انسانها، نمایندگان محافل اجتماعی و روحانیون نیز آمادگی داریم. آنها از این دعوت جنابعالی استفاده خواهند کرد.
در پایان، فرستادة ویژة رهبر شوروی گفت: این بود محتوای اصلی پیام آقای گوباچف. ایشان بهترین آرزوها و سلام خود را به جنابعالی می رسانند و خواهان طول عمر جنابعالی به نفع و سعادت ایران هستند.

در خاتمه امام خمینی فرمودند:

«ان شاء الله سلامت باشند، ولی به ایشان بگویید که من می خواستم جلوی شما یک فضای بزرگتر باز کنم. من می خواستم دریچه ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.»

[حضرت امام از خروج نیروهای شوروی از افغانستان استقبال کردند، و بر حسن همجواری و توسعه مناسبات قوی در ابعاد مختلف در مقابله با شیطنت های غرب و خروج نیروهای بیگانه از خلیج فارس تأکید و آرزو کردند تا مردم شوروی و ایران همیشه در صلح و آرامش زندگی کنند.]

منبع :
مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طباطبایی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نامه تاریخی امام خمینی به میخائیل گورباچف آخرین رئیس جمهور اتحاد جماهیر شوروی

روز یازدهم دی ماه 1367 هجری شمسی، حضرت امام خمینی بنیانگذار پیام مهم و تاریخی خود را خطاب به گورباچف صدر هیأت رئیسه شوروی سابق صادر كردند. نامه تاریخی امام (ره) در شرایطی خطاب به رهبر شوروی سابق نگاشته شده بود كه تحلیلگران سیاسی نظاره گر تجید نظر طلبی و آغاز تحولات دنیای كمونیسم بوده ولی قادر به اظهار نظر در این باره نبودند. رهبركبیر انقلاب اسلامی ایران نه تنها اظهار نظر صریح در باره تحولات جهان كمونیست كرد بلكه فرمود: از این پس كمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد.

متن كامل پیام امام خمینی (ره) به گورباچف به این شرح است:


جناب آقای گورباچف صدر هیأت رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی!

با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی

از آنجا كه پس از روی كار آمدن شما چنین احساس می شود كه جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان خصوصاً در رابطه با مسائل شوروی در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرار گرفته اید و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشأ تحولات و موجب به هم خوردن معادلات فعلی حاكم بر جهان گردد، لازم دیدم نكاتی را یادآور شوم هر چند ممكن است حیطه تفكر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در كنار آن حل پاره ای از مشكلات مردمتان باشد ولی به همین اندازه هم شهامت تجدید نظر در مورد مكتبی كه سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را در حصارهای آهنین زندانی نموده بود، قابل ستایش است و اگر به فراتر از این مقدار فكر می كنید اولین مساله ای كه مطمئناًً باعث موفقیت شما خواهد شد این است سیاست اسلاف خود دایر بر خدا زدایی و دین زدایی از جامعه كه تحقیقا بزرگترین و بالا ترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است، تجدید نظر نمایید و بدانید كه برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست. البته ممكن است از شیوه های ناصحیح و عملكردهای غلط قدرتمندان پیشین كمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید؛ ولی حقیقت جای دیگری است. شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره های كور اقتصادی سوسیالیسم و كمونیسم را با پناه بردن به كانون سرمایه داری غرب حل كنید نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نكرده اید كه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران كنند. چرا كه امروز اگر ماركسیسم در روش های اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است دنیای غرب هم در همین مسائل – البته به شكل دیگر- و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است.


جناب آقای گورباچف! باید به حقیقت رو آورد؛ مشكل اصلی كشور شما مسأله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست، همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشیده و یا خواهد كشید. مشكل اصلی شما مبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبدأ هستی و آفرینش است.


جناب آقای گورباچف!
برای همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید در موزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد، چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست چرا كه مكتبی است مادی و با مادیت نمی توان بشریت را از بحران عدم اعتقاد به معنویت كه اساسی ترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است، به در آورد.

حضرت آقای گورباچف! ممكن است شما اثباتا در بعضی جهات به ماركسیسم پشت نكرده باشید و از این پس هم در مصاحبه ها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنید، ولی خود می دانید كه ثبوتاً این گونه نیست. رهبر چین اولین ضربه را به كمونیسم زد و شما دومین و علی الظاهر آخرین ضربه را بر پیكر آن نواختید. امروز دیگر چیزی با نام كمونیسم در جهان نداریم ولی از شما جداً می خواهم كه در شكستن دیوارهای خیالات ماركسیسم، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا كنید كه آخرین لایه های پوسیده هفتاد سال كژی جهان كمونیسم را از چهره تاریخ و كشور خود بزدایید. امروز دیگردولت های همسو با شما كه دلشان برای وطنشان و مردمشان می طپد، هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منافع زیرزمینی و رو زمینی كشورشان را برای اثبات موفقیت كمونیسم كه صدای شكستن استخوان هایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است، مصرف كنند. آقای گورباچف! وقتی از گلدسته های مساجد بعضی از جمهوری های شما پس از هفتاد سال بانك الله اكبر و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله و سلم به گوش رسید تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی (ص) را از شوق به گریه انداخت؛ لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خود را حس دانسته و چیزی كه محسوس نباشد، از قلمرو علم بیرون می دانند و هستی را همتای ماده دانسته و چیزی را كه ماده ندارد، موجود نمی دانند. ظاهراً جهان غیب مانند وجود خداوند تعالی و وحی و نبوت و قیامت را یكسره افسانه می دانند. در حالی كه معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از حس و عقل می باشد و چیزی كه معقول باشد، داخل در قلمرو علم می باشد گرچه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است و چیزی كه ماده ندارد می تواند موجود باشد و همانطور كه موجود مادی به مجرد استناد دارد، شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است. قرآن مجید اساس تفكر مادی را نقد می كند و به آنان كه بر این پندارند كه خدا نیست وگرنه دیده می شد (لن نومن لك حتی نری الله جهره) می فرماید: (لا تدركه الابصار و هو یدرك الابصار و هو اللطیف الخبیر). از قرآن عزیز و كریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم كه از نظر شما اول بحث است. اصولاً میل نداشتیم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه اسلامی بیندازیم. فقط به یكی دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم می توانند از آن بهره ببرند بسنده می كنیم: این از بدیهیات است كه ماده و جسم هرچه باشد از خود بی خبر است. یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هر طرف آن از طرف دیگرش محجوب است، در صورتی كه به عیان می بینیم كه انسان و حیوان از همه اطراف خود آگاه است؛ می داند كجاست، در محیطش چه می گذرد، در جهان چه غوغایی است.
پس در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است و از عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرند و باقی است. انسان در فطرت خود هر كمالی را بطور مطلق می خواهد و شما خوب می دانید كه انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است. اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست فطرتاً مایل است آن جهان را هم در اختیار داشته باشد.

انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست، فطرتاً مایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد؛ آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم گرچه خود ندانیم. انسان می خواهد به حق مطلق برسد تا فانی در خدا شود. اصولاً اشتیاق به زندگی ابدی در نهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است. اگر جناب عالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق كنید می توانید دستور دهید كه صاحبان این گونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب، در این زمینه ها به نوشته های فارابی و بوعلی سینا (رحمت الله علیهما) در حكمت مشاء مراجعه كنند تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هر گونه شناختی بر آن استوار است، معقول است نه محسوس، و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هرگونه استدلال بر آن تكیه دارد معقول است نه محسوس و نیز به كتاب های سهروردی (رحمت الله علیه) در حكمت اشراق مراجعه نموده و برای جنابعالی مشخص كنند كه جسم هر موجود مادی دیگر، به نور صرف كه منزه از حس می باشد نیازمند است و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است و از اساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدر المتألهین (رضوان الله تعالی علیه و حشرت الله مع النبیین و الصالحین) مراجعه نمایند تا معلوم گردد كه حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی كنم و از كتب عرفا و بخصوص محی الدین بن عربی نام نمی برم كه اگر خواستید از مباحث این بزرگ مرد مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در این گونه مسائل قویاً دست دارند، راهی قم گردانید تا پس از چند سالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر از موی منازل معرفت آگاه گردند كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.

جناب آقای گورباچف!
اكنون بعد از ذكر این مسائل و مقدمات از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص كنید و این نه به خاطر نیاز اسلام و مسلمین به شما، كه به جهت ارزش های والا و جهان شمول اسلام است كه می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملت ها باشد و گره مشكلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممكن است شما را برای همیشه از مساله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و همیشه خود را در سرنوشت آنان شریك می دانیم. با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوری های شوروی، نشان دادید كه دیگر این گونه فكر نمی كنید كه مذهب مخدر جامعه است. راستی مذهبی كه ایران را در مقابل ابر قدرت ها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است؟! آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است؟! آری مذهبی كه وسیله شود تا سرمایه های مادی و معنوی كشورهای اسلامی و غیر اسلامی در اختیار ابر قدرت ها و قدرت ها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد كشد كه دین از سیاست جداست، مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست بلكه مذهبی است كه مردم ما آن را مذهب آمریكایی می نامند. در خاتمه صریحاً اعلام می كنم كه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ ترین و قدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می تواند خلا اعتقادی نظام شما را پر نماید و در هر صورت كشور ما همچون گذشته به حسن همجواری و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می شمارد.

و السلام علی من اتبع الهدی
روح الله الموسوی الخمینی

منبع : صحیفه نور، ج 21، چاپ اول، صص 66 تا 69




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



اظهار نظر یک سیاست مدار و کارگردان ایرانی در مورد آدولف هیتلر و بشار اسد !


http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/c/c1/Behrooz-Afkhami-web.jpg

افخمی : خیلی اسد را دوست دارم / هیتلر و اسد شجاع هستند ...

یک جاهایی موضع آدم مشخص است، بشار یک آدم شجاعی است ...
"بهروز افخمی" کارگردان ایرانی و نماینده اصلاح طلب مجلس ششم در گفتگو با تابناک گفته است:

«من خیلی اسد را دوست دارم ... یعنی یک جاهایی موضع آدم مشخص است، بشار یک آدم شجاعی است، توی موقعیتی که هر رهبر دیگری ممکن بود فرار کند پای از بین رفتن خودش و خانواده اش ایستاد.» خب پس هیتلر هم شجاع بوده ... باید دوستش داشته باشیم ؟

«هیتلر هم شجاع بوده. اگه بخواهیم آن کاری را که دست لارس فون تریه ( کارگردان دانمارکی که زمانی به نفع هیتلر حرف زد و از جشنواره کن اخراج شد ) دادید دست من هم بدهید می گویم آره هیتلر هم شجاع بوده ...

بهروز افخمی ( زاده ۱۳۳۵ - تهران ) کارگردان و فیلم نامه نویس اهل ایران است. او نماینده اصلاح طلب مردم تهران در ششمین دوره مجلس شورای اسلامی نیز بوده است.

لینک کلیپ تصویری :

http://www.parsine.com/fa/news/194770

منبع : پارسینه | Parsine




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اطلاعات ادوارد اسنودن در مورد اثبات رابطه آمریکا، هیتلر و آدم فضایی ها

برخی رسانه های خبری گفته اند؛ کارمند اسبق آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) اطلاعاتی را افشا کرده است که شامل اسناد غیر قابل انکاری مبنی بر تعیین سیاست خارجی و داخلی آمریکا توسط دستور کاری از آدم فضایی ها و یا فرازمینی ها دست کم از سال 1945 می باشد.

به نقل از Whatdoesitmean.com ؛ گزارش بسیار عالی سرویس امنیتی فدرال (FSB) در مورد حدود دو میلیون رازهای امنیتی طبقه بندی شده ی دقیق از وزارت دفاع آمریکا (DOD) که آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) و سرویس امنیتی مرکزی(CSS) را راه اندازی کرده است، بدست آمده است.

این گزارش توسط ادوارد اسنودن، آمریکایی دور از وطن منتشر شده است که شامل اسناد غیر قابل انکاری است که نشان می دهد دستور کار آدم فضایی ها یا فرازمینی ها سیاست داخلی و خارجی آمریکا را دست کم از سال 1945 تعیین می کند.
ادوارد اسنودن یک متخصص کامپوتر است، کارمند اسبق آژانس جاسوسی مرکزی (CIA) و کارمند اسبق (NSA/CSS) و کسی است که این اطلاعات بایگانی شده را در اواخر 2012 برای بسیاری از رسانه ها افشا کرد و پس از معرفی به عنوان تحت تعقیب ترین فرد روی زمین در سال 2013 توسط دولت اوباما پناهندگی موقت روسیه را پذیرفت.

همچنین این گزارش FSB نشان می دهد که اسنودن با ایمیلی با موضوع ” من و بقیه چیزهایی داریم که میتواند مورد توجه شما باشد.؟.؟.؟” با روزنامه نگاران و وبلاگ داران مطرح آمریکایی و نویسنده گلن گرینوالد ارتباط بر قرار کرده بود.
به زبان خود اسنودن این گزارش ادامه خواهد داشت، او دلیل دست یابی و افشای این اطلاعات را تشریح کرد و به او در مورد دو دولت مردی که یکی در انتخابات پیروز شده و دیگری دولت پشت پرده را اداره میکند هشدار داد.

در کنار هشدارهایی که اسنودن و گروهش در مورد سردمدار این دولت مخفی داد، کارشناس FSB در گزارشش از تصدیق آن موضوع در آخر هفته ی گذشته توسط وزیر دفاع سابق کانادایی پل هیلر یعنی کسی که به او توسط سرویس اطلاعاتی روسیه اجازه ی دست یابی به تمام اطلاعات اسنودن داده شد، خبر داد.

اگرچه متن دقیق تشکر وزیر دفاع هیلر از اطلاعات اسنودن در FSB هنوز بایگانیست، اما مدتی بعد از مصاحبه ی الکترونیکی شدیدش با FSB ، به او اجازه ی حضور در برنامه ی روسی جدید SophieCo در دو هفته ی گذشته داده شد.

در آن جا بود که او اقرار کرد که فضایی ها برای هزاران سال است که از سیاره ی ما دیدن می کنند و انواع گوناگون فرازمینی ها مثل قد بلندان سفید پوست که با نیروی هوایی آمریکا در نوادا همکاری می کنند را توصیف کرد.

در بسیاری از افشاگریهای ناگهانی … ، بیشترین نگرانی مراجع قدرت روسیه مربوط می شود به اطلاعات اسنودن در مورد قد بلندان سفید ( که همانطور که گفته شد قبلا توسط وزیر دفاع هیلر افشا شده بود) که اینها همان فرازمینی هایی هستند که در دهه ی 1930 به طور دقیق و عالی آلمان نازی را ایجاد کردند.

در یکی از بیشمار رئوس مطالب این گزارش … نشان داده شده است که با کمک این فضایی ها در اواخر 1930 وقتی که آلمان نازی فقط 75 زیر دریایی داشت، در طول چهار سال جنگ جهانی دوم 1163 زیر دریایی فوق تکلنوژیکی مدرن در کارگاه های کشتی سازی اش ساخت و حتی آنها را بکار برد.

در گزارش آمده است اطلاعات اسنودن همچنین دیدار قد بلندان سفید را با رییس جمهور وقت آمریکا دوایت دی.آیزنهاور را تائید میکند و از آن زمان بود که رژیم مخفی که به طور پیوسته در آمریکا حکم رانی میکند تاسیس شد.
نگران کننده تر، هشدار گزارش FSB در مورد دستور کار قد بلندان سفید پوست است که توسط رژیم مخفی برای حکم رانی مکالمات آمریکا برای کنترل سیستم سرویس الکترونیکی با قصد پنهان کردن هر گونه اطلاعات حقیقی در مورد وجودشان روی زمین بکار می رود. همانطور که در اطلاعات اسنودن آمده است، هدف نهایی آن ها شبیه سازی کلی و حکم رانی به جهان است.

آنچه که برای FSB در مورد تائیدات این گزارش مجهول است، کسانی هستند که هنوز در دولت آمریکا از اسنودن پشتیبانی می کنند، اما کسی که نوشته های کارشناسان اطلاعات روسیه را پیش میکشد اشتباه نمی کند و نشان از تحولی عظیم بر سر قدرت در مقابل این دولت مخفی به سرکردگی اوباما توسط نیروهای ناشناخته در جریان است.
ترسناک ترین موضوع برای سیاست گذاران و سردمداران روسیه شامل قسمتی از این گزارش است که اگر آن ها توسط اوباما با قدبلندان سفید پوست دولت مخفی در بیافتند آنگاه خود را با قدرت های دیگر فرازمینی تطبیق داده اند.

منبع :




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نازی‌ها بعد از جنگ به کجا رفتند؟

هفته گذشته، رسانه‌ها فاش کردند آلوی برنر یکی از نازی ها پس از سال‌ها زندگی در دمشق چهار سال پیش به مرگ طبیعی و در سن ۹۸ سالگی جان باخته است؛ 

او که دست راست آیشمن، ، در دهه ۵۰ میلادی خود را به دمشق رساند و تا زمان مرگش در سال ۲۰۱۰ به عنوان «مشاور» به خانواده اسد کمک می‌کرد. هرچند موساد او را شناسایی و دوبار از طریق ارسال پاکت‌های حاوی مواد منفجره اقدام به ترور وی کرد، در نهایت تنها توانست او را از ناحیه چشم و انگشتان دست زخمی کند.

چرا دمشق؟

پناه گرفتن برنر در دمشق اتفاقی یکه نیست؛ فرانتز استنگل فرمانده کمپ تربلینکا نیز با کمک یک اسقف کاتولیک توانست خود را به دمشق برساند.

بعد از جنگ دوم جهانی و شکست آلمان نازی بسیاری از نازی ها که موفق شدند تا از اروپا و دادگاهی که در نورنبرگِ آلمان برای رسیدگی به جنایات تشکیل شده بود جان به در ببرند. تعداد زیادی از آنها به آمریکای جنوبی –کشورهایی از جمله برزیل، آرژانتین و اوراگوئه – گریختند  و برخی نیز با علم به اینکه اسرائیل  بیش از هر کشور دیگری در پی مجازات آنهاست، درست بیخ گوش دشمن در کشورهای خاورمیانه پناه گرفتند تا به واسطه روابط خصمانه این کشورها با اسرائیل در امان بمانند.

در این میان سوریه تنها نبود؛ به عنوان نمونه برنر پیش از نقل مکان به سوریه تحت نام مستعار دکتر جورج فیشر در مصر و به عنوان تاجر اسلحه فعال بود. آریبرت فردیناند هیم یا «دکتر مرگ» - پزشکی که در یکی از کمپ‌های نازی‌ها یهودیان را سلاخی می کرد- سالها با نام مستعار «طارق فرید حسین» در قاهره زندگی کرد و تنها کمتر از پنج سال پیش بود که فرزندش فاش کرد او در تابستان ۹۲ بر اثر سرطان در مصر جان سپرده است.

حتی گفته می‌شود جمال عبدالناصر، رهبر ناسیونالیست مصر پس از کودتایی که او را به قدرت رساند رئیس سابق گشتاپو در دوسلدورف، یواخیم داوملینگ را که به مصر پناه آورده بود مسئول تشکیل سازمان امنیت حکومت خود کرد. به لیست چهره‌های شاخص نازی که به قاهره گریختند می‌توان نام‌های بسیاری افزود؛ کسانی که به سبب انتقال تجربیات نظامی و امنیتی‌شان به میزبان و همینطور حس مشترک خصومتی که نسبت به یهودیان داشتند، موفق به برقراری روابط دوطرفه پرثمری با برخی کشورهای منطقه شدند.

شاید پذیرش این موضوع دشوار باشد دادگاه مشهور نورنبرگ که در نوامبر ۱۹۴۵ و به تدارک برندگان جنگ تشکیل شد تنها ۲۲ مقام عالیرتبه نازی را محاکمه کرد. در کنار این محکومان که بیشتر آنها به دار آویخته شدند، اکثریتی از افسران و درجه داران با کمک کسانی که هنوز هم نسبت به آلمان نازی احساس همدلی داشتند فراری داده شده و تحت حمایت قرار گرفتند.

معامله پرسود نازی‌ها با آمریکا

تعدادی از این مقامات و همراهان رایش سوم نیز سر از ایالات متحده در آوردند و عجیب اینکه طی هفته‌های اخیر نامشان دوباره به سرخط اخبار راه یافت. مجلس آمریکا اوایل ماه میلادی جاری با تصویب یک لایحه مقرر کرد ازین پس به نازی‌های آلمانی بازمانده از جنگ جهانی دوم مستمری ماهانه خدمات اجتماعی پرداخت نخواهد شد.

این تصمیم دو ماه پس از آن گرفته شد که خبرگزاری آسوشیتد پرس فاش کرد تعداد زیادی ازین افراد نه تنها در پیشگاه قانون حاضر مجازات نشده‌اند، بلکه از سال ۱۹۷۹ تا کنون میلیونها دلار به عنوان مقرری ماهانه از محل مالیات‌های پرداختی توسط شهروندان آمریکایی دریافت کرده‌اند؛ موضوعی که خشم و ناباوری بسیاری را در ایالات متحده برانگیخت و مجلس نمایندگان را ناگزیر به اقدامی فوری کرد.

ظاهرا تعدادی از نازی‌های فراری که به ایالات متحده مهاجرت کردند موفق شدند بی آنکه هویت واقعی خود را فاش کنند اجازه اقامت در این کشور را کسب کنند، زندگی‌های نسبتا آرامی را در پیش بگیرند، مانند شهروندی عادی کار کنند و از خدمات اجتماعی بهره مند شوند.

از آنجا که تشکیل دادگاه و اخراج این افراد از ایالات متحده روندی پردردسر و زمان‌بر محسوب می‌شد، از آنها خواسته شد خاک آمریکا را داوطلبانه ترک کنند و در مقابل کماکان از مستمری ماهانه خدمات اجتماعی برخوردار شوند. با پذیرش این شرط این افراد از ایالات متحده خارج شده و تابعیت این کشور از آنها سلب شد، اما طی سال‌ها با استفاده از پرداختهای ماهیانه سیستم خدمات اجتماعی آمریکا، زندگی های آسوده و مرفهی  در گوشه دیگری از جهان برای خود ساختند. به عنوان نمونه مارتین هارتمان یکی از پرسنل کمپ‌های کشتار نازی ها در سال ۲۰۰۷  و به دنبال توافق ذکر شده از محل زندگیش در آریزونا به برلین رفت و بلافاصله تابعیت آمریکایی‌اش لغو شد تا دولت آلمان ناچار از پذیرش او شود.

آرتور رودلف، یکی از سرشناس‌ترین دانشمندان آلمان نازی نیز پس از جنگ برای استفاده از دانش تکنیکی اش به ایالات متحده منتقل شد اما در سال ۱۹۸۴ به آلمان غربی رفت و سپس خود با حضور در سفارت ایالات متحده تابعیتش را لغو کرد. اعتراض‌های آلمان غربی به آمریکا بی نتیجه ماند و رودلف نیز در آلمان ماندگار شد.

این معامله میان سیستم خدمات اجتماعی ایالات متحده و نازی‌های سابق، به آمریکا این امکان را داد که مدعی شود به نازیها پناه نداده بی آنکه توضیح دهد به چه قیمتی از شر آنها خلاص شده است.

یکی دیگر از نمونه‌های یاد شده در گزارش آسوشیتد پرس  مارتین بارتش، از نگهبانان یکی از کمپ‌ است که در سال ۱۹۸۷، پس از چند دهه زندگی در آمریکا و کار به عنوان سرایدار یک ساختمان؛ به اتریش آمد و دو روز پس از فرود هواپیمایش ناگهان تابعیت آمریکایی‌اش لغو شد. اتریش ناچار شد به وی تابعیت اتریشی بدهد و بارتش نیز تا زمان مرگش در سال ۱۹۸۹ به دریافت مستمری از ایالات متحده ادامه داد.

بنا بر گزارش آسوشیتدپرس، از سال ۱۹۷۹ تاکنون، دست کم ۳۸ نفر از ۶۶ نازی اخراج شده در آمریکا –به واسطه آنچه مسئولان آن را یک «رخنه قانونی» می‌خوانند- به دریافت مقرری ماهیانه خود ادامه داده‌اند، مبلغی که با یک محاسبه سرانگشتی به میلیونها دلار بالغ می‌شود.

عجیب نیست که بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، ژاکوب دنزینگر، یکی از پرسنل کمپ مخوف آشویتس، پس از خروج از آمریکا اکنون در کرواسی و به خرج مالیات‌دهندگان آمریکایی زندگی مرفه و آسوده‌ای دارد.

منبع : رادیو - فردا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 28 آذر 1393 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives

این مستند برگرفته از کتاب ” هیتلر ما ” است که توسط انتشارات نیبلونگن در سال ۱۹۴۰ تهیه شده و توسط حمید رضا نیک بخش به زبان فارسی ترجمه شده است . راوی گری این مستند توسط ساسان عزیزی انجام شده است …

حجم : ۱۲۲ مگابایت
زمان : ۰۰:۰۹:۴۲
فرمت : Mkv 720p

http://s5.picofile.com/file/8158157684/m8f3xwc63wmbeol7r8o.jpg




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


توانا بود هر که دانا بود !؟
لطفا این مطلب را تا انتها بخوانید تا بدانید ما کجا هستیم و چه می کنیم ...
یهودیان سراسر دنیا :
14 میلیون نفر
5.6 میلیون نفر در آمریکا
5.5 میلیون نفر در آسیا
2 میلیون نفر در اروپا
یکصد هزار نفر در آفریقا
جمع کل مسلمانان در جهان :
1.5 میلیارد نفر
1 میلیارد نفر در آسیا و خاور میانه
400 میلیون نفر درآفریقا
44 میلیون نفر در اروپا
5 میلیون نفر در آمریکا
از هر پنج نفر جمعیت روی زمین ، یکی مسلمان است
در مقابل هر یک هندو ، دو مسلمان قراردارد
درمقابل هر پیرو بودا ، دو مسلمان قراردارد
درمقابل هر یهودی ، 107 مسلمان قراردارد
با این همه ، 14 میلیون یهودی از یک میلیارد و نیم مسلمان نیرومند ترند !
فکر کنید چرا ؟
از سناریوهای تحلیل توطئه دست بردارید ؟
این موقعیت را کسی به طور مصنوعی به آنها نداده است . نگویید کار انگلستان است و آمریکا . اگر هم انگلستان و آمریکا از آنان حمایت می کنند بپرسید چرا ؟ مگر آنها چه نفوذی در آمریکا و انگلستان دارند که دولت های آنها مجبور به حمایت هستند . چرا مسلمانان این نفوذ را در این دولتها ندارند ؟ تعداد مسلمانان در این کشورها کمتر از یهودیان نیست !! اما نفوذ مسلمانان مهاجر به آمریکا چرا کمتر از نفوذ یهودیان مهاجر به آمریکاست ؟
نتیجه :
حمایت آمریکا و انگلستان و سایر قدرت ها علت قدرت یهودیان نیست ؛ بلکه معلول قدرت آنان است . هر چند در مراحل بعدی به قدرت بیشتر هم می انجامد .
چرا ؟
ببینیم چرا ؟
به چندین دلیل ، از جمله :
در تاریخ معاصر :
آلبرت انشتین : یهودی
زیگموند فروید : یهودی
کارل مارکس : یهودی
پل ساموئلسون : یهودی
میلتون فردمن : یهودی
در رشته پزشکی :
مخترع سوزن سرنگ ، بنیامن روبن : یهودی
کاشف واکسن فلج اطفال (پولیو) ، یوناس سالک : یهودی
کاشف داروی ضد سرطان خون ، گرترود الیون : یهودی
کاشف در مان یرقان (زردی) ، بروخ بلومبرگ : یهودی
کاشف داروی درمان مرض سفلیس ، پل الریخ : یهودی
کاشف درمان امراض عضلانی ، الیه متچینکوف : یهودی
کاشف درمان غدد ترشحی داخلی ، آنرو شلی : یهودی
شناخت تراپی درمانی ، آرون بک : یهودی
کاشف قرص ضد حاملگی ، جورج پیناکوس : یهودی
شناسائی چشم بشر ، ج. والد : یهودی
شناسائی بچه در شکم مادر ، استانلی کوهن : یهودی
دیالیز قلوه ها ، ویلیم کلوفکام : یهودی
برندگان جوایر نوبل :
در یک صد و پنجاه سال گذشته ، 14 میلیون یهودی 180 جایزه نوبل را دریافت کرده اند در حالی که یک میلیارد و نیم مسلمان تنها 3 جایزه گرفته اند .
اختراعاتی که تاریخ را دگرگون ساخت :
چیپ های کوچک دستگاه های الکترونیکی ، استانلی نزور : یهودی
رآکتور اتمی زنجیره ای ، نئو سزیلند : یهودی
کابل نوری ، پیطر شولتز : یهودی
چراغ های راهنمائی ، چارلز آلدر : یهودی
فولاد ضد زنگ ، بنو اشتراوس : یهودی
فیلم با صدا (ناطق) ، ایزادور کیس : یهودی
میکروفون تلفن ، امیل برلینر : یهودی
دستگاه ضبط تصویر متحرک (ویدئو) ، چارلز جینزبرگ : یهودی
نفوذ بر بازرگانی جهانی :
فرآورده های مارک مشهور "پولو" ، رالف لورن : یهودی
تولیدات نوشیدنی "کوکاکولا" : یهودی
لویس جین ، لوی اشتراوس : یهودی
استار بروک ، هوارد شولتز : یهودی
گوگل ، سرجی برین : یهودی
شرکت كامپیوتری"دل" ، میشل دل : یهودی
دنکی ، دونا کارن : یهودی
باسکینو رابینز ، ایرو رابینز : یهودی
دانکین دونات (نوعی تنقل آمریکائی) ، بیل روزنبرگ : یهودی
و ... .
نفوذ در سیاست بین المللی :
هنری کیسینجر : یهودی
ریچارد لوین ، رئیس دانشگاه یل : یهودی
الن گرینزپن ، رئیس فدرال رزرو آمریکا : یهودی
ژوزف لیبرمن : یهودی
مادلین البرایت ، یهودی
گاسپر واینبرگر ، وزیر دفاع آمریکا : یهودی
ماکزیم لیوینو ، وزیرخارجه شوروی : یهودی
داوید مارشال ، نخست وزیر سنگاپور : یهودی
اسحق اسحق ، استاندار کل استرالیا : یهودی
بنیامین دیزرائلی ، نخست وزیر انگلستان : یهودی
یوگنی پیرماکف ، نخست وزیر روسیه : یهودی
بری گلد واتر ، سیاستمدار آمریکائی : یهودی
جورج سمپائو ، رئیس جمهور پرتقال : یهودی
هرب گری ، معاون نخست وزیر کانادا : یهودی
میشل هوارد ، وزیر کشور انگلستان : یهودی
برونو کریسکی ، صدر اعظم اتریش : یهودی
رابرت روبین ، وزیر خزانه داری آمریکا : یهودی
و ... .
رسانه های گروهیجهانی :
سی ان ان ، ولف بلیتز : یهودی
باربارا والترز از اخبار (آ.ب.ث) : یهودی
اوجین مایر ، واشنگتن پست : یهودی
هنری گرونوالد ، مجله تایم آمریکا : یهودی
کاترین گراهام ، واشنگتن پست : یهودی
ژوزف لیلد ، نیویورک تایمز : یهودی
ماکس فرانکل ، نیویورک تایمز : یهودی
رابرت مرداک ، (صاحب گروه رسانه ای fox) : یهودی
و ... .
موسسات به ظاهر بشر دوستانه ولی برانداز :
جورج سوروس : یهودی
والتر اننبرگ ، یهودی
و ... .
تشکل های صنفی و مذهبی و اجتماعی یهودیان در آمریکا بالغ بر بیش از هفت هزار سازمان و موسسه است .
هر یهودی در چندین NGO و انجمن عضو است و فعالیت می کند .
هر مسلمان در چند تا انجمن و NGO عضو است ؟
دانش آموزان یهودی از همان ابتدا در مدارس خود کارکردن گروهی با هم را می آموزند ، نه رقابت درسی بی ثمر و حسادت به هم را !.
نتیجه :
نه ما و نه رهبرانمان کارکردن با هم را نیازموده ایم ، بلکه هر روزه درس های جدیدی از تکنیک های حذف همدیگر را می آموزیم !.
چرا یهودیان نیرو مندند و مسلمانان ضعیف ؟
دلیلش این است که ما رقیب اصلی را فراموش کرده ایم و در خودمان به دنبال رقیب می گردیم .
دلیلش این است که ما استعداد دانش آموختن را وانهاده ایم .
در سراسر جهان اسلام مشتمل بر 57 کشور ، تنها 500 دانشگاه موجود است .
در حالی که تنها در آمریکا 5758 دانشگاه به راه است .
در هندوستان ، 8407 دانشگاه موجود است .
حتی یک دانشگاه از میان کشور های اسلامی در زمره 500 دانشگاه اول جهانی جای ندارد .
سواد در دنیای مسیحیت 90% است .
سواد در جهان اسلام 40% است.
در پانزده کشور مسیحی مذهب ، درصد سواد 100درصد است .
درکشورهای مسلمان حتی 1 درصد هم نیست .
درکشورهای مسیحی 98 درصد دوره دبیرستان را تمام کرده اند .
درکشورهای اسلامی این رقم 50 درصد است .
40 درصد از مردم کشور های مسیحی دانشگاه را تمام کرده اند .
در کشورهای مسلمان این رقم تنها 2 درصد است .
درکشورهای مسلمان برای هریک میلیون مسلمان تنها 230 عالم و دانشمند وجود دارد .
در آمریکا این رقم 5000 است .
در آمریکا برای هر یک میلیون نفر 1000 تکنیسین موجود است .
در سراسر جهان عرب فقط 50 نفر تكنسین برای هر یک ملیون نفر موجود است .
دنیای اسلام فقط 0.02 درصد از درآمد ملی را برای تفحص و توسعه هزینه می کنند .
درکشورهای مسیحی این رقم 5 درصد از درآمد ملی است .
نتیجه :
وضعیت کنونی دنیای اسلام استعداد دانش پروری ندارد . مرحله دیگر آزمایش دانش ، کاربرد آن است . در پاکستان برای هر 1000 نفر 23 روزنامه موجود است . درسنگاپور این رقم 460 برای هر 1000 نفر است .
در انگلستان 2000 کتاب مختلف برای یک میلیون نفر هر سال چاپ می شود . در مصر این رقم تنها 17 جلد است .
عاقبت :
دنیای اسلام در دانش پژوهی شکست خورده است . آزمایش کاربرد دانش راه دیگری بر عدم دانش پژوهی مسلمانان است .
صادرات صنعتی پاکستان فقط 0.9 درصد کل صادرات آن کشور است . در عربستان سعودی 0.2 درصد است . در کویت و مراکش و الجزایر 0.3 درصد است . درحالی که سنگاپور به تنهائی 68% صادرات صنعتی دارد .
نتیجتا :
جهان کنونی اسلام استعداد بهره گیری از دانش را فاقد است .
به چه نتیجه ای می رسیم ؟
کنکاش لازم نیست چون ارقام و شواهد فریاد می کشند ، لکن ما گوشمان را بسته ایم .
نصیحت :
خود و فرزندانتان دانش بیاموزید ، میانبر وجود ندارد . به هیچ وجه نگذارید فرزندانتان از دانش آموزی منحرف گردند . و به خاطر خدا ، از نفوذ خود برای بدست آوردن نمره بیشتر برای فرزندان خود اجتناب کنید . به آنها کارگروهی بیاموزید . جلو زدن از هم و دیگران را پشت سرگذاشتن را به آنها نیاموزید . دست هم گرفتن و با هم جلو رفتن را بیاموزید . اگر موفق نشوند آنها را یاری کنید تا موفق شوند . واگر اکنون نمی توانند موفق شوند پس هرگز موفق نخواهند شد .
تنها چیزی که لازم داریم ، شناخت خودمان است . پیروزی ما بسته به دانش و خلاقیت و سوادآموزی و قدرت کار گروهی ماست و بس .
كِی باید بیدار شویم !؟




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دانلود مجموعه انیمیشن های هولوکارتون
 ساخنه شده از کاریکاتورهای مازیار بیژنی درباره افسانه هولوکاست

وبگاه طنز “هولوکارتون“ که با پشتیبانی زبان‏های فارسی، انگلیسی و عربی راه‏اندازی شد، بر اساس کاریکاتورهای مازیار بیژنی و متن طنز نوشته دکتر برزو بیطرف تدوین و منتشر شده و روی اینترنت قرار گرفته است. این سایت به رغم گذشت کمتر از دو روز از راه اندازی، حدود ۱۰۴هزار بازدید داشته است که در نوع خود، کم نظیر به شمار می آید.

کتاب “هولوکاست” که به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی ارائه شده روایتی است داستانی و البته طنز از سرگذشت قوم بنی‏اسرائیل یا همان “صهیونیست“ها، از قبل از هولوکاست تا بعد از هولوکاست. متن “دکتر برزو بیطرف” در کنار کاریکاتورهای “مازیار بیژنی” ماجرا را روایت می‏کند. در این کتاب تلاش شده است تا دروغ آشکار “کشته شدن برنامه‏ریزی شده شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم”، موسوم به “هولوکاست” به نقد کشیده شود.

مجموعه انیمیشن ساخته شده بر اساس کاریکاتورهای مازیار بیژنی با موضوع هولوکاست که در حال حاضر شامل ۱۰ انیمیشن حدودا یک دقیقه ای است در مبین مدیا با لینک مستقیم قابل دانلود می باشد.

انیمیشن هولوکارتون / ساخنه شده از کاریکاتورهای مازیار بیژنی درباره افسانه هولوکاست / لینک مستقیم دانلود

تعداد انیمیشن ها: ۱۰ قسمت

مدت زمان: هر قسمت کمتر از ۲ دقیقه

کاریکاتوریست: مازیار بیژنی

تهیه کننده: پویا مسعود

روزنامه صهیونیستی “هاآرتص” نیز با اشاره به راه اندازی این وبگاه، نوشت: هولوکارتون نشان می دهد که قتل عام شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم، یک دروغ محض است. هاآرتص نوشت: هولوکارتون با هدف تضعیف ابعاد ماجرای تاریخی! قتل عام یهودیان در جنگ جهانی دوم راه اندازی شده و در ابتدای آن آمده است: این اثر به همۀ کسانی که بهانه هولوکاست کشته شدند تقدیم می‏شود. هاآرتص در ادامه آورده است: «راه اندازی یک وبگاه به انکار هولوکاست از سوی ایران، آخرین تیر ترکش این کشور برای انکار واقعیت(!) هولوکاست و تأثیرگذاری بر افرادی است که از تاریخ بی اطلاع هستند.»

این روزنامه صهیونیستی در ادامه با ابراز خشم از را ه اندازی این وبگاه این گونه می نویسد: «رویکرد منفی و تمسخرآمیز این وبگاه ترکیبی از انکار هولوکاست و تحریف ان آست که بیانگر بی اعتنایی ایرانیان به واقعیت حقیقی “هولوکاست“، “یهودیان” و “اسرائیل” است. این روزنامه می افزاید: پس از وقوع انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹، ایران از شناسایی اسرائیل به عنوان یک کشور مستقل خودداری کرده و حتی به جای استفاده از واژه “اسرائیل” یا حتی “دولت یهود” از عنوان “رژیم صهیونیستی” استفاده می کند.

روزنامه صهیونیستی هاآرتص می نویسد: جنجال ها پس از آن اوج گرفت که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران در سال ۲۰۰۵ در سخنانی ضدصهیونیستی، هولوکاست را یک افسانه خواند و در ماه دسامبر سال ۲۰۰۶ با برپایی کنفرانسی در تهران که شامل چهره های سرشناس ضدصهیونیستی و نئونازیست ها بود، به میزبانی این اندیشه پرداخت. این نشریه صهیونیستی در ادامه با زدن نعل وارونه و مقایسه یک حقیقت بزرگ تاریخی با عنوان بعثت پیامبر اسلام(ص) و افسانه ای دروغین به نام هولوکاست می نویسد: باور احمدی نژاد و دیگر مقامات ایرانی به افسانه بودن هولوکاست در حالی است که ایران به انتشار کاریکاتورهای توهین آمیز از پیامبر اسلام، محمد[ص] و تحریک احساسات بیش از یک میلیارد مسلمان ناراحت است و این در حالی است که جهان غرب به این کاریکاتورها به چشم یک نگاه تاریخی در چارچوب آزادی مطبوعات می نگرد.

روزنامه صهیونیستی “اورشلیم پست” نیز با ابراز نگرانی از راه اندازی وبگاهی که هولوکاست را یک دروغ بزرگ معرفی می کند، نوشت: این کتاب از سوی یک مؤسسه فرهنگی غیردولتی ایران راه اندازی شده و در آن، علامت ستاره داوود با آیکون های شبیه صلیب شکسته تلفیق شده است. این روزنامه صهیونیستی می افزاید: تمام صفحات این کتاب، شامل متن ها و کارتون های توهین آمیز، زشت، جنجالی و ضدصهیونیستی است.

روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت هم با بازنشر گزارش خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس درباره راه اندازی وبگاه هولوکارتون، نوشت: این وبگاه تازه ایرانی، با بهره گیری از کاریکاتورهای متعدد ضدصهیونیستی، به انکار و تمسخر و تحریک خشم اسرائیلی ها پرداخته است که شامل کاریکاتورهایی درباره بینی دراز صهیونیست ها به علت دروغ پردازی درباره هولوکاست، محکومیت بنای یادبود و موزه هولوکاست، دروغ بودن نسل کشی شش میلیون یهودی در کوره های آدم سوزی و… است.
چند سایت و وبلاگ صهیونیستی دیگر نیز به بررسی راه اندازی هولوکارتون و پیامدهای آن پرداخته اند.

بخش تصویری

.::. دانلود با کیفیت بالا .::.

(فرمت: MP4 – ابعاد تصویر: ۴۵۰*۶۳۰)

(حجم کل:۵۷ MB )

لینک اصلی | لینک کمکی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در باب هولوکاست



این روزها می خواهند همه چیز را تغییر بدهند؛ حتی اصول..به بهانه ی تعامل و تعادل؛ تمامی ارزش ها را ضد ارزش جلوه دهند. کار به جایی رسیده است که برای واضحات و اصول هم باید جریان اثبات را راه اندازی نمود.
هلوکاست که پاشنه ی آشیل رژیم صهیونیستی است به چه دلیل مورد تشکیک قرار می گیرد؟ آن هم از طرف ارشدترین مقامات امور خارجی. آیا نامی جز خیانت و یا حماقت بر آن می توان نهاد؟

نظرات حضرت امام خامنه ای را در این زمینه مرور می کنیم؛ باشد که جان های خفته را بیدار سازد....

در یک کشورى کسى به افسانه ى هولوکاست اعتراض میکند، میگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى اندازند، محکومش میکنند که چرا یک حادثه ى پندارىِ تاریخى را انکار میکنى! حالا گیرم پندارى هم نباشد - واقعى باشد - خیلى خوب، انکار یک حادثه ى واقعىِ تاریخى مگر جرم است؟ اگر براى کسى روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یا حتّى در آن تردید کرد، او را بیندازند زندان! الان در کشورهاى مدعى تمدن در اروپا قضیه این است: اگر کسى اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه ها محکومش میکنند؛ آن وقت به پیغمبر اعظم، به این انسان برجسته ى همه ى تاریخ، صریحاً اهانت میکنند، مقدسات یک میلیارد و نیم مسلمان را مورد توهین قرار میدهند، کسى حق ندارد به این اعتراض کند که چرا شما این کار را کردید! ببینید این چه چهارچوبهاى غلط و مفتضحى است. چهارچوب آنها این است. اگر کسى در آنجا با حجاب ظاهر بشود - در دانشگاه یا در محیط کار - مجرم است! این چهارچوب است دیگر، منتها چهارچوبهاى غلط و معوج، برخلاف فطرت انسان، برخلاف فهم درست انسان. چهارچوبهاى ما چهارچوبهاى الهى است: ما با فساد مخالفیم، با فحشا مخالفیم، با انواع و اقسام انحرافات بشرى مخالفیم، برابر آنچه که شریعت و دین به ما مى آموزد. ما معتقدیم بایستى در مقابل این انحرافها ایستاد، راه هاى زندگى را باید از اسلام و قرآن و الهام الهى و وحى الهى گرفت. این چهارچوب ماست. این شد مردم سالارى دینى. این الگوى ماست.

دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى

دانلود کلیپ صوتی این بیانات :
شاید امسال به عاشورا نکشد...
خیال حـــــــــرم راحــــــــــــــــت ،
همین روزهاست که یهودیان را دست بسته در شامات بگردانیم..




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هولوکاست ؛ مرغ تخم طلای صهیونیست ها

کارکرد هولوکاست به جهات سیاسی و فرهنگی شبیه سازی شده ای این چنین است ، با این تفاوت اساسی که هولوکاست آن گونه که یهودیان صهیونیستی چون اسپیلبرگ در فیلم «فهرست شیندلر» روایت می کند ، یکسره دروغین و تحریف شده است.
صهیونیسم جهانی برای تثبیت هولوکاست ، اهمیت سیاسی فوق العاده ای قائل است و دقیقا از همین رو تنها نویسندگانی برنده نوبل می شوند که اراداتی خالصانه و صادقانه نسبت به صهیونیسم و ماجرای دروغین قتل عام 6میلیون یهودی ابراز داشته باشند. جایزه ادبی نوبل 2002میلادی ، به یک یهودی مجارستانی به نام «ایمر کرتس» داده شد. در خبرها آمده بود ، کرتس در آثارش به ارائه بازتابی از واقعیت یهودکشی نازیسم پرداخته است.
همچنین نکته دیگری که توجه نگارنده را به خود جلب کرد، حضور «الی ویزل» عنصر فعال فرهنگی و سیاسی صهیونیسم ، در مراسم اهدای جایزه ادبی نوبل 2002 بود. کرتس جایزه خود را از دست ویزل دریافت کرد. می دانیم که در دوران معاصر جوایز مشهور جهانی نظیر نوبل (در بخشهای گوناگونش) ، عمدتا با اهداف سیاسی نثار برگزیدگانی شده است که در جهت سیاستگذاری های کلان استکبار به نقش آفرینی پرداخته اند. به عنوان مثال درک والکوت ، برنده نوبل ادبیات 1992 میلادی کشتار یهودیان را در جریان جنگ جهانی دوم ، مهمترین حادثه قرن بیستم می داند و می گوید: «به نظر می رسد که از این واقعه درس لازم را نگرفته ایم ، چون برخی مواقع می کوشیم آن را انکار کنیم». در اینجا می خواهیم اندکی به زمینه های سیاسی مطرح شدن کرتس بپردازیم.
گفتنی است که این نویسنده مجارستانی در کشور خویش هم چندان مطرح نیست و برای خوانندگان انگلیسی زبان نیز نام شناخته شده ای نیست.
پس چرا ناگهان و یکشبه چنین فردی مطرح و آثارش ترویج می شود؟ برای آشنایی بیشتر با ماجرای انتخاب چهره ای چون کرتس باید دو مجارستانی دیگر را نیز بشناسیم : یکی «لوئیس مارشالکو» و دیگری «ویزل». اولی نویسنده ای است که مخالفت با «هولوکاست» و افشای دسیسه های یهودیان سلطه جو او را در لابه لای پرده های گمنامی پوشانده و دیگری روزنامه نگار و داستان نویسی است که توان خود را صرف تبلیغ و ترویج دروغ هولوکاست کرده و از این راه به شهرت ، ثروت و اقتدار فراوانی دست یافته است.

اول: مارشالکو
لوئیس مارشالکو ، نویسنده و محققی است علی القاعده مجارستانی و قطعا مسیحی.
مارشالکو در سال 1958 میلادی به زبان مجاری کتابی نوشته که به انگلیسی ترجمه و توسط «باشگاه کتاب مسیحی» در اروپا منتشر شده است.
در ترجمه فارسی این کتاب «فاتحین جهانی (جنایتکاران حقیقی جنگ)» ، به نکاتی بس خواندنی برمی خوریم که به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم :


1- تمدن جدید از لحاظ سیاسی تحت حکومت و اداره ، و از لحاظ اقتصادی در کنترل افرادی است که در مناصب کلیدی قرار دارند. امروزه میزان نفوذ و تاثیر کسانی که در این پستهای حساس و کلیدی هستند یقینا از فرمان روسای دولت کشورها و یا مصوبات و قطعنامه های پارلمان های مختلف بیشتر است.
یهودیان از دیر باز خوب می دانستند که چگونه این مناصب کلیدی را حفظ کنند و در اشغال خود نگه دارند و نیز این که چگونه از آنها استفاده کنند تا بتوانند قدرت سیاسی را در قبضه خویش درآورند و یا این که از پشت صحنه بر مقدرات کشورها حکومت رانند.» مارشالکو در ادامه به ارائه آماری از اوضاع اقتصادی امریکا در آغاز جنگ جهانی دوم می پردازد و می گوید: تعداد 440 خانواده از ثروتمندترین خانواده های امریکایی که یهودی نیستند جمعا مبلغ 25میلیارد دلار ثروت دارند ؛ در حالی که یک مشت یهودی امریکایی دارای ثروتی معادل 500میلیارد دلارند.


2- اکثر قوم یهود از کشته های خویش در جنگ جهانی دوم به سوئاستفاده سیاسی و مالی پرداختند؛ «تجارت خوبی به راه انداختند و از آنها در جهت خدمت به هدف سلطه جهانی خویش بهره برداری کردند.» مارشالکو در ادامه به یک بررسی جالب دست می زند و بر مبنای شواهد متعدد آماری نشان می دهد: این پیشفرض که تلفات یهودیان بین 5تا 6میلیون نفر بوده است کاملا مهمل و بی اساس است.
حداکثر تعداد قربانیان قابل تصور از مرز یک تا یک و نیم میلیون نفر تجاوز نخواهد کرد؛ چرا که اصلا بیش از این تعداد یهودی در دسترس هیتلر یا هیملر نبوده است.
از این رو می توانیم منطقا فرض کنیم که تعداد واقعی تلفات به مراتب کمتر از این ارقام بوده است». مارشالکو می افزاید:«[در بالاترین سطح ممکن ، تعداد یهودیان جان باخته را نمی توان بیش از 500تا 600هزار نفر دانست.
اما در مقایسه با این ، ملل مسیحی تلفات به مراتب بیشتری را متحمل شدند]. اجازه دهید ملت کوچک مجارستان را در نظر آوریم که کل جمعیت آن شاید از تعداد یهودیان امروز بیشتر نباشد. تعداد قربانیان جنگ مجارستان ، چه آنهایی که در بمباران های هوایی مرده بودند و یا این که در اردوگاه های مرگ سیبری از گرسنگی جان باخته اند و یا یخ زده باشند، حداقل به رقم یک میلیون نفر می رسید». چرچیل گفته است که «دو جور دروغ داریم : یکی دروغ های بی شرمانه و یکی هم ارائه آمار و ارقام » اما این دروغ های یهودیان ، آن هر دو نوع را شامل می شود. این دروغ ها برای یهودیان اهل سلطه ، منافع فراوان مالی و سیاسی به همراه داشته است : به لحاظ مالی صهیونیست ها تاکنون میلیاردها دلار به عنوان غرامت از کشورهای اروپایی دریافت کرده اند و از نظر سیاسی نیز درباره مظلومیت اسرائیل و صهیونیست ها تبلیغات بسیاری کرده اند.


3- مارشالکو درباره اتاقهای گاز و کوره های آدم سوزی هم اسناد جالبی ارائه می کند. از جمله این اسناد مقاله ای از «شم» روزنامه زیرزمینی ناسیونالیست های یهودی فرانسه است که در 8ژوئیه 1944 درباره وضعیت 9 اردوگاه از اردوگاه های نگهداری و توقیف یهودیان در آلمان توضیح می دهد. در این گزارش ، حتی یک کلمه هم بحثی از قلع و قمع یهودیان یا سوئرفتار با آنان نیست.


در این گزارش همچنین هیچ حرفی از اتاقهای گاز، اردوگاه های مرگ و یا بچه کشی به میان نمی آید. درست در نقطه مقابل آن ، گزارش شم می گوید که [بچه های 2 تا 5 ساله را به کودکستان های مختلف برلین می فرستادند تا از کمکهای ویژه ای برخوردار شوند]. مارشالکو توضیح می دهد که چگونه زیر نظر یهودیان در پایان سال 1945 میلادی ، اردوگاهی چون «داخو» مورد تخریب و بازسازی هدف دار قرار گرفت.
او می نویسد: «قبل از هر چیز منظره زیبای سرسبز و بستان گونه اردوگاه باید به کلی تخریب می شد؛ چون برای سینماروهای امریکایی پذیرش این امر که یهودیان را در دل باغ و بستان و بستری از گل و گیاه شکنجه می کردند، کار مشکلی بود ، بویژه وقتی آنها را به سینماها کشانده بودند تا صحنه های مخوف و ترسناک (اردوگاه ها) را نشانشان دهند. از این رو به کارگران جدید اردوگاه دستور دادند مثلا یک گودال خون که لوله ای از آن به خارج می رفت بسازند تا طوری به نظر آید که از این گودال ، خون یهودیان از طریق آن لوله تخلیه می شده است.
محوطه استحمام زندانی ها ، اتاق رخت کنی آنها و محوطه های ورودی ، تماما باید بازسازی می شدند تا به صورتی درآیند که به کوره آدم سوزی ای که یهودیان ادعا می کردند ، شبیه باشند».
صهیونیسم جهانی برای تثبیت هولوکاست ، اهمیت سیاسی فوق العاده ای قائل است و دقیقا از همین رو تنها نویسندگانی برنده نوبل می شوند که اراداتی خالصانه و صادقانه نسبت به صهیونیسم و ماجرای دروغین قتل عام 6میلیون یهودی ابراز داشته باشند.
نگارنده در بخش دوم و پایانی ضمن بررسی بیشتر این موضوع خاطر نشان می سازد که تصور سوزاندن حتی 6میلیون موش هم در گودال هایی از این دست به حد کافی غیرواقعی و خنده آور است چه رسد به آدمی ! این بخش را می خوانید:

دوم: الی ویزل
الی ویزل در سال 1928 میلادی در مجارستان دیده به جهان گشود 11ساله بود که جنگ جهانی دوم (1939 - 45 میلادی) آغاز شد. ویزل پس از جنگ به فرانسه کوچید و در دنیای رسانه های صهیونیستی فرانسه به روزنامه نگاری مشغول شد و آثار متعددی نوشت.
تا پنج ، شش سال پیش ، از او حدود 30جلد کتاب منتشر شده بود. ویزل بعدا به امریکا رفت و در سال 1986 در 58 سالگی به پاداش تلاشهای فرهنگی اش در تایید و تثبیت صهیونیسم جهانی ، انتخاب و برنده جایزه صلح نوبل شد. دلیل گزینش او را باید در این عبارت گویا و روشن جستجو کرد: «این برنده نوبل که پیش از هر چیز، خود را حافظ خاطره نسل کشی یهودیان می دانست ، همواره بر آن بود تا با استناد به این فاجعه تعهد خود را نسبت به تمامی ملل قتل عام شده تعمیم دهد». این عبارت بدان معناست که هر کجا سخن از قتل عام ملتی رود و ویزل قصد محکوم کردن جنایت مذکور را داشته باشد، به شیوه ای عمل خواهد کرد تا آنچه را خاطره نسل کشی یهودیان می نامد در یادها زنده و تازه شود! ویزل اگر از سارایوو و ماجرای وحشتناک بوسنی حرفی بزند در درجه نخست برای آن است که این موضوع شاید اندکی تنها اندکی ! به قتل عام مورد نظر او از یهودیان در جنگ جهانی دوم شباهت دارد. یعنی ویزل از بوسنی به گونه ای حمایت می کند که همگان دریابند به دلیل مشابهت با به اصطلاح قتل عام یهودیان است که باید فاجعه بوسنی محکوم شود!. الی ویزل درباره هولوکاست می نویسد: «چون این حادثه منحصر به فرد است نمی توان آن را در چارچوب تاریخ درک کرد. این مساله فراتاریخی است ، بلکه تخریب تاریخ است و به دلیل قرار گرفتن در این سطح بی مانندی ، نمی توان آن را با هیچ حادثه دیگری مقایسه کرد. مقایسه ای این چنین در واقع خیانتی به تاریخ یهودیت است». برای ویزل ، این یهودی مجارستانی الاصل وقایعی چون کشتار فجیع ارامنه در جنگ جهانی اول و بمباران دهشتناک اتمی هیروشیما در جنگ جهانی دوم و دهها واقعه مشابه ، چندان مهم نیست ؛ اگر پای اهمیت به اصطلاح قتل عام یهودیان در میان باشد!.
ویزل رمانی دارد به نام «شب» که زندگی یهودیان مجارستانی را در اواخر جنگ جهانی دوم به تصویر کشیده و در این قصه کوشیده تا ماجرای جعلی کوره های آدم سوزی را به عنوان یک واقعیت به خوانندگان خود بباوراند. ویزل در زمان نوشتن رمان «شب» نویسنده ای نوخاسته و جوان بوده و ناخواسته آنچه در توصیف کوره های آدم سوزی گفته است بیشتر مضحک می نماید تا ترسناک ! جالبتر این که ویزل در رمان خود گویا فراموش کرده که در اردوگاه های یهودیان به زعم صهیونیست های تحریفگر و افسانه پرداز، اتاقهای گاز نیز وجود داشته است.
در نتیجه در این رمان که بیش از دو سوم حجم آن در اردوگاه ها می گذرد از وصف کشتن یهودیان در اتاقهای گاز خبری نیست ! در اردوگاه های آشویتسی که ویزل توصیف می کند ، در دو نوع گودال ، یهودی ها را زنده زنده می سوزانده اند: یکی ویژه خردسالان و دیگری مخصوص بزرگسالان ! در جایی از «شب» ویزل می گوید: «در فاصله ای نه چندان دور از ما شعله هایی بس بلند از گودالی به هوا برمی خاست.
چیزی را می سوزاندند ، واگنی به گودال نزدیک شد و محموله اش را خالی کرد کودکان خردسال.
بچه ها! بله ، به نظرم دیدمشان ، با همین دو چشم خودم کودکان را در میان شعله های آتش دیدم (آیا تعجب آور است که تا مدتها نتوانستم بخوابم ؟ خواب از چشمانم گریخته بود). خب پس می خواستند ما را به چنین جایی ببرند آن سوتر ، گودال بزرگتری بود ویژه بزرگسالان تصور سوزاندن حتی 6میلیون موش هم در گودال هایی از این دست به حد کافی غیرواقعی و خنده آور است.
چه رسد به آدمی! ویزل از این سخنان بامزه بازهم دارد که اینجا در پی نقدشان نیستیم.
آنچه درباره ویزل گفتیم نباید باعث شود تا نقش او را در صحنه تبلیغات فرهنگی به نفع یهودیان کوچک ببینیم.
بسیاری از برندگان نوبل خود را نماینده روشنفکران جهان و از آن بالاتر سخنگوی بشریت می دانند ویزل از این دسته است.
آنان عملا با تقدس زدایی از تصویر روحانیان مذاهب گوناگون در اذهان عمومی ، با قضاوت درباره خیر و شر و با تکیه بر فعالیت بین المللی ، به روش خاص خود در مسائل سیاسی جهان به نحوی سازماندهی شده و در نهایت به نفع قدرتهای بزرگ دخالت می کنند. بانی «اولین همایش جهانی» برندگان نوبل ، ویزل بود به درخواست ویزل ، فرانسوا میتران ، رئیس جمهور فرانسه تمامی برندگان نوبل را به پاریس دعوت کرد. 75نفر از آنها به نمایندگی از 14کشور دعوت به شرکت در این همایش را پذیرفتند که پشت درهای بسته در تاریخ 18 تا 20 ژانویه 1988 برگزار شد. ویزل کسی است که حضور رونالد ریگان ، رئیس جمهور وقت امریکا را در گورستان بیتبورگ - محل دفن نازیها - تاب نیاورد و در تلویزیون این کشور وی را صریحا مورد استیضاح قرار داد. ویزل ، این صهیونیست متعصب ، کسی است که با ادعای دوستی ، با میتران سوسیالیست به اسم مصاحبه ، با او به گفتگو می نشیند؛ ولی در عمل به محاکمه او می پردازد! گویی ویزل از میزان سرسپردگی میتران نسبت به اسرائیل راضی نیست و بیش از آنچه انجام شده طلب می کند! در این مصاحبه ، درست پس از آن که میتران - با سوابق بسیار روشنش در دفاع از اسرائیل و یهودیان - به عنوان یک دولتمرد سیاسی ، محتاطانه می گوید: «من فکر می کنم که در مورد کرانه باختری رود اردن ، فلسطینی ها حق دارند در مجموعه ای ملی زندگی کنند» ؛ ویزل سوالاتی گزنده را درباره شایعه همکاری و ارتباط غیرمستقیم میتران با نازی ها در دوران جنگ جهانی دوم مطرح می کند که کاملا نیشدار و برخورنده است.
گویی مجازات هر دولتمرد غربی که کمترین حقوقی برای فلسطینیان قائل باشد ، رسوا شدن توسط رسانه هاست.
میتران به پرسشهای او پاسخ می دهد ، ولی پیش از آن به ویزل می گوید: «به شما پاسخ می گویم ، چون پرسشگر ، شما هستید وگرنه به افرادی که کسی نمی داند به چه دلیل خود را در مسند قضاوت قرار می دهند؛ هیچ حسابی برای پس دادن ندارم». همین جمله اخیر کافی است تا به میزان اقتدار ویزل در صحنه های جهانی پی ببریم.
بی شک اعطای این اقتدار کم نظیر به ویزل با ابراز ارادت عجیب او به اسرائیل مربوط است.
ویزل خود را با اسرائیل یکی می داند و درباره کینه غیریهودیان به یهودیان می گوید: «به دلیل جایگاه ما و جایگاهی که اسرائیل در قلب زندگی و حیات ما دارد ، دشمنان ما همواره به دنبال از بین بردن ما و اسرائیل هستند.» ماجرای هولوکاست و قتل عام یهودیان در دوران جنگ جهانی دوم ، تنها یک بحث تاریخی صرف نیست.
صهیونیست ها با طرح دعاوی حقوقی علیه کشورهای آلمان ، اتریش ، لهستان ، سوئیس و هر کجای دیگر که توانسته اند ، تاکنون میلیاردها دلار به جیب زده اند. نورمن فینکلشتاین استاد دانشگاه نیویورک که خود یهودی است ، کتابی خواندنی درباره این موضوع نوشته و نام آن را «تجارت هولوکاست» گذاشته است.
اینک به برخی از آنچه یهودیان صهیونیست و «کنگره جهانی یهود» در دعاوی حقوقی مطرح کرده اند ، گذرا اشاره می کنیم :
- 32میلیارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروکه در بانکهای سوئیس.
- 10میلیارد دلار مربوط به اموال یهودیان بی وارث در بانکهای اتریش. - دهها میلیارد دلار مربوط به ارزش زمینهایی که ادعا می شود، پیشتر در مالکیت یهودیان لهستان بوده است.
همچنین مدیر کل کنگره جهانی یهود چندی پیش اعلام کرد: 50درصد از آثار هنری موجود در ایالات متحده از یهودیان به سرقت رفته است.
هولوکاست امروزه به باب درآمدی بسیار قوی و «مرغ تخم طلایی» برای سازمان های یهودی تبدیل شده و سودهای هنگفتی را برایشان به ارمغان می آورد. به نحوی که طبق گفته رئیس کنگره جهانی یهود ، بودجه این کنگره هم اکنون 7میلیارد دلار است.
طبق تعبیر فینکلشتاین ، هولوکاست ، مبدل به بزرگترین دزد تاریخ بشریت شده است.
فینکلشتاین ، الی ویزل این پشتیبان فرهنگی اخاذی های بی سابقه یهودیان صهیونیست را «یک مبالغه گر و دروغ پرداز» توصیف می کند. از دیگر سو ، الی ویزل در مصاحبه ای با روزنامه دیلی تلگراف اعلام کرده است : «فینکلشتاین از اسرائیل متنفر است و با تضعیف مساله هولوکاست ، در واقع به دنبال تضعیف اسرائیل است». ژاک لانزمن ، رمان نویس مشهور فرانسوی که یهودی و صهیونیست است ، با صراحت تمام در سال 1994 میلادی ضمن مصاحبه ای گفت :

«راست است که یهودیان میهن خود را به لطف مردگانشان به دست آوردند. اسرائیل قبل از هر چیز، کشور 6میلیون نفری است که نازیها مبدل به دود کردند. در پشت سر هر اسرائیلی زنده ، دست کم 2 اسرائیلی مرده وجود داشته تا به او کمک کند که بتواند در برابر تمامی دنیا مقاومت کند. شکر خدا فلسطینی ها هنوز به اینجا نرسیده اند. اگر شمار فلسطینیانی را که در طول انتفاضه از پای درآمده اند ، جمع بزنیم ، هرگز بیش از 3 یا 4 هواپیمای 747 پر نمی شود. در حقیقت روسای فلسطینیان ، دنیا را برای 3 یا 4 سقوط هواپیما به شورش درآورده اند». 


منبع: www.yahood.net





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنان آدولف هیتلر در مورد یهودیان
 
"یهودی موجودی خودخواه - سهل انگار و خائن به کشور و خانواده خودش است. اگر روزی کشوری را صاحب شوند یا ان را مال خود بدانند این کشور را وسیله خرابکاری جای دیگر قرار می دهدند ."

" یهودی کسی نیست که اشتی پذیر باشد باید همه را نابود ساخت "

" مذهب برای آنها ( یهودیان ) بازیچه ای است که می توانند مانند سایر چیزها ان را از
دیگران بدزدند ...

" اگر من روزی در مقابل یهودیان به دفاع برخیزم دفاع من جهاد بزرگ من است که
خداوند ان را فرمان داده است "

" با این نمونه ها کم وبیش به کیفیت اخلاقی انان ( یهودیان ) اشنا شدم اما تنها چیزی که برای
من نامفهموم می ماند نفرت وبدبینی شخصی بود که نسبت به ملت المان داشتندو با این که
خودشان یهودی المانی بودند با المانی های غیر یهودی خصومت می ورزیدند و همین
احساس سبب میشد که ارزش خود را در برابر ملت از دست داده و تاریخ را الوده و
مردان بزرگ و سرشناس خود را در گل ولای فرو میبردند ."

" تمدن امروز توانسته است وحشی های امازون و سیاه پوستان دور از تمدن را که چون
حیوانات میزیستند به سوی قوانین انسانی بکشاند ولی در عمل مشاهده شده است که این
قوم ( یهودیان ) خارج از طبیعت از وحشی های بی تمدن هم بی احساس تر بودند ."

" انها ( یهودیان ) در فن صحبت کردن دیالکتیک مخصوصی داشتند و در سفسطه بازی
بسیار ماهر و استاد بودند. به تصور اینکه طرف مقابل چیزی درک نمیکند با به کار
بردن بعضی کلمات فریب دهنده مانندملت وآزادی واستقرارامنیت میدان راخالی میکردند
به طوری که طرف مقابل خلع سلاح میشداماچون عاجزودرمانده میماندند چون شکست
خوردگان جبهه جنگ که راه فرار به رویشان بسته شده خود را به حماقت می زدند ."

" برای من روشن شد حزبی که اعضای فعال ان دشمن سرسخت ما به شمار میایند از
افرادی تشکیل شده که اختیار زندگی یک ملت را دست دارند و برای نابودی ان نقشه
میکشند. زیرا من به طور کلی عقیده داشتم که یک نفر یهودی نمی تواند المانی باشد ."

" اگر یهودی با ایمان دیوانه کنند های که به مارکسیست دارد روزی در زمین در روی
زمین پیروزی به دست بیاورد؛ تاج او روی مرگ عالم انسانی است و طولی نخواهد
کشید که در روی زمین موجود زنده ای باقی نخواهد ماند ."

" یهودیان را به طور نمونه می توان نقطه مقابل نژاد اریا دانست شاید در این جهان هیچ
ملتی مانند یهود وجود نداشته باشد که اساس ان زندگی ان ها حفظ جان و منافع خویش باشد "

" هرگز ممکن نیست غریزه فداکاری و نفع دیگران رابر منافع خود مقدم شمردن در نزد
یهودیان تقویت شود چون خود را وابسته به هیچ تمدن نمی داند وبرای خودشان زندگی
میکنند"

" انچه راکه یهود در میدان صنعت و هنر ارائه میدهد غیر از دزدی و چپاول فکر نیست .به جای اینکه به خود زحمت بدهدوبرای ایجاد یک چیز تازه فکر کند از افکار و اندیشه
دیگران استفاده میکند."

" یهودیان در هر کشوری که بودند دارای امتیاز مخصوص نژاد خودشان بوده اند انها
هرگز نسبت به یک مذهب مخصوص ایمان و عقیده ای نداشتند و در هر موقع که وضعایجاب میکرد یاموردسوء ظن قرارمیگرفتند دست از مذهب و عقیده خود کشیده و به صورت پیروان مذهب ان کشور در می امدند زیرا به عقیده انان مذهب و عقیده برای تامین اسایس زندگی است واگرلازم شودبرای زندگی کردن هرکس میتواندبه هرعقیده و ایمانی که کقتضی باشد در اید. "

" یهودی چون موجودی نیست که بگذارد دیگران به او حمله کنند همیشه نقش حمله کننده را بر عهده دارد و نه فقط با حمله کنندگان دشمنی دارد بلکه کسی که بخواهد با افکار انان مقاومت کند در جبهه مقابل انها قرار خواهد گرفت "

" انقلاب عظیمی را که ما در نظر داریم به وجود بیاوریم اساس ان روی این فلسفه
پایه گذاری شده است که اگر خطر یهود از المان دور نشود دیر یا زود یهودیان دنیا را
می بلعند و آقا و فرمانروای دنیا خواهند شد ."

منبع : کتاب نبرد من




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


برنامه بیست و پنج ماده ای حزب نازی آلمان


۱- ما بر اساس حق خود مختاری مردم از تمام ایالات آلمان برای تشکیل یک آلمان بزرگ دعوت می کنیم.

۲- ما برای آلمانی هایی که تحت قوانین سایر کشورها زندگی می کنند درخواست حقوق مساوی می کنیم و الغای معاهده های صلح ورسای و سن ژرمن را خواستاریم.

۳- ما برای تغذیه مردم و سکنی گزیدن جمعیت اضافی مان سرزمین و قلمرو (مستعمرات) می خواهیم.

۴- هیچ فردی جز از افراد ملت حق تابعیت کشور را ندارد.هیچ کس جز کسی که خون آلمانی داشته باشد و به هر عقیده ای که باشد امکان ندارد جزو افراد ملت محسوب گردد.بنابراین یهودی ها نیز ممکن نیست جزو افراد ملت باشند.

۵- هرکسی که تابع یک کشور نیست ممکن است به عنوان یک نفر مهمان در آلمان زندگی بکند و با در نظر گرفتن قوانین افراد بیگانه مورد احترام قرار گیرد.

۶- فقط تابعین کشور از حق رای دادن برای انتخاب رهبر و وضع قوانین استفاده می کنند. بنابراین ما تقاضا می کنیم که تمام انتصابات اداری از هر نوع که باشد خواه در رایش و ولایات و خواه در جوامع کوچکتر منحصر به تابعین کشور باشد.ما با روش فاسد پارلمانی دولت برای پر کردن پستها از نقطه نظر ملاحظات حزبی و بدون مراجعه به شخصیت و لیاقت شخص مخالفیم.

۷- ما درخواست می کنیم که اولین وظیفه دولت ترقی دادن صناعات و معاش تابعین کشور باشد.اگر تغذیه تمام افراد کشور ممکن نیست ملیت های بیگانه(غیر تابعین کشور) باید از خاک رایش خارج شوند.

۸- باید از مهاجرت تمام غیر آلمانی ها به آلمان جلو گیری شود.ما در خواست
می کنیم تمام غیر آلمانی هایی که بعد از ۲ اوت ۱۹۱۴ وارد آلمان شده اند فورا از رایش خارج شوند.

۹- تمام تابعین کشور دارای حقوق و وظایف مساوی خواهند بود.

۱۰- اجرای کار فکری یا جسمی باید وظیفه هر فرد تبعه کشور باشد.فعالیتهای فردی نبایند بر ضد مصالح عمومی باشند.بلکه باید در داخل
چهارچوب جامعه پیش بروند و برای عموم مفید واقع گردند.

بنابراین ما درخواست می کنیم که:
۱۱- تمام درآمدهایی که به وسیله کار کردن به دست نیامده اند و موضوع بهره باید از بین برده شوند.

۱۲- نظر به تلفات جانی مالی عظیمی که در هر جنگ از یک ملت درخواست

می شود ثروت اندوزی از طریق جنگ باید جنایت علیه ملت محسوب گردد.بنابراین ما توقیف بیرحمانه تمام منافع جنگ را در خواست می کنیم.

۱۳- ما ملی شدن تمام حرفه هایی را که (اکنون) با هم ادغام شده اند(در داخل تراستها) طالب هستیم.

۱۴- ما در خواست می کنیم که در صنایع بزرگ تقسیم منفعت به عمل بیاید.

۱۵- ما در خواست می کنیم که برای اشخاص پیر تامین های مطمئنی در نظر گرفته شود.

۱۶- ما برای طرفداری از طبقه متوسط تشکیل فوری فروشگاه های عمده فروشی و پایین آوردن اجاره بهای منازل را به نسبت هر شغل خواستاریم و

ضمنا در خواست می کنیم در مورد رساندن ارزاق عمومی کشور-ایالات و یا جوامع کوچکتر دقیق ترین نظارتها را به عمل بیاورند.

۱۷- ما اجرای اصلاحات ارضی متناسب با شرایط کشور و تصویب قانونی را برای ضبط بدون غرامت زمین ها از لحاظ بلوکی- لغو بهره رهن و منع تمام
سفته بازی ها را در مورد زمین ها خواستاریم.

۱۸- ما طالب یک مبارزه بیرحمانه علیه تمام آن هایی که فعالیتهایشان در جهت عکس مصالح جامعه می باشد هستیم.خائنین به ملت-ربا خواران-استفاده جویان و غیره باید بدون توجه به هر عقیده و نژادی که دارند به مرگ محکوم شوند.

۱۹- ما در خواست می کنیم که قانون رومی ( roman law ) که به دنیای پول داران خدمت می کند با یک قانون عمومی آلمان عوض شود.

۲۰- به منظور به وجود اوردن امکانات تحصیلات عالی برای هر آلمانی مستعد
و صاحب کسب وکار و در نتیجه به منظور پیشرفت موقعیت سیاسی کشور باید تجدید نظری کلی در سیستم تحصیلی ملی صورت گیرد.دوره تحصیلی تمام موسسات فرهنگی باید با احتیاجات زندگی عملی تطبیق داشته باشد.منظور از فکر توسعه مدارس باید یاد دادن ایده کشور (جامعه شناسی کشور) به محصلین باشد.ما در خواست می کنیم که تحصیلات جوانان با استعداد مخصوصا آن هایی که بی بضاعت هستند خارج از هر طبقه و یا هر حرفه ای که داشته باشند به خرج دولت انجام گیرد.

۲۱- دولت باید با حمایت از مادران و کودکان-جلوگیری از کارکردن کودکان-پرورش استعدادهای جسمانی به وسیله حرکات نرمش و ورزش های قانونی و اجباری و حمایت وسیع از باشگاه هایی که مشغول تعلیم جسمانی جوانان هستند سطح بهداشت و تندرستی ملی را بالا ببرد.

۲۲- ما طالب انحلال یک ارتش مزدور و تشکیل یک ارتش ملی هستیم.

۲۳- ما در خواست مبارزه علیه محدودیت های سیاسی و انتشار آن را در مطبوعات می کنیم.به منظور به وجود آوردن مطبوعات ملی ما در خواست می کنیم که:
الف: تمام سردبیران و مقاله نویسان آلمانی زبان باید از افراد ملت باشند.
ب: برای روزنامه های غیر آلمانی قبل از انتشار اجازه نامه مخصوص مورد لزوم باشد.این روزنامه ها لزومی ندارند به زبان آلمانی چاپ شوند.
ج: افراد غیر آلمانی باید قانونا از شرکت مالی و نفوذ در جراید آلمان منع گردیده و مجازات تخلف از این قانون باید توقیف جریده متخلف و تبعید فوری غیر آلمانی مزبور باشد.
نشر جرایدی که به نفع ملت نیستند باید ممنوع شوند.ما طالب تعقیب تمام تمایلات تجزیه طلبانه در هنر و ادبیات هستیم و توقیف موسساتی را که علیه مقررات فوق مبارزه می کنند را خواستاریم.

۲۴- ما در خواست می کنیم تمام مذاهب در تمام کشور آزاد باشند.در صورتی که وجود آنها نسبت به کشور خطرناک نبوده و علیه حس معنوی و اخلاقی نژاد آلمانی مبارزه نکنند.و نیز حزب طرفدار جدی مسیحیت مثبت است اما خود را موظف به اعتراف مخصوصی نمی داند.حزب با ما یا بدون ما علیه روح مادیگری یهود مبارزه می کند و عقیده دارد که ملت از طریق مصالح عمومی قبل از مصالح فردی به یک ایمنی و سلامت دائمی می رسد.

۲۵- تمام موارد ذکر شده در بالا می تواند در خواست ما برای ایجاد یک قدرت مرکزی رایش و رد قدرت غیر مفید سیاست پارلمانی تمام رایش و سازمان های آن باشد.
تشکیل سازمان های ویژه ی تغذیه و استراحتگاه های تعطیلاتی به منظور اجرای قوانین عمومی اعلام شده توسط رایش در تمام ایالات و کنفدراسیون ها تلقی گردد.رهبران حزب قسم می خورند که بدون توجه به میزان مشکلات حتی به وسیله قربانی کردن زندگی خودشان هم که شده به سوی اجرای مواد فوق پیش بروند.

منبع :

http://en.wikipedia.org/wiki/National_Socialist_Program





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2