تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - جنگ جهانی اول و نظم نوین جهانی
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

جنگ جهانی اول و نظم نوین جهانی

پایان جنگ ویرانگر اول که کشورمان ایران هم از اثرات این جنگ ویرانگر بی نصیب نبود. تفاوت نبرد در میدانهای جنگ اول و سلاحهای ابتدایی تر مورد استفاده نسبت به تمام جنگهای دوران معاصر بشر از جمله جنگ دوم و حتی تا امروز برای سربازان میدانهای جنگ اول بسیار متفاوت و حاوی تجربیات دهشتناکی بوده است. ولی متاسفانه بدلیل امکانات و تکنولوژی کم امکان ثبت تصاویر و فیلمهای زیادی از جنگ اول نبوده است.
از سلاح‌های شیمیایی برای نخستین بار در این جنگ بهره گرفته شد. برای نخستین بار، بگونه انبوه مناطق غیر نظامی بمباران هوایی شدند و نیز برای نخستین بار کشتار غیرنظامیان در ابعادی گسترده در طول جنگ رخ داد.
این جنگ به خاطر شیوهٔ جنگی خاکریزی (منحصر به فرد و نبرد تن به تن) به ویژه در جبهه غرب نیز شناخته شده است.

این جنگ در ابعاد فجایع انسانی نیز در نوع خود بی نظیر است.قتل، تجاوز، نسل کشی و کشته شدن تعداد بسیار زیادی از غیر نظامیان در جهان از دستاوردهای سیاه این جنگ بود. تخمین زده می شود در جنگ جهانی اول جمعیتی معادل شانزده میلیون نفر و یا حتی بیش از این رقم ها کشته و میلیونها نفر بی خانمان و مجروح شدند ۷ میلیون نفر برای همیشه ناقص و معلول شدند و حدود ۵ میلیون نفر نیز مفقود شدند.

اما روی دیگر سکه این جنگهای بیهوده داستان سربازانی است که برای هیچ و نظم نوین جهانی فرزندان برگزیده شیطان و منافع عده ای بانک دار یهودی دست خود را بخون برادران همخون و نژاد خود آلوده کردند. نخبگانی ملتهایی که میتوانستند به بقا مردم خود و پیشبرد آرمانهای جامعه بشری یاری رسانند ولی افسوس! چون برگهای پاییزی بر خاک افتادند. و این داستان همچنان ادامه دارد.

نخستین و مهمترین جبهه نبرد در جنگ جهانی اول، جنگ آلمان با فرانسه، بلژیک و بریتانیا، در مرزهای غربی‌اش بود که به «جبهه غرب» معروف شد. بعد از اشغال بلژیک توسط آلمان و ناکام ماندن آلمانی ها از تصرف فرانسه و پایتخت (پاریس) و گره خوردن جنگ در جبهه غربی «جنگ خندق‌» آغاز شد.

در خط مقدم مجبور شدند که زمین را بکنند و خندقهایی ایجاد کنند و در این خندق‌ها با هم بجنگند برای همین به جنگ خندق یا سنگر به سنگر معروف می‌شود. نه راه پیش داشتند و نه راه پس. خط گودالهایی که در خط مقدم جبهه کنده می‌شود هم به مرور زمان به بیش از هزار کیلومتر می‌رسد و بخش زیادی از اروپا را در برمی‌گیرد و حتی نیروهای بریتانیا هم در بخشی از این گودالها متمرکز می‌شوند. هر کدام از اینها هم که می‌خواستند پیشروی بکنند با توپخانه سنگین طرف مقابل، هدف قرار می‌گرفتند. عملا در سالهای ۱۹۱۴، ۱۹۱۵ و ۱۹۱۶، جبهه غرب، جبهه‌ای است که زمین‌گیر شده و قادر به پیشروی نیست.»

بدین ترتیب جبهه غربی جنگ به جبهه‌ای تبدیل شد که در نگاه برخی فرماندهان نظامی، پیروزی در آن معنایی نداشته و جز تلفات سنگین، ثمر دیگری برای طرفین جنگ نداشت.

بر اساس این تجربیات دهشتناک جبهه غرب سرجوخه ای جوان و گمنام و خوش آتیه چکامه ای سرود این سرجوخه گمنام سالها بعد تجربیات تلخ خود از زندگی و جراحتهای خود از میدان نبرد جبهه غرب را با ملتش و مردم دنیا به اشتراک گذاشت و از همین رو فرزندان برگزیده شیطان به او لقب جنایتکار بخشیدند که اینکه در این عصر هرج و مرج و آشوب گناهی بزرگتر از بیان حلاج وار حقیقت نیست.

توجه شما رو به چکامه در بیشه جنگل آرتویس و نقاشی تصویر شده از این داستان توسط آدولف هیتلر جلب میکنم:

در بیشه جنگلهای آرتویس بود ،
در میان درختان، در زمینی غرق در خون،
سرباز زخمی آلمانی خفته،
و نوای گریه های او در شب طنین انداز ،
در پوچی… هیج بازتابی پاسخگوی درخواست او نیست،
آیا آنقدر خون از او میرود تا چون جانوری بمیرد،
آن تیر در شکم تنها خواهد مرد؟

سپس ناگهان
گامهای سنگینی از سمت راست [به سمت او ] می آیند،
می شنود که چگونه بر کف جنگل میکوبند،
و امید تازه ای در روانش شکل میگیرد،
و حال از چپ …
و حال از دو سوی …

دو مرد به خوابگاه تیره روز او نزدیک میگردند،
یکی آلمانی و دیگری فرانسوی
هر یک بدبینانه دیگری را مینگرد
و با اسلحه خود دیگری را می ترساند،
مبارز آلمانی میپرسد :
” تو اینجا چه میکنی؟
جواب: نوایی نیازمند مرا برای کمک فرا خواند ”

مبارز آلمانی: ” او دشمن توست ”
مبارز فرانسوی: ” او مردی است که رنج میبرد ”

و هر دو بی کلام سلاحشان را پایین آوردند
و دستهایشان را در هم پیچیده
و با ماهیچه های در هم تنیده، به دقت
سرباز زخمی را بلند کردند، به مانند آنکه در برانکاردی [خفته] باشد،
او را از میان جنگل بیرون بردند .

” تا زمانیکه به پایگاه آلمانها رسیدند ”

” هم اکنون همه چیز به پایان رسیده است، از او به خوبی مراقبت میگردد ”
و مبارز فرانسوی به جنگل باز میگردد،
ولی مبارز آلمانی دست او را در چنگ میگیرد،
نگاه میکند، گام برمیدارد، در چشمان غمبار [او ]
و با دلگرمی شومی به او میگوید :

” نمیدانم چه سرنوشتی ما را چشم در راه است،
که بر طبق قواعد درنیافتنی در ستاره هاست
شاید من بمیرم، قربانی گلوله تو
شاید [گلوله] من در ماسه به تو برخورد،
و بسته به شانس در جنگ دارد،
ولی به هر روی هر آنچه که است و خواهد آمد،
ما در این هنگامه های روحانی زیستیم،
جاییکه بشر خود را در بشر یافت …
و هم اکنون بدرود و پروردگار با تو باشد !

منبع : http://naziarchives.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 16 آذر 1394 09:02 ق.ظ
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده
دوشنبه 16 آذر 1394 08:55 ق.ظ
سلام
وبلاگ نویس عزیز خسته نباشی، وبلاگت خیلی ناز بود دوسش داشتم. بهت پیش نهاد می کنم بیا به وب سایت من سر بزن برات سوپرایز فوق العاده دارم منتظرتم
دوشنبه 16 آذر 1394 08:50 ق.ظ
آیا کسی از وبلاگت بازدید میکنه؟ با ما در انجمن وبلاگ نویس ها همراه شوید و نام وبلاگتون رو در کنار صدها وبلاگ دیگر ثبت کنید. وبلاگ شما هم دیده خواهد شد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر