تبلیغات
نازی آرشیوز NaziArchives - داستان راکتی که در سیارۀ اشتباهی فرود آمد ...
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نازی آرشیوز NaziArchives
وبلاگ اطلاع رسانی تارنمای نازی آرشیوز | مرجع تخصصی نازیسم ، رایش سوم و جنگ جهانی دوم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
داستان زندگی پدربزرگ موشکهای بالستیک امروزی

 تصور اینکه علم همواره در مسیر خدمت به نوع بشر در حال حرکت بوده، بیش از حد ساده‌انگارانه است. در این میان رابطۀ میان علم و جنگ بیش از همه این موضوع را نشان می‌دهد. 

در زیر تاریخچه‌ای مختصر از نقش ورنر فون براون، پدربزرگ موشکهای بالستیک امروزی، در طراحی و توسعۀ اولین راکتها برای نازی‌ها و سپس آمریکایی‌ها می‌خوانید :

مقدمه

محدودیت‌های شدیدی که در توافقنامۀ ورسای به آلمان تحمیل شده بود، این کشور را از داشتن نیروهای نظامی و ساخت هواپیما، زیردریایی‌ و وسایل نقلیۀ جنگی منع می‌کرد. با این وجود، محدودیتی برای توسعۀ راکت در نظر گرفته نشده بود. 
 
ورنر فون براون از کودکی شیفتۀ راکتها بود. در دهۀ 1930، نازی‌ها بر روی آزمایش‌های فون براون سرمایه‌گذاری کردند تا او بتواند اختراعات ابتدایی خود را اسلحه تبدیل کند. شوق اولیه و رفتار سرخوشانۀ او در ابتدای راه، مسبب اشتباهات فراوانی می‌شد که برخی از آنها می‌توانست به قیمت جان فون براون تمام شود. 
 
رویکرد اخلاقی سوال‌برانگیز وی در استفادۀ آگاهانه از کارگران اجباری‌ای که از اردوگاه‌های کار اجباری آلمان برای ساختن موشکهای V2 در شرایطی هولناک، نقطۀ تاریکی در کارنامۀ علمی اوست. موشکهای V1 و V2 که فون براون و تیمش در "پینه‌موند" طراحی کردند و ساختند، دیرتر از آن آماده شد که بتواند در جنگ دردی از آلمان دوا کند. با این وجود این موشکها پدربزرگهای موشکهای بالستیک امروزی هستند. 

گام‌های ابتدایی

ورنر فون براون، فرزند خانواده‌ای متمول بود. او اگرچه علاقمند به علم بود، اما سرمایۀ مورد نیاز کارش را از یک دولت توتالیتر دریافت می‌کرد. روابط او با حزب نازی باعث شد تا متهم به نازی بودن شود. اتهامی که فون براون تا روز مرگش آن را رد می‌کرد. 
 
مگنوس فون براون، پدر فون براون، وزیر کشاورزی دولت جمهوری ویمار بود و مادرش متعلق به خاندان سلطنتی بود. فون براون در جوانی شیفتۀ مطالعۀ فضا و سازوکار راکتها بود. 
 
در سال 1925، او کتاب "راکت و فضای میان سیاره‌ای" نوشتۀ هرمان اوبرت را خرید. او و اوبرت بعداً موفق شدند که با همکاری با هم موتور سوخت مایع برای راکتها را بسازند. بخشی از تامین سرمایۀ این آزمایش‌ها را ارتش آلمان بر عهده داشت. او قلباً می‌خواست که راکتهایش برای رفتن به فضا مورد استفاده قرار بگیرند، نه برای جنگ. 
تا سال 1934، او و گروهش موفق شده بودند دو راکت آزمایش کنند که یکی تا ارتفاع 2.2 کیلومتری و دیگری تا ارتفاع 3.5 کیلومتری صعود کردند. فون براون در ساخت راکتهای سری آگریگات (A) از طرح‌های رابرت گودارد، فیزیکدان آمریکایی، استفاده‌های بسیاری برد. مشهورترین راکت سری A، راکت A4 بود که به V2 معروف است. 
 
از سال 1934 به بعد، تولید راکت شتاب گرفت و تاسیسات بزرگی به همین منظور در "پینه‌موند" بنا شد. این محل در جنگ جهانی دوم، هدف شدیدترین حملات هوایی قرار گرفت. در یکی از شدیدترین این جملات، مشهور به عملیات "هایدرا" در 17 و 18 آگوست 1943، صورت گرفت که در آن 596 هواپیما، 1800 تن بمب روی این تاسیسات ریختند. 
 
اولین راکت V2 در روز 7 سپتامبر 1944 به لندن شلیک شد. فون براون در آن روز احساسات متناقضی داشت. راکت او بدون کوچکترین اشکال عمل کرده بود، اما عطش او برای مسافرت فضایی او را رها نمی‌کرد. از نقل می‌شود که گفته است: "عملکرد راکت بدون نقص بود، منتها بر روی سیارۀ اشتباه فرود آمد." نابودی‌ای راکت او به وجود آورده بود، باعث شد آن روز را "تاریکترین روز" زندگیش توصیف کند. 
 
کار اجباری
  
بسیاری از نقدهایی که به فون براون صورت می‌گیرد به استفادۀ او از نیروی کار اجباری بازمی‌گیردد. نیاز به کارگران اجباری برای ساخت راکتها را هانس کاملر، ژنرال اس‌اس، تشخیص داده بود. در واقع در پایان جنگ، شمار کسانی که در هنگام ساخت راکتهای V2 جان خود را از دست می‌دادند، از کسانی که توسط این راکتها کشته می‌شدند بیشتر بود. 
 
فون براون در نامه‌ای به آلبین ساواتزکی، در تاریخ 14 آگوست 1944، پذیرفته است که خودش شخصاً برای انتخاب کارگران اجباری به اردوگاه کار اجباری "بوخن‌والد" می‌رفته است. جایی که ، 25 سال بعد، فون براون اقرار کرد "وضعیت رقت‌انگیزی" داشته است. او در مورد آنجا گفته است: "وضعیت آنجا جهنمی بود. واکنش ناخودآگاه من این بود که با یکی از نگهبانان اس‌اس در این مورد حرف بزنم و او هم با جسارت تمام پاسخ داد که یا باید سرم به کار خودم باشد یا منم باید لباس راه راه زندانیها را به تن کنم..." 
 
رژیم نازی با وجود اینکه از راکتهای V2 رضایت داشت، از وفاداری فون براون مطمئن نبود. اس‌اس او را از اکتبر 1943 تحت نظر قرار داده بود. در یکی از گزارش‌های اس‌اس از او آمده است که او از اینکه آنها روی سفینۀ فضایی کار نمی‌کنند ابراز نارضایتی کرده و اعتقاد داشته است که جنگ به خوبی پیش نمی‌روند. هیملر هم به اشتباه او را متهم به تمایل به کمونیسم کرده بود و این دو اتفاق باعث شد که فون براون در 14 مارس 1944، توسط گشتاپو بازداشت و زندانی شد. او وقتی که آلبرت اسپیر، شخصا پادرمیانی کرد و به هیتلر گفت که فون براون در طرح راکت V2 نقش بسیار مهمی دارد، آزاد شد. 
 
در بهار 1945، فون براون متوجه شده بود که آلمان در حال شکست خوردن در جنگ است و نقشه ریخت تا خود را به آمریکایی‌ها تسلیم کند. او و تیمش با مدارک شناسایی جعلی به سمت جنوب و به ناحیه‌ای در "میتل‌وِرک" فراری داده شدند و در آنجا کارشان را از سرگرفتند. تا ماه آوریل، جنگ تقریباً تمام شده بود و فون براون و تیمش با قطار به اوبرامرگائو در بخش باواراییایی کوهستان آلپ انتقال داده شدند. در اینجا اس‌اس به شدت از آنها مراقبت می‌کرد و به آنها دستور داده شده بود که در صورت احتمال اسارت فون براون و تیمش به دست آمریکایی، آنها را بکشند. 

تسلیم فون براون 
 
با این وجود، فون براون در 2 می 1945، موفق شد به نیروهای آمریکایی تسلیم شود. او پس از تسلیم شدن به رسانه‌ها گفت: "ما می‌دانستیم که یک ابزار جنگی جدید ساخته‌ایم، و این پرسش که کدام کشور، به کدام کشور ظفرمند این زاییدۀ مغز خود را بسپاریم، بیش از هر چیز یک تصمیم اخلاقی بود. ما می‌خواستیم شاهد باشیم که جهان شاهد جنگ دیگری همچون آنچه که برای آلمان رخ داد نباشد و احساس می‌کردیم که با سپردن این سلاح به مردمی که تحت هدایت انجیل هستند، می‌توانیم امنیت جهان را تضمین کنیم." 
 
اسیر کردن ورنر فون براون یک دستاورد بزرگ برای آمریکا بود. او در صدر لیست سیاه آمریکایی‌ها قرار داشت. این لیست شامل دانشمندان و مهندسان آلمانی‌ای بود که آمریکا بنا داشت به سرعت دستگیرشان کند و مورد بازجویی قرارشان دهد. آمریکایی ارزش تخصص آلمانی‌ها را می‌دانستند و فون براوان و تیمش را در راستای پروژۀ مخفی‌ای به نام "عملیات گیرۀ کاغذ" (Operation Paperclip) به خدمت گرفتند. 
 
در 20 ژوئن 1945، ادوارد استتینیوس، وزیر خارجۀ وقت آمریکا، انتقال فون براون به ایالات متحده را مورد تایید قرار داد و عضویت او در حزب نازی لاپوشانی شد. در 20 سپتامبر همان سال، اولین دانشمندان راکتی آلمانی به پایگاه هوایی نیوکاسل در "دِلاوِر" رفتند و از آنجا به پایگاه "اًبردین پرووینگ گراند" در مریلند منتقل شدند تا تحقیقات در زمینۀ راکتها را ادامه دهند. 
 
آنها بعدتر به "فورت بلیس" انتقال داده شدند تا در جریان پروژۀ موسوم به "هرمس"، راکتهای V2 را توسعه دهند. آلمانی‌ها اجازه نداشتند پایگاه را بدون همراهی نگهبانان ترک کنند و خودشان را "اسیران صلحی" نامیده بودند. 
 
در سال 1950، این تیم به "هانتزویل" در آلاباما منتقل شدند و در آنجا راکتها "رِد استون" و "ژوپیتر C" را طراحی کرده و ساختند. پرتاب موفق اسپوتنیک به فضا توسط شوروی، آمریکایی‌ها را مجاب کرد تا به شکلی شایسته بر روی تحقیقات راکتی سرمایه‌گذاری کنند، و فون براون نقشی کلیدی در موفقیت آمریکایی‌ها در ارسال انسان به فضا ایفا نمود. ورنر فون براون در 26 می 1972 از ناسا بازنشسته شد و در 16 ژوئن 1977 بر اثر سرطان پانکراس و در سن 65 سالگی درگذشت. 

چکیدۀ زندگی فون براون:

23 مارس 1912: در ویرزیسکِ لهستان متولد شد. در نوجوانی راکتهای با سوخت مایع می‌ساخت.

1937-1945: عضویت در اس‌اس و ساخت راکتهای V1 و V2 در پینه‌موند.

1945: اسارت توسط نیروهای آمریکایی و انتقال به ایالات متحده در راستای عملیات گیرۀ کاغذ (Paperclip Operation). 

1960: ریاست مرکز پرواز فضایی مارشال در ناسا. 

1969: فرستادن اولین انسان به کرۀ ماه.

*به نقل از Military History Monthly, May 2015
منبع : فرادید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 18 شهریور 1396 03:20 ب.ظ
Wow that was strange. I just wrote an really long comment but after I clicked submit my comment didn't appear.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say
great blog!
پنجشنبه 21 آبان 1394 05:59 ق.ظ
سلام گلم باشه راستی یک وب سایت دارم مخصوص کسانی که می خواهند فضای وبلاگشون را خودشون مدیریت کنن و کاملا در اختیاز خودشون باشه و نگران نباشه وبلاگش یه روز بالا نیاد این یک پیشنهاد حرفه ای هستش برای افراد حرفه ای مطمئن باش ضرر نمی کنی به امید دیدار
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر