تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - فاجعه هیروشیما
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
پنجشنبه 29 بهمن 1394 :: نویسنده : نازی آرشیوز NaziArchives

این منظومه به مناسبت فاجعه بمباران اتمى
هیروشیماى ژاپن به وسیله آمریکا در اوت ۱۹۴۵،
سروده شده است.

فاجعه هیروشیما

چند تواند بشر درندگى آموخت؟
آن که ربود از بسى درنده گرو را
از پس چندین هزار سال توحّش
یافت در این روزگار شیوه نو را

چشم جهان، دیده در توالى اعصار
سنگ‏دلى ‏ها فزون ز دوده آدم
لطمه و آزار و قهر و قتل، پیاپى
صدمه و کشتار و جرح و جنگ، دمادم

دیده بیدارِ دهر دیده به تکرار
طرفه جنایات از قبایل خون‏ریز
دیده بسى قتل عام ولوله ‏افکن
از سوى سنگین‏دلان لشکر چنگیز

دیده آتیلا که حمله ‏هاى گرانش
بر تن خلقى فکنده صاعقه مرگ
همچو هجوم سپاه وحشى تیمور
ریخته سرها به خاک همچو خزانْ برگ

لیک شگفتا که شد به بیستمین قرن
دوش به دوش ترقّیات گران‏فر
نحوه کشتار خلق و شیوه تخریب
بس مترقى ‏تر از قدیم و گران‏تر

چون بشر از علم خود شکافت اتم را
چاره ز دانش براى قتل بشر جست
آلت شومى به نام بمب اتم ساخت
تازه رهى بهر دفع فتنه و شر جست

چون که برافروخت یکه ‏تازى هیتلر
آتش جنگ جهانى از ره بیداد
گشت بسیج از براى دفع شر او
«متّفقین» را سپه به پهنه رخداد

کشته شد اندر نبرد از دو هماورد
متّفق و متّحد هزار هزاران
زآن همه آلات نوپدید در این جنگ
شد همه جا سایه‏ هاى مرگ نمایان

از پس شش سال جنگ شوم جهانگیر
کان همه کشتار گشت خانه برافکن
بود مقاوم هنوز کشور ژاپن
ناشده تسلیم در برابر دشمن

اهرمنى مغزها در انجمنى شوم
خالى از احساس مهر و درک عواطف
نقشه کوبیدن دو شهر کشیدند
تا کند آمریک ختم جنگ طوایف

شهر پر از جنب ‏وجوشِ زیست بوَد زیست
هرکه به کارى است دل‏سپرده و سرگرم
شور حیات است جا گرفته به دل‏ها
همره بس آرزو به خوى خوش نرم

در سر درس‏ اند کودکان دبستان
خانگیان راهیان کوچه و بازار
اهل دکان دستشان به داد وستد بند
کارگران در کنار آلت و ابزار

هرکه هنرمند، گرمْ پوى هنرها
شاعر و نقاش و نغمه‏ پرور آهنگ
هرکه پژوهشگر علوم به تحقیق
در پى کشف رموز دانش و فرهنگ

رفت به اوج هوا پرنده غرّان
بسته به پرهاى خویش بمب اتم را
بر سر آن شهر و صدهزار نفوسش
کرد ز نو زنده یاد «پُمْپىِ» رم را

شهر به ‏یک‏باره گشت توده آتش
شعله جوّال آن رسید به هر جا
جمله خلایق ز انفجار مهیبى
در دل آتش گداختند سراپا

برجى ز آتش کشید سوى فلک سر
از همه سو در میان دودِ به هم پیچ
دود کلان حلقه حلقه تا زَبَر ابر
رفت و به جایش نماند از همه کس هیچ

گفتى منظومه بگسلید زمین را
از بر خورشید و شد سیه کره خاک
هرچه پدیدار بود زنده و بى‏روح
گشت غبارى و پر کشید به افلاک

شهرْ پر از جنبش و تحرک و امّید
سوخت به یک لحظه در تصاعد آتش
عشق و هنر همره هنرور ناکام
جمله فرو شد به کام شعله سرکش

ماند به جا کوهى از سموم بلاخیز
رانده خطر تا شعاع دور ز اطراف
خلق دگر هم شد از سرایت سَمّش
کور و کر و گنگ و منگ یا بتر اوصاف

مات بوَد آدمى ز وسعت بیداد
غرق تحیّر ز حجم ددمنشى ‏ها
این چه جنایت بود که سابقه‏ اى نیست
بهر چنین زشت‏گونه کینه ‏کشى ‏ها

چشم بشر بیند ار وراى فلک را
مى‏ نتواند که عمق فاجعه را دید
فاجعه ‏اى این‏چنین عظیم که دیده است؟
کز خبرش پشت روزگار بلرزید

ننگ بود ننگِ آدمیت و هرگز
کهنه نگردد مصیب هیروشیما
مانده غمش در دل زمانه و تا حشر
عقده ‏اش از سینه جهان نشود وا

اى بشر دون! تفو به روى تو بادا
گر هنرت مایه درندگى آید!
تا تو بدین سیرتى دچار، محال است
کآب خوشت در گلوى زندگى آید

هیتلر اگر عده ‏اى به کوره درافکند
کوره آمریک، صد هزار نفر سوخت
واى بر این دفع شر که نقض غرض را
درس پر از عبرتى به مرد و زن آموخت

تا نشود کین و آز و مفسده بر باد
شاخه بخت بشر به بار نیاید
تا نشود منقطع سلاح‏ گرایى
روز خوش از شام انتظار نزاید

۱۸/۶/۱۳۷۰

ادیب برومند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر